قدرت سئوال

قدرت سوال برای رسیدن به موفقیت

آموزش قانون جذب,پرسش‌های کوانتومی,چگونه پولدار شوم؟
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 14 امتیاز : 4.6]

قدرت سوال

همه‌ی انسان‌ها به دنبال زندگی بهتر هستند و در اکثر اوقات این زندگی بهتر با راه حل‌هایی بهتر به وجود می‌آید؛ ولی کمتر کسی توجه می‌کند که چگونه باید راه حل های بهتری را پیدا کرد.

خیلی ساده است. برای اینکه راه‌حل‌های بهتری پیدا کنیم باید سؤالات بهتری بپرسیم! بارها در مباحث قانون جذب گفتم که توجه ما باعث به وجود آمدن شرایط می‌شود. الآن فرض کنیم یک اتفاق ناخواسته برای ما پیش‌آمده است و ما از خود سؤال می‌پرسیم: چرا این اتفاق افتاد؟ چرا همیشه من؟ چرا با من این کار را کرد؟ حالا ذهن ما دنبال این می‌گردد که شرایطی را از گذشته پیدا کند که نشان دهد که این اتفاق بد همیشه برای ما می‌افتد.

 

حال سؤال دیگری می‌پرسیم: چگونه می‌توانم این وضع را دگرگون کنم؟ چگونه همین الآن می‌توانم کانون توجهم را عوض کنم؟

و یک سؤال جادویی که سریع به شما حس خوب را می‌دهد: آیا این موضوع 6 ماه دیگر هم اهمیت دارد؟ چون معمولاً جواب خیر است به‌سرعت احساسمان خوب می‌شود.

ساخت سؤال توسط مغز

مغز ما با بروز کوچک‌ترین اتفاق، شروع به طرح چندین پرسش می‌کند و معمولاً همیشه نخستین پرسش این است: معنای این اتفاق چیست؟ آیا لذت دارد یا رنج؟

پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید: چگونه احساسات را کنترل کنیم؟ 

 

این‌ها نمونه‌هایی از پرسش‌هایی هستند که صرف‌نظر از نوع اتفاقاتی که در زندگی‌مان می‌افتد همواره در ذهن ما جاری هستند. اما من از شما می‌خواهم نسبت به این پرسش‌ها تیز و حساس شوید، زیرا اگر پیوسته همان پرسش‌های همیشگی را از خودمان بپرسیم همان جواب‌های همیشگی را می‌گیریم.

آموزش قانون جذب,پرسش‌های کوانتومی,چگونه پولدار شوم؟

 

عملکرد ما را سوا لاتمان تعیین می‌کند

اگر مدام از خودمان بپرسیم چرا هیچ‌وقت نمی‌توانم این کار را انجام دهم؟ مغز شما به‌گونه‌ای عمل خواهد کرد که هیچ‌وقت نتوانید آن کار را انجام دهید و کم‌کم این باور را در خود شکل می‌دهید که نمی‌توانید آن کار را انجام دهید. البته همان‌طور که می‌توانید باور نتوانستن را پرورش دهید می‌توانید از قانون جذب و انرژی مثبت به‌وسیله‌ی قدرت سؤالات استفاده کنید.

پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید: تعریف و عملکرد دقیق قانون جذب کائنات

 

کار سختی پیش رویتان نیست؛ کافی است به‌جای سؤال بالا از خودتان بپرسید: چگونه می‌توانم این کار را انجام دهم و آنگاه مغز شما راه را جلوی پایتان می‌گذارد.

نکته‌ی خیلی مهم این است که نیازی نیست که به دنبال جواب بروید شما فقط سؤال بپرسید و جواب را به عهده‌ی ضمیر ناخودآگاه بگذارید.

به یاد داشته باشید فقط آن چیزهایی را خواهید یافت که در جست‌وجوی آن‌ها هستید. سؤال پرسیدن یک‌راه فوق‌العاده برای تغییر کانون توجه است. در پایان این مطلب پرسش‌هایی را آورده‌ام که آنتونی رابینز به آن‌ها می‌گوید پرسش‌های کوانتومی و واقعاً قدرت بی‌نظیری دارند.

اندیشیدن همان پرسش و پاسخ است

این قسمت چالش بزرگی است و احتمالاً مقاومت زیادی را در شما برمی‌انگیزد ولی واقعیت است.  کل واقعیت زندگی را چیزهایی که بر آن متمرکز شدید می‌سازد. کافی است همین الآن صفحه حوادث روزنامه‌ها را بخوانید تا ببینید چه حس بدی به شما دست می‌دهد.

اگر می‌خواهیم واقعیت زندگی خود را تغییر دهیم باید کانون توجه خود را تغییر دهیم و اگر می‌خواهیم کانون توجه را تغییر دهیم باید سوالاتی متفاوت از خود بپرسیم.

قانون جذب,قانون جذب عشق,قانون جذب و روابط

اندیشیدن کاری به‌جز پرسش و پاسخ متوالی نیست. شما وقتی فکر می‌کنید که یک کار را انجام دهید و درباره‌ی آن می‌اندیشید سریع مغز شما شروع به سؤال پرسیدن می‌کند: آیا از پس آن برمی‌آیم؟ اگر بتوانم انجامش دهم چه می‌شود؟ توانایی انجامش دارم؟ چگونه انجامش دهم و … و همین سؤالات و جواب آن‌ها باعث به وجود آمدن حس اعتمادبه‌نفس یا ترس در شما می‌شود. یعنی شما زمانی که دارید می‌اندیشید درواقع دارید سوالاتی می‌پرسید و پاسخ آن‌ها را تحلیل می‌کنید.

پرسش‌هایتان را تغییر دهید تازندگی‌تان تغییر کند

قانون جذب کار می‌کند؟ نمی‌دانم شما به قانون جذب اعتقاددارید یا خیر ولی چه بخواهید و چه نخواهید کانون توجه شما زندگی شمارا می‌سازد. رویدادهای زندگی مهم نیستند بلکه تعبیر و تفسیر آن‌ها و نوع برخورد با آن‌ها مهم هستند.

تعبیر و تفسیر یعنی چه؟ واژه‌ای مهم است ولی واقعاً معنای آن چیست؟ رویدادهای زندگی‌مان را چگونه تعبیر و تفسیر می‌کنیم؟ چگونه می‌توانیم واژه‌ی تفسیر را ساده توضیح دهیم؟ همین الآن که خواستم تفسیر را توضیح دهم مجبور شدم ناخواسته یک‌رشته سؤال از خود بپرسم. تفسیر یعنی همین! رشته سوالاتی که از خود می‌پرسیم. آیا تفسیر چیزی جز پرسیدن سؤال است؟ حتی برای زیر سؤال بردن فکر قبلی هم مجبوریم سؤال بپرسیم.

ممکن است من از یک شرکت اخراج شوم (یک اتفاق به‌ظاهر بد). خیلی تفاوت دارد که من‌بعد از اخراج کدام‌یک از این سؤالات را از خود بپرسم:

1- چرا رئیسم با من این‌گونه برخورد کرد؟ چرا هیچ‌کس قدر کار من را نمی‌داند؟ حالا زندگی‌ام چه می‌شود؟

2- چه‌کار کنم که این موقعیت بهترین موقعیت زندگی‌ام شود؟ چه‌کاری می‌توانم انجام دهم تا چند برابر شغل قبلی‌ام اعتبار و پول بسازم؟

جالب اینجاست که طبق قانون جذب رشته‌ی افکار پشت سر هم می‌آید. شما اگر چند سؤال اول را مثبت بپرسید کمک بزرگی به خودتان کرده‌اید.

تکرار

مجبورم یک نکته را دوباره تکرار کنم. اگر از کل این مطلب همین یک خط را ملکه‌ی ذهنتان کنید معجزه را در زندگی‌تان خواهید دید. “هر پرسشی بکنید، پاسخی برای آن خواهید یافت.”

تکرار می‌کنم: “هر پرسشی بکنید، پاسخی برای آن خواهید یافت.”

بازهم تکرار می‌کنم: “هر پرسشی بکنید، پاسخی برای آن خواهید یافت.”

این‌قدر این موضوع مهم است که اگر می‌توانستم کل مطلب امروز را پاک می‌کردم و فقط 100 بار این خط را می‌نوشتم ولی بقیه مطالب هم برای درک موضوع لازم بود. تمام این صفحه نوشته شد برای همین یک خط.

مهم نیست شما در چه شرایطی زندگی می‌کنید. ممکن است زندگی شما پر از زیبایی باشد ولی شما صبح تا شب از خود بپرسید که مشکل زندگی من کجاست؟ این پرسش زندگی زیبای شمارا نابود خواهد کرد.

اگر از خودتان بپرسید چرا من همیشه کارها را خراب می‌کنم مغز شما خواهد گفت چون تو یک احمق هستی! ولی اگر از خود بپرسید چطور است که هر کاری که بقیه به‌سختی انجام می‌دهند برای من خیلی راحت است مغز شما خواهد گفت چون تو خیلی باهوش هستی.

خیلی از کاربران می‌پرسند که چگونه ضمیر ناخودآگاه را برنامه‌ریزی کنیم؟ یکی از راه‌های رایگان و آسان همین قدرت سؤال است. البته سریع‌ترین راه استفاده از هیپنوتیزم است ولی نیازی نیست که حتماً از هیپنوتیزم استفاده کنید. قدرت سؤالات به شما قدرتی می‌دهد که الآن امکان ندارد حتی بتوانید آن را تصور کنید.

دوست دارم به آن‌یک جمله که گفتم خیلی مهم است یک جمله‌ی دیگر هم اضافه کنم: یگانه تفاوت میان مردم کانون توجه آن‌هاست و پرسش یک‌راه عالی برای تغییر کانون توجه است.

پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید :چگونه مردان را جذب کنیم؟

 

سؤالات لوتر کینگی

مارتین لوتر کینگ یکی از رهبران بزرگ تاریخ است. مارتین پیوسته از خود می‌پرسید: “چگونه می‌توانم بین سیاه‌پوستان و سفیدپوستان برابری ایجاد کنم؟” الآن شاید این مسئله طبیعی و عادی باشد ولی سیاه‌پوستان در آمریکا حتی حق نشستن روی صندلی اتوبوس را نداشتند. چگونه یک نفر توانست با یک فرهنگ مقابله کند؟ باقدرت سؤال.

سوالات کوانتومی

در این قسمت چند مدل سؤال را برای شما کاربران گرامی پرورش افکار آماده کردم که با استفاده از آن‌ها طی چند روز تغییرات کوچک را در زندگی خود حس خواهید کرد و سپس بعد از چند هفته معجزات به سراغ شما خواهند آمد.

اگر اتفاقی ناخواسته برای شما افتاد:

1- آیا این اتفاق 6 ماه دیگر اهمیت دارد؟ اگر جواب خیر است این سؤال را بپرسید اگر 4 سال دیگر این موضوع بی‌اهمیت است به‌جای 6 ماه 4 سال را قرار دهید.

2- من این موضوع را نمی‌خواهم، پس چه چیزی می‌خواهم؟ حال خلاف اتفاقی که برایتان افتاده است می‌شود جواب شما.

مثلاً یک نفر پشت سر من صحبتی کرده که من را ناراحت کرده است. سؤال من این می‌شد: من نمی‌خواهم کسی پشت سرم بد بگوید پس چه چیزی می‌خواهم؟ می‌خواهم همه در همه حال از خوبی‌های من حرف بزنند. من انسان خوبی هستم و همه روی خوبی‌های من تمرکز دارند

البته نیازی نیست شما جواب دهید شما فقط سؤال را بپرسید و بقیه کار را به ضمیر ناخودآگاه بسپارید.

یکی از جادویی‌ترین سؤالات ممکن

یکی از سوالاتی که من هر وقت از خودم می‌پرسم یا برای کسی می‌خواهم تعریف کنم قند توی دلم آب می‌شود این است:

چه می‌شود اگر …

مثلاً می‌خواهم درآمدم را 3 برابر کنم ولی راهی به نظرم نمی‌رسد. حال از خودم می‌پرسم چه می‌شود اگر درآمدم سه برابر شود؟ چرا این سؤال این‌قدر مهم است؟ چون مغز شما دنبال جواب می‌رود و به شما می‌گوید که چه اتفاقاتی می‌افتد اگر من درآمدم سه برابر شود و چه چیزی بهتر از این؟ مگر قرار نیست ما با تمام وجود اهدافمان را حس کنیم تا به آن‌ها برسیم؟ وقتی من جواب سؤال چه می‌شود اگر را بدهم یعنی دارم تک‌تک اتفاقاتی که بعد از سه برابر شدن درآمدم برایم می‌افتد را به یاد می‌آورم و حس می‌کنم.

سؤال صبحگاهی

یک سؤال خوب هم برای بیدار شدن برایتان قرار می‌دهم. دقیقا بلافاصله بعد از بیدار شدن این سؤال را از خودتان بپرسید:

چرا من خیلی خوشبختم؟

این سؤال تمرکز شمارا روی خوبی‌های زندگی‌تان می‌برد که به خاطر آن‌ها احساس خوشبختی می‌کنید و سپس احساس خوب = اتفاقات خوب

قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

مصوب 25/3/1392

 

بخش اول- تشكيلات

ماده 1- در اجرای اصل يكصد و هفتاد و سوم (173) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بمنظور رسيدگي به شكايات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأموران، ادارات و آيين‌نامه‌هاي دولتي خلاف قانون يا شرع يا خارج از حدود اختيارات مقام تصويب‌كننده، ديوان عدالت اداري كه در اين قانون به اختصار «ديوان» ناميده مي‌شود زيرنظر رييس قوه قضائیه تشكيل مي‌گردد.

ماده 2- ديوان در تهران مستقر است و متشکل از شعب بدوی، تجدیدنظر، هیأت عمومی و هیأتهای تخصصی می‌باشد. تشکیلات قضایی، اداری و تعداد شعب ديوان با تصويب رئيس قوه قضائيه تعیین می‌شود.

تبصره- رئیس دیوان عدالت اداری می­تواند پیشنهادات خود را به رئیس قوه قضائیه ارائه نماید.

ماده 3- هر شعبه بدوی دیوان از یک رئیس یا دادرس علی‌البدل و هر شعبه تجدیدنظر از یک رئیس و دو مستشار تشکیل می‌شود. شعبه تجدیدنظر با حضور دو عضو رسمیت می‌یابد و ملاک صدور رأی، نظر اکثریت است. آراء شعب تجدیدنظر دیوان قطعی است.

تبصره- چنانچه جلسه شعبه تجدیدنظر با حضور دو عضو رسمیت یابد و هنگام صدور رأی اختلاف نظر حاصل شود، یک عضو مستشار توسط رئیس دیوان به آنان اضافه می‌شود.

ماده 4- قضات ديوان با حکم رئیس قوه قضائیه منصوب می شوند و بايد داراي ده سال سابقه كار قضائي باشند. در مورد قضات داراي مدرك كارشناسي‌‌ارشد يا دكترا در يكي از گرايشهاي رشته حقوق يا مدارك حوزوي همتراز، داشتن پنج سال سابقه كار قضائي كافي است.

تبصره 1- قضاتي كه حداقل پنج سال سابقه كار قضائي در ديوان دارند، از شمول اين ماده مستثني می‌باشند.

تبصره 2- رئیس دیوان عدالت اداری می­تواند قضات واجد شرایط را به رئیس قوه قضائیه پیشنهاد نماید.

ماده 5- رئيس ديوان، رئيس شعبه اول تجدیدنظر ديوان نيز مي‌باشد و به تعداد مورد نياز، معاون و مشاور خواهد داشت. وی می‌تواند برخی اختیارات خود را به معاونان تفویض نماید.

ماده 6- به منظور تسهیل در دسترسی مردم به خدمات دیوان، دفاتر اداری دیوان در محل دادگستری یا دفاتر بازرسی کل کشور در هر یک از مراکز استانها تأسیس می‌گردد. این دفاتر وظایف زیر را به عهده دارند:

الف- راهنمایی و ارشاد مراجعان

ب- پذیرش و ثبت دادخواست‌ها و درخواستهای شاکیان

پ- ابلاغ نسخه دوم شکایات یا آراء صادر شده از سوی دیوان در حوزه آن دفتر که از طریق نمابر یا پست الکترونیکی یا به هر طریق دیگری از دیوان دریافت کرده‌اند.

ث- انجام دستورات واحد اجرای احکام دیوان در حوزه مربوط به آن دفتر.

ماده 7- دیوان می‌تواند به تعداد مورد نیاز کارشناسانی از رشته‌های مختلف که حداقل دارای ده سال سابقه کار اداری و مدرک کارشناسی یا بالاتر باشند، به عنوان مشاور دیوان داشته باشد.

در صورت نیاز هر یک از شعب به مشاوره و کارشناسی، به درخواست شعبه یا به تشخیص رئیس دیوان، کارشناس مشاور توسط رئیس دیوان به شعبه معرفی می‌شود. در این صورت کارشناس پس از بررسی موضوع، نتیجه را به‌طور مکتوب به شعبه ارائه می‌کند تا در پرونده درج شود. قاضی شعبه با ملاحظه نظر وی مبادرت به صدور رأی می‌نماید.

تبصره- حقوق و مزایای مشاورینی که در اجرای ماده (9) قانون دیوان عدالت اداری مصوب 25/9/1385 منصوب شده‌اند مطابق مقررات زمان انتصاب محاسبه و پرداخت می‌شود.

ماده 8- هيأت عمومي ديوان با شركت حداقل دو سوم قضات ديوان به رياست رئيس ديوان و يا معاون قضائي وي تشكيل مي‌شود و ملاك صدور رأي، نظر اكثريت اعضای حاضر است.

تبصره- مشاوران و کارشناسان موضوع ماده (7) اين قانون مي‌توانند با دعوت رئيس ديوان بدون داشتن حق رأي، در جلسات هيأت عمومي شركت كنند و در صورت لزوم نظرات كارشناسي خود را ارائه نمايند.

ماده 9- واحد اجرای احكام دیوان زيرنظر رئيس ديوان يا معاون وي، انجام وظیفه می‌نماید که از تعداد کافي دادرس اجرای احکام، مدیر دفتر و کارمند برخوردار است.

تبصره- برای دادرسان اجرای احکام، داشتن حداقل ده سال سابقه قضائی و یا پنج سال سابقه قضائی با داشتن مدرک کارشناسی‌ارشد یا دکترا در رشته‌های حقوق و الهیات (گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی) یا همتراز حوزوی آن لازم است.

 

بخش دوم- آیین دادرسی

فصل اول- صلاحیت

ماده 10- صلاحيت و حدود اختيارات ديوان به قرار زير است:

1- رسيدگي به شكايات و تظلمات و اعتراضات اشخاص حقيقي يا حقوقي از:

الف- تصميمات و اقدامات واحدهای دولتی اعم از وزارتخانه­ها و سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و شهرداری­ها و سازمان تأمین اجتماعی و تشکیلات و نهادهای انقلابی و مؤسسات وابسته به آنها.

ب- تصميمات و اقدامات مأموران واحدهای مذكور در بند «الف» در امور راجع به وظايف آنها.

2- رسيدگي به اعتراضات و شكايات از آراء و تصميمات قطعي هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری و كميسيون‌هايي مانند كميسيون‌هاي مالياتي، هيأت حل اختلاف كارگر و كارفرما، كميسيون موضوع ماده (100) قانون شهرداري‌ها منحصراً از حيث نقض قوانين و مقررات يا مخالفت با آنها

3- رسيدگي به شكايات قضات و مشمولان قانون مدیریت خدمات کشوری و ساير مستخدمان واحدها و مؤسسات مذكور در بند (1) و مستخدمان مؤسساتي كه شمول اين قانون نسبت به آنها محتاج ذكر نام است اعم از لشكري و كشوري از حيث تضييع حقوق استخدامي

تبصره 1- تعيين ميزان خسارات وارده از ناحيه مؤسسات و اشخاص مذكور در بندهاي (1) و (2) اين ماده پس از صدور رأی در دیوان بر وقوع تخلف با دادگاه عمومي است.

تبصره 2- تصميمات و آراء دادگاهها و ساير مراجع قضائي دادگستري و نظامی و دادگاههاي انتظامي قضات دادگستري و نیروهای مسلح قابل شكايت در ديوان عدالت اداري نمی­باشد.

ماده 11- در صورتي كه تصميمات و اقدامات موضوع شكايت، موجب تضييع حقوق اشخاص شده باشد، شعبه رسيدگي‌كننده، حكم بر نقض رأي يا لغو اثر از تصميم و اقدام مورد شكايت يا الزام طرف شكايت به اعاده حقوق تضييع شده، صادر مي‌نمايد.

تبصره- پس از صدور حكم و قطعیت آن بر اساس ماده فوق، مرجع محکومٌ علیه علاوه بر اجرای حكم، مكلف به رعايت مفاد آن در تصميمات و اقدامات بعدي خود در موارد مشابه است.

ماده 12- حدود صلاحيت و وظایف هيأت عمومي ديوان به شرح زير است:

1- رسيدگي به شكايات، تظلمات و اعتراضات اشخاص حقيقي يا حقوقي از آيين‌نامه‌ها و ساير نظامات و مقررات دولتي و شهرداري‌ها و مؤسسات عمومی غیردولتی در مواردی که مقررات مذكور به علت مغایرت با شرع یا قانون و يا عدم صلاحيت مرجع مربوط يا تجاوز يا سوءاستفاده از اختيارات يا تخلف در اجرای قوانين و مقررات يا خودداري از انجام وظايفي كه موجب تضييع حقوق اشخاص مي‌شود.

2- صدور رأي وحدت رويه در موارد مشابه که آراء متعارض از شعب دیوان صادر شده باشد.

3- صدور رأي ایجاد رويه كه در موضوع واحد، آراء مشابه متعدد از شعب دیوان صادر شده ‌باشد.

تبصره - رسيدگي به تصميمات قضائي قوه قضائيه و صرفاً آیین­نامه­ها، بخشنامه­ها و تصمیمات رئیس قوه قضائیه و مصوبات و تصميمات شوراي نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت نظام، مجلس خبرگان و شوراي عالي امنيت ملي از شمول اين ماده خارج است.

ماده 13- اثر ابطال مصوبات از زمان صدور رأي هيأت عمومي است مگر در مورد مصوبات خلاف شرع يا در مواردي كه به منظور جلوگيري از تضييع حقوق اشخاص،‌ هيأت مذكور اثر آن را به زمان تصويب مصوبه مترتب نمايد.

ماده 14- مرجع حل اختلاف در صلاحیت بین شعب دیوان و سایر مراجع قضائی، شعب دیوان‌عالی کشور است.

ماده 15- صدور حکم اصلاحی، رفع ابهام و اشکال، دستور اجرای حکم و انفصال مستنکف و هرگونه اقدامی که مستلزم تصمیم‌گیری مجدد است، به عهده شعبه صادرکننده رأی قطعی است.

 

فصل دوم-‌ترتیب رسیدگی

مبحث اول- رسیدگی در شعب بدوی

اول دادخواست

ماده 16- رسيدگي در شعب ديوان، مستلزم تقديم دادخواست است. دادخواست باید به زبان فارسي روي برگه‌هاي مخصوص، تنظیم شود.

تبصره 1- پرونده‌هايي كه با صدور قرار عدم صلاحيت از مراجع قضائي ديگر به دیوان ارسال مي‌شود، نيازی به تقديم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی ندارد.

تبصره 2- از زمان تصویب این قانون مهلت تقدیم دادخواست، راجع به موارد موضوع بند (2) ماده (10) این قانون، برای اشخاص داخل کشور سه ماه و برای افراد مقیم خارج از کشور، شش ماه از تاریخ ابلاغ رأی یا تصمیم قطعی مرجع مربوط مطابق قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب (در امور مدنی) است. مراجع مربوط مکلفند در رأی یا تصمیم خود تصریح نمایند که رأی یا تصمیم آنها ظرف مدت مزبور در دیوان قابل اعتراض است. در مواردی که ابلاغ واقعی نبوده و ذی‌نفع ادعای عدم اطلاع از آن را بنماید شعبه دیوان در ابتداء به موضوع ابلاغ رسیدگی می‌نماید. در مواردی که به موجب قانون سابق، اشخاصی قبلاً حق شکایت در مهلت بیشتری داشته­اند، مهلت مذکور، ملاک محاسبه است.    

ماده 17- شعب دیوان به شکایتی رسیدگی می‌کنند که شخص ذی‌نفع یا وکیل یا قائم‌مقام یا نماینده قانونی وی، رسیدگی به شکایت را برابر قانون، درخواست کرده باشد.

ماده 18- دادخواست باید حاوی نکات زیر باشد:

الف- مشخصات شاکی

1- نام و نام ‌خانوادگی، نام پدر، تاریخ تولد، کد ملی، شغل، تابعیت و اقامتگاه برای اشخاص حقیقی

2- نام، شماره ثبت، اقامتگاه اصلی و شماره تلفن تماس برای اشخاص حقوقی

ب- مشخصات طرف شکایت

  1. نام و نام‌ خانوادگی، سمت و نشانی دقیق محل کار مأمور دولت در صورت امکان
  2. نام کامل دستگاه‌های موضوع ماده (10) این قانون

پ- نام و نام‌ خانوادگی و اقامتگاه وکیل یا قائم‌مقام و یا نماینده قانونی شاکی، در صورت تقدیم دادخواست توسط آنان

ت- موضوع شکایت و خواسته

ث- شرح شکایت

ج- مدارک و دلایل مورد استناد

چ- امضاء یا اثر انگشت شاکی یا وکیل یا قائم‌مقام و یا نماینده قانونی وی و یا امضاء و مهر شخص حقوقی ذیل دادخواست

ح- مدرک اثبات کننده سمت برای اشخاص حقوقی و نمایندگان قانونی

تبصره- شاکی می‌تواند علاوه بر نشانی پستی، نشانی پست الکترونیکی یا شماره تلفن همراه یا نمابر خود را به منظور ابلاغ اوراق اعلام نماید که در این صورت امر ابلاغ به یکی از طرق مزبور کافی است.

ماده 19- هزینه دادرسی در شعب بدوی دیوان، یکصد هزار (100000) ریال و در شعب تجدیدنظر دویست هزار (200000) ریال است.

تبصره- مبلغ مذکور در این ماده به تناسب نرخ تورم اعلام شده به وسیله بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران هر سه سال یک بار به پیشنهاد رئیس دیوان و تأیید رئیس قوه قضايیه و تصویب هیأت وزیران قابل تعدیل می‌باشد.

ماده 20- شاکی باید رونوشت یا تصویر خوانا و گواهی شده اسناد و مدارک مورد استناد خود را پیوست دادخواست نماید.

تبصره 1- تصویر یا رونوشت مدارک باید به وسیله دبیرخانه و یا دفاتر شعب دیوان و یا دفاتر اداری مستقر در مراکز استانها و یا دفاتر دادگاههای عمومی، دفاتر اسناد رسمی، وکیل شاکی یا واحدهای دولتی و عمومی تصدیق شود. در صورتی که رونوشت یا تصویر سند، خارج از کشور تهیه شده باشد، مطابقت آن با اصل، باید در دفتر یکی از سفارتخانه‌ها یا کنسولگری‌ها و یا دفاتر نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران، گواهی شود.

تبصره 2- در مواردی که تصدیق اسناد و مدارک مربوط به واحدهای دولتی و عمومی از سوی شاکی ممکن نباشد و یا این که اساساً شاکی نتواند تصویری از آنها ارائه نماید، دیوان مکلف به پذیرش دادخواست است و باید تصویر مصدق اسناد را از دستگاه مربوطه مطالبه نماید. 

ماده 21- در صورتی که سند به زبان فارسی نباشد، علاوه بر تصویر یا رونوشت گواهی شده،‌ ترجمه گواهی شده آن نیز باید پیوست شود. صحت ‌ترجمه و مطابقت تصویر یا رونوشت با اصل، باید به وسیله مترجمان رسمی یا سفارتخانه‌ها یا کنسولگری‌ها و یا دفاتر نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، گواهی شود.

ماده 22- هرگاه دادخواست توسط وکیل یا قائم‌مقام و یا نماینده قانونی شاکی تقدیم شده باشد، باید تصویر یا رونوشت گواهی شده سند مثبِت سمت دادخواست‌دهنده نیز ضمیمه گردد.

ماده 23- دادخواست و ضمائم آن باید به تعداد طرف شکایت به اضافه یک نسخه تهیه شود. این اوراق و همچنین اوراق مربوط به رفع نقص و تکمیل دادخواست، باید به وسیله پست سفارشی یا پست الکترونیکی دیوان یا ثبت در پایگاه الکترونیکی، به دبیرخانه دیوان ارسال و یا به دبیرخانه دیوان یا دفاتر اداری آن مستقر در مراکز استانها تسلیم گردد. تاریخ ثبت دادخواست در دبیرخانه دیوان و یا پایگاه الکترونیکی و یا تسلیم آن به پست سفارشی و یا ارسال از طریق پست الکترونیکی یا دفاتر اداری دیوان، تاریخ تقدیم محسوب می‌شود.

ماده 24- دبیرخانه دیوان یا دفاتر اداری آن مستقر در مراکز استانها مکلفند دادخواستهای واصل شده را به‌ترتیب وصول، ثبت نموده و رسیدی مشتمل بر شماره و تاریخ ثبت، نام شاکی و طرف شکایت، به شاکی، وکیل یا قائم‌مقام و یا نماینده قانونی وی تسلیم کنند.

ماده 25- دبیرخانه دیوان مکلف است قبل از ارسال پرونده جهت ارجاع با مراجعه به سوابق امر، چنانچه موردی حاکی از طرح قبلی شکایت وجود داشته باشد، مشخصات آن را به برگه دادخواست ضمیمه نماید.

ماده 26- دادخواستهای ثبت شده، توسط رئیس دیوان یا معاون وی به شعبه ارجاع می‌شود.

ماده 27- چنانچه دادخواست، فاقد نام و نام‌خانوادگی شاکی یا اقامتگاه وی باشد، به موجب قرار مدیر دفتر شعبه، رد می‌شود. این قرار قطعی است، ولی صدور آن، مانع طرح مجدد شکایت نیست. چنانچه طرح دعوای مجدد مستلزم رعایت زمان مشخص باشد از زمان اطلاع محاسبه می شود.

ماده 28- در صورتی که هر یک از موارد مذکور در بندهای (ب) تا (ث) و (چ) ماده (18) این قانون در دادخواست رعایت نشده باشد و یا دادخواست از جهت شرایط مقرر در مواد (19) الی (23) این قانون نقص داشته باشد، مدیر دفتر شعبه ظرف دو روز نقایص دادخواست را طی اخطاریه‌ای به‌طور مستقیم یا از طریق دفاتر مستقر در مراکز استانها به شاکی اعلام می‌کند. شاکی، ده روز از تاریخ ابلاغ اخطاریه، فرصت رفع نقص دارد و چنانچه در مهلت مذکور اقدام به رفع نقص ننماید، دادخواست بموجب قرار مدیر دفتر یا جانشین او، رد می‌گردد. این قرار ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ، قابل اعتراض در همان شعبه دیوان است. رسیدگی به اعتراض نسبت به رد دادخواست، توسط رئیس یا دادرس علی‌البدل شعبه انجام می‌شود و پس از صدور دستور توسط قاضی مزبور، مراتب توسط مدیر دفتر شعبه به معترض ابلاغ می‌گردد. این تصمیم قطعی است، ولی رد دادخواست، مانع طرح مجدد شکایت نیست.

ماده 29- پس از ارجاع دادخواست به شعبه، مدیر دفتر شعبه آن را پس از تکمیل بلافاصله در اختیار قاضی شعبه قرار می‌دهد. قاضی شعبه دیوان در صورت احراز صلاحیت و کامل بودن پرونده، آن را با صدور دستور ارسال یک نسخه از دادخواست و ضمائم آن به طرف شکایت، به دفتر اعاده می‌کند تا پس از ابلاغ دادخواست و ضمائم آن به طرف شکایت، در جریان رسیدگی قرار گیرد.

تبصره- چنانچه پرونده‌اي مشمول تبصره ماده (90) این قانون باشد، شعبه دیوان خارج از نوبت و بدون ابلاغ دادخواست و ضمائم آن به طرف شکایت، به آن رسیدگی و رأی صادر می‌نماید.

ماده 30- طرف شکایت موظف است ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ، نسبت به ارسال پاسخ اقدام کند. عدم وصول پاسخ، مانع رسیدگی نيست و شعبه با توجه به مدارک موجود، به پرونده رسیدگی و مبادرت به صدور رأی می‌نماید.

تبصره- در صورتی که طرف شکایت بدون عذر موجه از دادن پاسخ در موعد مقرر در این ماده خودداری نماید شعبه رسیدگی کننده، متخلف را به سه ماه تا یک سال انفصال از خدمت محکوم می‌نماید. این حکم ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر در شعب تجدیدنظر است.

ماده 31- اگر ضمن یک دادخواست، شکایات متعدد مطرح شود که با یکدیگر ارتباط نداشته باشند و شعبه دیوان نتواند ضمن یک دادرسی به آنها رسیدگی کند، شکایات مطرح شده را به صورت جداگانه رسیدگی می‌کند و نسبت به آنچه که صلاحیت ندارد، قرار عدم صلاحیت صادر می‌نماید.

ماده 32- چنانچه اشخاص متعدد، شکایت‌های خود را به موجب یک دادخواست مطرح نمایند، در صورتی که شکایات مزبور منشأ و مبنای واحد داشته باشد، شعبه دیوان نسبت به همه موارد ضمن یک دادرسی، اتخاذ تصمیم می‌نماید. در غیر این صورت، مطابق مفاد ماده قبل موارد به تفکیک و جداگانه رسیدگی می‌شود.

تبصره- شاکیان در صورتی که بیش از پنج نفر باشند، می‌توانند در دادخواست، نماینده‌ای را از میان خود جهت امر ابلاغ و اخطار، به شعبه دیوان معرفی نمایند.

ماده 33- موضوع شکایت و خواسته باید صریح و منجز باشد. در صورت وجود ابهام به تشخیص شعبه، مراتب طی اخطاریه‌ای به شاکی اعلام می‌گردد و شاکی مکلف است ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اخطاریه، نسبت به رفع ابهام اقدام کند. در غیر این صورت، شعبه نسبت به قسمت مبهم، قرار ابطال دادخواست صادر می‌نماید.

 

دوم- دستور موقت

ماده 34- درصورتي كه شاكي ضمن طرح شكايت خود يا پس از آن مدعي شود كه اجرای اقدامات يا تصميمات يا آراء قطعي يا خودداري از انجام وظيفه توسط اشخاص و مراجع مذكور در ماده (10) این قانون، سبب ورود خسارتي مي‌گردد كه جبران آن غيرممكن يا متعسر است، می‌تواند تقاضای صدور دستور موقت نماید. پس از طرح شکایت اصلی، درخواست صدور دستور موقت باید تا قبل از ختم رسیدگی، به دیوان ارائه شود. این درخواست مستلزم پرداخت هزینه دادرسی نیست.

ماده 35- شعبه رسيدگي‌كننده در صورت احراز ضرورت و فوريت موضوع، برحسب مورد، دستور موقت مبني بر توقف اجرای اقدامات، تصميمات و آراء مزبور يا انجام وظيفه، صادر مي‌نمايد.

تبصره- دستور موقت تأثيري در اصل شكايت ندارد و در صورت رد شكايت يا صدور قرار اسقاط يا ابطال يا رد دادخواست اصلي، دستور موقت نیز لغو مي‌گردد.

ماده 36- مرجع رسيدگي به تقاضاي صدور دستور موقت موضوع ماده (34) این قانون، شعبه‌اي است كه به اصل دعوی رسيدگي مي‌كند لكن در مواردي كه ضمن درخواست ابطال مصوبات از هيأت عمومي دیوان، تقاضاي صدور دستور موقت شده ‌باشد، ابتداء پرونده جهت رسيدگي به تقاضاي مزبور به يكي از شعب ارجاع مي‌شود و در صورت صدور دستور موقت در شعبه، پرونده در هيأت عمومي خارج از نوبت رسيدگي می‌شود.

ماده 37- شعبه دیوان موظف است در صورت صدور دستور موقت، نسبت به اصل دعوی خارج از نوبت رسیدگی و رأی مقتضی صادر نماید.

تبصره- مدیر دفتر شعبه مکلف است پرونده را به فوريت به نظر شعبه برساند و شعبه موظف به اتخاذ تصمیم فوری است.

ماده 38- در صورت صدور دستور موقت یا لغو آن، مفاد آن به طرفین و در صورت رد تقاضای صدور دستور موقت، مفاد آن به شاکی ابلاغ می‌شود. تقاضای صدور دستور موقت قبل از اتخاذ تصمیم شعبه، مانع اجرای تصمیمات قانونی موضوع ماده (10) این قانون نیست.

ماده 39- سازمانها، ادارات، هيأتها و مأموران طرف شكايت پس از صدور و ابلاغ دستور موقت، مكلفند طبق آن اقدام نمايند و در صورت استنكاف، شعبه صادر‌كننده دستور موقت، متخلف را به انفصال از خدمت به مدت شش ‌ماه تا يك سال و جبران خسارت وارده محكوم مي‌نمايد.

ماده 40- در صورت حصول دلایلی مبنی بر عدم ضرورت ادامه اجرای دستور موقت، شعبه رسیدگی کننده نسبت به لغو آن اقدام می‌نماید.

 

سوم- رسیدگی و صدور رأی

ماده 41- شعبه رسيدگي‌كننده مي‌تواند هرگونه تحقيق يا اقدامي را كه لازم بداند انجام دهد يا آن را از ضابطان قوه قضائیه و مراجع اداري بخواهد و يا به ساير مراجع قضائی نيابت دهد. ضابطان و مراجع مزبور مكلفند ظرف مهلتي كه شعبه ديوان تعيين مي‌كند، تحقيقات و اقدامات خواسته ‌شده را انجام دهند. تخلف از اين ماده حسب مورد مستلزم مجازات اداري يا انتظامي است.

ماده 42- در صورتي كه محتواي شكايت و دادخواست مطروحه در شعبه ديوان، حاوي مطالبي عليه شخص ثالث نيز باشد، اين امر مانع رسيدگي شعبه به پرونده نیست.

ماده 43- شعبه ديوان مي‌تواند هر يك از طرفين دعوا را براي ادای توضيح دعوت نمايد و در صورتي كه شكايت از ادارات و واحدهاي مذكور در ماده (10) اين قانون باشد، طرف شكايت مكلف به معرفي نماينده است.

تبصره 1- در صورتي كه شاكي پس از ابلاغ براي ادای توضيح حاضر نشود يا از ادای توضيحات مورد درخواست استنكاف كند، شعبه ديوان با ملاحظه دادخواست اوليه و لايحه دفاعيه طرف شكايت يا استماع اظهارات او، اتخاذ تصميم مي‌نمايد و اگر اتخاذ تصميم ماهوي بدون اخذ توضيح از شاكي ممكن نشود، قرار ابطال دادخواست صادر مي‌گردد.

تبصره 2- در صورتي كه طرف شكايت، شخص حقيقي يا نماينده شخص حقوقي باشد و پس از احضار، بدون عذر موجه،‌ از حضور جهت ادای توضيح خودداري كند، شعبه او را جلب مي‌نمايد يا به انفصال موقت از خدمات دولتي به مدت يك ‌ماه تا يك ‌سال محكوم می­كند.

تبصره 3- عدم تعيين نماينده توسط طرف شكايت يا عدم حضور شخص معرفی‌شده در مهلت اعلام شده از سوي شعبه ديوان، موجب انفصال موقت از خدمات دولتي از دو ماه تا يك‌ سال‌ است.

ماده 44- در صورت درخواست رئيس ديوان يا هر يك از شعب ديوان، كليه واحدهاي دولتي، شهرداري‌ها و ساير مؤسسات عمومي و مأموران آنها مكلفند ظرف يك ماه از تاريخ ابلاغ نسبت به ارسال اسناد و پرونده‌هاي مورد مطالبه اقدام نمايند و در صورتي كه ارسال اسناد ممكن نباشد، دلايل آن را به ديوان اعلام كنند. در صورت موجه ندانستن دلایل توسط دیوان و مطالبه مجدد و امتناع از ارسال ظرف یک ماه، مستنکف، به حكم شعبه به انفصال موقت از خدمات دولتي از يك ماه تا يك سال يا كسر يك‌سوم حقوق و مزايا به مدت سه ‌ماه تا يك ‌سال محكوم مي‌شود. این امر حسب مورد مانع اختیار دیوان برای اقدام مقتضی در جهت دستیابی به دلایل و مدارک مورد نیاز یا صدور رأی طبق مدارک و قرائن موجود در پرونده نیست.

مطالبه اسناد طبقه‌بندی شده مطابق مقررات مربوط صورت می‌گیرد.

تبصره- شعبه دیوان مکلف است علاوه بر موارد مذکور در این ماده مراتب امتناع مسؤول مربوطه از انجام وظایف قانونی را جهت تعقیب کیفری به مرجع قضائی صالح اعلام نماید.

ماده 45- شاکی می‌تواند دادخواست خود را قبل از وصول پاسخ طرف شکایت، مسترد کند و در این صورت، شعبه قرار ابطال دادخواست صادر می‌کند. شاکی می‌تواند دادخواست خود را تجدید نماید. پس از وصول پاسخ، به درخواست استرداد دادخواست ‌ترتیب اثر داده نمی‌شود.

ماده 46- شاکی می‌تواند قبل از صدور رأی، از شکایت خود به‌ کلی صرف‌نظر نماید. در این صورت، قرار سقوط شکایت صادر می‌شود و همان شکایت مجدداً قابل طرح نیست.

ماده 47- در صورت ضرورت به تشخیص رئیس دیوان یا رئیس شعبه، به پرونده‌های مطروحه در شعب دیوان و شعب تجدیدنظر آن، خارج از نوبت رسیدگی می‌شود.

ماده 48- هرگاه رسیدگی به شکایت، در صلاحیت سایر مراجع قضائی باشد، شعبه دیوان با صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده را به مرجع مذکور ارسال و مراتب را به شاکی اعلام می‌نماید و چنانچه موضوع را در صلاحیت مراجع غیرقضائی بداند، ضمن صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده را به مرجع صالح ارسال می‌نماید. مرجع اخیر مکلف به رسیدگی است.

ماده 49- شاکی می‌تواند تا قبل از صدور رأی، خواسته خود را اصلاح کند. قبول تقاضای اصلاح خواسته پس از ارسال دادخواست و ضمائم آن برای طرف شکایت، مشروط بر این است که به تشخیص شعبه، ماهیت خواسته تغییر نکرده باشد و شعبه بتواند بدون نیاز به ارسال مجدد دادخواست، بر اساس دادخواست اصلاح شده، رأی صادر نماید.

ماده 50- هرگاه رسیدگی دیوان منوط به اثبات امری باشد که در صلاحیت مرجع دیگری است، قرار اناطه صادر و مراتب به طرفین ابلاغ می‌شود. ذی‌نفع باید ظرف یک ماه از تاریخ اخطاریه دیوان، به مرجع صالح مراجعه و گواهی دفتر مرجع مزبور را مبنی بر طرح موضوع، به دیوان تسلیم نماید. در غیر این صورت دیوان به رسیدگی خود ادامه مي‌دهد و تصمیم مقتضی می‌گیرد.

ماده 51 شکایات مطروحه در دیوان که به تشخیص رئيس دیوان دارای موضوع واحد یا مرتبط باشد در یک شعبه رسیدگی می‌شود و در صورت ارجاع به چند شعبه، به همه پرونده‌ها در شعبه‌ای که سبق ارجاع دارد رسیدگی به عمل می‌آید.

ماده 52- در صورتی که شعبه دیوان از فوت یا محجور شدن شاکی یا زوال سمت نماینده قانونی او مطلع شود، تا تعیین و معرفی قائم‌مقام قانونی متوفی یا محجور، قرار توقف دادرسی صادر و مراتب از طریق دفتر شعبه به نشانی شاکی اعلام می‌شود.

ماده 53- در صورت احراز هر یک از جهات زیر، شعبه دیوان حتی قبل از ارسال دادخواست و ضمائم به طرف شکایت، قرار رد شکایت صادر می‌کند:

الف- شاکی برای طرح شکایت، اهلیت قانونی نداشته باشد.

ب- شاکی در شکایت مطروحه ذی‌نفع نباشد.

پ- شکایت متوجه طرف شکایت نباشد.

ت- شکایت خارج از موعد قانونی، مطرح شده باشد.

ث- شکایت طرح شده از حیث موضوع قبلاً بین همان اشخاص یا اشخاصی که اصحاب دعوی، قائم‌مقام آنان هستند، رسیدگی و حکم قطعی نسبت به آن صادر شده باشد.

ج- موجبات رسیدگی به شکایت، منتفی شده باشد.

ماده 54- هر گاه شاکی، جلب شخص حقیقی یا حقوقی دیگری غیر از طرف شکایت را به دادرسی لازم بداند، می‌تواند ضمن دادخواست تقدیمی یا دادخواست جداگانه، حداکثر ظرف سی روز پس از ثبت دادخواست اصلی، تقاضای خود را تسلیم کند. همچنین در صورتی که طرف شکایت، جلب شخص حقیقی یا حقوقی دیگری به دادرسی را ضروري بداند، می‌تواند ضمن پاسخ کتبی، دادخواست خود را تقدیم نماید. در این صورت، شعبه دیوان تصویری از دادخواست، لوایح و مستندات طرفین را برای شخص ثالث ارسال می‌کند.

ماده 55- هرگاه شخص ثالثی در موضوع پرونده مطروحه در شعبه دیوان، برای خود حقی قائل باشد یا خود را در محق شدن یکی از طرفین ذی‌نفع بداند، می‌تواند با تقدیم دادخواست، وارد دعوی شود. در صورتی که دادخواست مذکور قبل از صدور رأی واصل شود، شعبه پس از ارسال دادخواست، برای طرفین دعوی و وصول پاسخ آنان با ملاحظه پاسخ هر سه طرف، مبادرت به صدور رأی می‌نماید.

ماده 56- هرگاه شاکی و یا طرف شکایت اخذ توضیح از هر شخص حقیقی یا حقوقی را درخواست نماید و شعبه دیوان نیز آن را مؤثر در کشف حقیقت بداند نسبت به اخذ توضیح اقدام مي‌نمايد. شعبه دیوان می‌تواند رأساً نیز نسبت به اخذ توضیح از سایر اشخاص اقدام نماید.

ماده 57- آراء شعب دیوان که بدون دخالت فرد ثالث ذی‌نفع در مرحله دادرسی، صادر شده در صورتی که به حقوق شخص ثالث، خلل وارد نموده باشد، ظرف دو ماه از تاریخ اطلاع از حکم، قابل اعتراض است. این اعتراض در شعبه رسیدگی‌کننده به پرونده، مطرح می‌شود و شعبه مزبور با بررسی دلایل ارائه شده، مبادرت به صدور رأی می‌نماید.

ماده 58- شعبه دیوان پس از رسیدگی و تکمیل تحقیقات، ختم رسیدگی را اعلام و ظرف یک هفته مبادرت به انشاء رأی می‌نماید.

ماده 59- دادنامه باید حاوی نکات زیر باشد:

الف- تاریخ، شماره دادنامه، شماره پرونده

ب- مرجع رسیدگی و نام و نام‌خانوادگی رئیس یا دادرس شعبه

پ- مشخصات شاکی و وکیل یا قائم‌مقام و یا نماینده قانونی او با قید اقامتگاه

ت- مشخصات طرف شکایت و وکیل یا نماینده قانونی او با قید اقامتگاه

ث- موضوع شکایت و خواسته

ج- گردش کار، متضمن خلاصه شکایت و دفاع طرف شکایت، تحقیقات انجام شده و اشاره به نظریه مشاور، در صورتی که طبق ماده (7) این قانون، پرونده به مشاور ارجاع شده باشد و تصریح به اعلام ختم رسیدگی.

چ- رأی با ذکر جهات، دلایل، مستندات، اصول و مواد قانونی

ح- امضاء رئیس یا دادرس علی‌البدل و مهر شعبه

ماده 60- شعب دیوان مکلفند در مورد هر شکایت، به‌طور خاص تعیین تکلیف نمایند و نباید به صورت عام و کلی، حکم صادر کنند.

ماده 61- دادنامه پس از صدور، ثبت می‌شود و رونوشت آن ظرف پنج روز برای ابلاغ به طرفین ارسال می‌گردد.

ماده 62- ابلاغ آراء دیوان می‌تواند به یکی از طرق زیر صورت گیرد:

الف- به طرفین شکایت یا وکیل یا قائم‌مقام و یا نماینده قانونی آنان توسط دفتر شعبه

ب- از طریق اداره ابلاغ، به موجب مقررات آیین دادرسی مدنی

پ- از طریق پست الکترونیک یا نمابر، به ادارات دولتی یا شکات به تقاضای قبلی آنان برای استفاده از این روش ابلاغ

ت- از طریق دفاتر اداری دیوان موضوع ماده (6) این قانون

ث- به وسیله دادگستری محل اقامت

ماده 63- هرگاه شعبه رسیدگی کننده دیوان در مرحله رسیدگی به آراء و تصمیمات مراجع مذکور در بند (2) ماده (10) این قانون، اشتباه یا نقصی را ملاحظه نماید که به اساس رأی لطمه وارد نکند، آن را اصلاح و رأی را ابرام می‌نماید و چنانچه رأی واجد ایراد شکلی یا ماهوی مؤثر باشد، شعبه مکلف است با ذکر همه موارد و تعیین آنها، پرونده را به مرجع مربوط اعاده کند. مرجع مذکور موظف است مطابق دستور شعبه دیوان نسبت به رفع نقص یا ایرادهای اعلامی اقدام و سپس مبادرت به اتخاذ تصمیم یا صدور رأی نماید.

در صورتی که از تصمیم متخذه و یا رأی صادره مجدداً شکایت شود، پرونده به همان شعبه رسیدگی کننده ارجاع مي‌شود. شعبه مذکور چنانچه تصمیم و یا رأی را مغایر قانون و مقررات تشخیص دهد، مستند به قانون و مقررات مربوط، آن را نقض و پس از اخذ نظر مشاورین موضوع ماده (7) این قانون، مبادرت به صدور رأی ماهوی می‌نماید.

تبصره- شعبه می‌تواند علاوه بر نظر مشاورین موضوع ماده (7)، عنداللزوم از نظر کارشناسان و متخصصین هر رشته، از میان کارشناسان رسمی دادگستری و یا دستگاههای مربوط استفاده نماید.

ماده 64- در مواردی که به موجب قانون یا مصوبه‌ای لازم‌الاجرا، تشخیص موضوعاتی از قبیل صلاحیتهای علمی، تخصصی، امنیتی و گزینشی به عهده کمیسیون یا هیأتهایی واگذار شده باشد، شعب دیوان فقط از جهت رعایت ضوابط قانونی و تطبیق موضوع و فرآیند بررسی آن بر اساس قانون یا مصوبه رسیدگی مي‌كنند و در صورت شکایت شاکی از حیث تشخیص موضوع، شعبه رسیدگی‌کننده موظف است حسب مورد پس از ارجاع پرونده به هیأت کارشناسی تخصصی ذی‌ربط که توسط شعبه تعیین می‌گردد با کسب نظر آنان، مبادرت به انشاء رأی نماید.

 

مبحث دوم- رسیدگی در شعب تجدیدنظر

ماده 65- کلیه آراء شعب بدوی دیوان به درخواست یکی از طرفین یا وکیل یا قائم‌مقام و یا نماینده قانونی آنها، قابل تجدیدنظرخواهی در شعب تجدیدنظر است. مهلت تجدیدنظرخواهی برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از ایران دو ماه از تاریخ ابلاغ است.

ماده 66- تجدیدنظرخواهی با تقدیم دادخواست به دفتر شعبه صادر کننده رأی یا دبیرخانه یا دفاتر اداری دیوان انجام می‌گیرد. دادخواست تجدیدنظر توسط رئیس دیوان به یکی از شعب تجدیدنظر ارجاع می‌شود.

ماده 67- دادخواست تجدیدنظر باید روی برگه‌های مخصوص نوشته شود و حاوی نکات زیر باشد:

الف- مشخصات و اقامتگاه تجدیدنظرخواه

ب- شماره و تاریخ رأی تجدیدنظرخواسته

پ- شعبه صادرکننده رأی تجدیدنظرخواسته

ت- تاریخ ابلاغ رأی تجدیدنظرخواسته

ث- دلایل و جهات تجدیدنظرخواهی

تبصره- رعایت مقررات مواد (20) تا (23) این قانون در تقدیم دادخواست تجدیدنظر، ضروری است.

ماده 68- چنانچه دادخواست تجدیدنظر، فاقد مشخصات تجدیدنظرخواه یا اقامتگاه او باشد، پس از انقضاء مهلت تجدیدنظرخواهی، دادخواست به موجب قرار مدیر دفتر شعبه تجدیدنظر، رد می‌شود. این قرار قطعی است. در سایر موارد نقص دادخواست تجدیدنظر، وفق ماده (28) این قانون اقدام می‌گردد. اگر دادخواست تجدیدنظر، خارج از مهلت مقرر تسلیم شده باشد، شعبه تجدیدنظر قرار رد دادخواست را صادر می‌کند.

ماده 69- عدم رعایت شرایط قانونی دادخواست و یا عدم رفع نقص آن در موعد مقرر قانونی در مرحله بدوی، موجب نقض رأی در مرحله تجدیدنظر نیست. در این موارد شعبه تجدیدنظر به دادخواست دهنده بدوی اخطار می‌کند که ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ نسبت به رفع نقص اقدام نماید. در صورت عدم اقدام و همچنین در صورتی که سمت دادخواست دهنده محرز نباشد رأی صادر شده نقض و قرار رد دعوی صادر می‌شود.

ماده 70- چنانچه شعبه تجدیدنظر در رأی بدوی غیر از اشتباهاتی از قبیل اعداد، ارقام، سهو قلم، مشخصات طرفین و یا از قلم‌‌افتادگی در آن قسمت از خواسته که به اثبات رسیده، اشکال دیگری ملاحظه نکند ضمن اصلاح رأی، آن را تأیید مي‌کند.

ماده 71- چنانچه شعبه تجدیدنظر ایراد تجدیدنظرخواه را وارد تشخیص ندهد، رأی شعبه بدوی را تأیید و در غیر این صورت آن را نقض و پس از رسیدگی ماهوی، مبادرت به صدور رأی می‌نماید.

ماده 72- شعبه تجدیدنظر در صورتی که قرار مورد تجدیدنظرخواهی را مطابق با موازین قانونی تشخیص دهد، آن را تأیید می‌کند. در غیر این صورت پس از نقض قرار، پرونده را برای رسیدگی ماهوی به شعبه صادر کننده قرار عودت می‌نماید.

ماده 73- هرگاه در مرحله تجدیدنظر تقاضای صدور دستور موقت شود، اتخاذ تصمیم با شعبه تجدیدنظر است. اجرای دستور موقت مستلزم تأیید رئیس دیوان است. دستور موقت صادر شده از شعبه بدوی مادام که توسط مرجع تجدیدنظر لغو نگردد، به قوت خود باقی است.

ماده 74- چنانچه قاضی شعبه بدوی صادرکننده رأی پی به اشتباه خود ببرد و پرونده به هر علتي به شعبه تجدیدنظر نرفته باشد، با ذکر دلیل پرونده را از طریق رئیس دیوان به شعبه تجدیدنظر ارسال می‌کند. شعبه یاد شده با توجه به دلیل ابرازی و در صورت وارد دانستن اشتباه، رأی صادر شده را نقض می‌نماید و هرگاه رأی صادره به صورت قرار باشد پرونده را جهت ادامه رسیدگی به شعبه بدوی اعاده و در غیر این صورت اقدام به رسیدگی ماهوی مي‌کند.

ماده 75- در صورتی که حداقل یک قاضی از دو قاضی و یا دو قاضی از سه قاضی صادر کننده رأی در شعبه تجدیدنظر، پی به اشتباه شکلی یا ماهوی خود ببرند، مراتب را با ذکر دلیل به رئیس دیوان اعلام می‌دارند. رئیس دیوان پرونده را جهت رسیدگی و صدور رأی به شعبه هم­عرض ارجاع می‌دهد.

ماده 76- صدور حکم اصلاحی در مورد سهو قلم یا اشتباه محاسبه و یا رفع ابهام که توسط شعبه صادر کننده رأی انجام می‌شود، مشمول مواد (74) و (75) این قانون نیست.

ماده 77- در صورتی که رأی بر مبنای اتفاق نظر نباشد، نظر اقلیت نیز در پیش‌‌نویس رأی درج مي‌شود و به امضاء آنان می‌رسد و در پرونده بایگانی می‌گردد.

ماده 78- مقرراتی که در مرحله بدوی رعایت می‌شود در مرحله تجدیدنظر نیز جاری است مگر این که به موجب قانون ‌ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

ماده 79- در صورتی که رئیس قوه قضائیه یا رئیس دیوان رأی قطعی شعب دیوان را خلاف بیّن شرع یا قانون تشخیص دهند، رئیس دیوان فقط برای یک­بار با ذکر دلیل پرونده را برای رسیدگی ماهوی و صدور رأی به شعبه هم­عرض ارجاع می‌نماید. رأی صادر شده قطعی است.

تبصره- چنانچه رأی قطعی موضوع این ماده از شعبه بدوی صادر شده باشد، در این صورت پرونده برای صدور رأی به شعبه تجدیدنظر ارجاع می‌گردد.

 

مبحث سوم- رسیدگی در هیأت عمومی

ماده 80- تقاضای ابطال مصوبات در هیأت عمومی دیوان، با تقدیم درخواست انجام می‌گیرد. در درخواست مذکور، تصریح به موارد زیر ضروری است:

الف- مشخصات و اقامتگاه درخواست کننده

ب- مشخصات مصوبه مورد اعتراض

پ- حکم شرعی یا مواد قانونی که ادعای مغایرت مصوبه با آن شده

ت- دلایل و جهات اعتراض از حیث مغایرت مصوبه با شرع یا قانون اساسی یا سایر قوانین یا خروج از اختیارات مرجع تصویب‌کننده

ث- امضاء یا اثر انگشت درخواست کننده

تبصره- سایر مقررات مربوط به تنظیم، ارسال و ثبت دادخواست، به استثناء ذی‌نفع بودن درخواست کننده و پرداخت هزینه دادرسی، در درخواست ابطال مصوبه نیز جاری است. درخواستها توسط رئیس دیوان، به دفتر هیأت عمومی ارجاع می‌شود.

ماده 81- در صورت عدم رعایت موارد مذکور در ماده فوق مدیر دفتر هیأت عمومی به شرح زیر اقدام می‌نماید:

  1.  در مورد بند (الف) ظرف پنج روز قرار رد درخواست صادر می‌نماید.
  2.  در مورد بند (ث) مطابق ماده (28) این قانون عمل می­نماید.
  3. در سایر موارد با ذکر جهات نقص، اخطاریه صادر و متقاضی مکلف است ظرف ده روز پس از ابلاغ، نسبت به رفع نقص اقدام کند. در غیر این صورت، قرار رد درخواست صادر مي‌شود. این قرار، قطعی است.

ماده 82- مدیر دفتر هیأت عمومی، درخواست را به نظر رئیس دیوان می‌رساند. چنانچه درخواست مشمول ماده (85) این قانون باشد، رئیس یا معاون قضائی وی، وفق حکم آن ماده اقدام می‌کند و در بقیه موارد، درخواست جهت اخذ پاسخ از مرجع تصویب کننده، به دفتر اعاده می‌شود و در نوبت رسیدگی قرار می‌گیرد.

ماده 83- مدیر دفتر هیأت عمومی نسخه‌ای از درخواست و ضمائم آن را برای مرجع تصویب کننده، ارسال می‌کند. مرجع مربوط مکلف است ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ، نسبت به ارسال پاسخ اقدام کند. در هر صورت، پس از انقضاء مهلت مزبور، هیأت عمومی به موضوع رسیدگی و تصمیم مقتضی اتخاذ می‌نماید.

تبصره- چنانچه مرجع تصويب كننده ظرف مهلت مقرر درخواست تمديد وقت براي ارسال پاسخ نمايد، رئيس ديوان مي‌تواند در صورت ضرورت، رسيدگي به پرونده را حداكثر تا سه ماه ديگر به تأخير اندازد.

ماده 84- اموری که مطابق قانون در صلاحیت هیأت عمومی دیوان است، ابتداء به هیأتهای تخصصی مرکب از حداقل پانزده نفر از قضات دیوان ارجاع می‌شود. رسمیت جلسات هیأتهای تخصصی منوط به حضور دو سوم اعضاء است که به‌ ترتیب زیر عمل می‌کنند:

الف- در صورتی که نظر اکثریت مطلق هیأت تخصصی بر قبول شکایت و ابطال مصوبه باشد، پرونده به همراه نظریه هیأت جهت اتخاذ تصمیم به هیأت عمومی ارسال می‌شود.

ب- در صورتی که نظر سه چهارم اعضاء هیأت تخصصی بر رد شکایت باشد، رأی به رد شکایت صادر می‌کند. این رأی ظرف بیست روز از تاریخ صدور، از سوی رئیس دیوان یا ده نفر از قضات دیوان قابل اعتراض است. در صورت اعتراض و یا در صورتی که نظر اکثریت کمتر از سه چهارم اعضاء بر رد شکایت باشد، پرونده به شرح بند (الف) در هیأت عمومی مطرح و اتخاذ تصمیم می‌شود.

تبصره 1- تصمیمات هیأتهای تخصصی بلافاصله به اطلاع قضات دیوان می‌رسد.

تبصره 2- هرگاه مصوبه مورد شکایت به لحاظ مغایرت با موازین شرعی برای رسیدگی مطرح باشد موضوع جهت اظهارنظر به شورای نگهبان ارسال می شود. نظر فقهای شورای نگهبان برای هیأت عمومی و هیأتهای تخصصی لازم­الاتباع است.  

ماده 85- در مواردی که به تشخیص رئیس دیوان، رسیدگی به درخواست ابطال مصوبه موضوعاً منتفی باشد، مانند موارد استرداد درخواست از سوی متقاضی یا وجود رأی قبلی دیوان در مورد مصوبه، رئیس دیوان قرار رد درخواست را صادر می‌کند. این قرار قطعی است.

ماده 86- در صورتی که رئیس قوه قضائیه یا رئیس دیوان به هر نحو از مغایرت یک مصوبه با شرع یا قانون یا خروج آن از اختیارات مقام تصویب‌کننده مطلع شوند، موظفند موضوع را در هیأت عمومی مطرح و ابطال مصوبه را درخواست نمایند.

ماده 87- در صورتی که مصوبه‌ای به لحاظ مغایرت با موازین شرعی برای رسیدگی مطرح باشد، موضوع جهت اظهارنظر به شورای نگهبان ارسال می‌شود. نظر فقهای شورای نگهبان برای هیأت عمومی لازم‌الاتباع است.

ماده 88- هیأت عمومی، در اجرای بند (1) ماده (12) این قانون می‌تواند تمام یا قسمتی از مصوبه را ابطال نماید.

ماده 89- هرگاه در موارد مشابه، آراء متعارض از يك يا چند شعبه ديوان صادر شده باشد، رئيس ديوان موظف است به محض اطلاع، موضوع را ضمن تهیه و ارائه گزارش در هيأت عمومي ديوان مطرح نمايد. هيأت عمومی پس از بررسي و احراز تعارض و اعلام رأی صحیح، نسبت به صدور رأي اقدام مي‌نمايد. اين رأي براي شعب ديوان و ساير مراجع اداري مربوط در موارد مشابه لازم‌الاتباع است. اثر آراء وحدت رویه مذکور نسبت به آينده است و موجب نقض آراء سابق نمي‌شود لكن در مورد احكامي كه در هيأت عمومي مطرح و غيرصحيح تشخيص داده شده شخص ذي‌نفع ظرف يك ماه از تاريخ درج رأي در روزنامه رسمي حق تجديدنظرخواهی را دارد. در این صورت پرونده به شعبه تجدیدنظری که قبلاً در پرونده دخالت نداشته ارجاع مي‌شود و شعبه مذکور موظف به رسیدگی و صدور رأی بر طبق رأی مزبور است.

ماده 90- هرگاه در موضوع واحد حداقل پنج رأي مشابه از دو یا چند شعبه ديوان صادر شده‌ باشد، رئيس ديوان می‌تواند موضوع را در هيأت عمومي مطرح و تقاضای تسری آن را نسبت به موضوعات مشابه نماید. در صورتي كه هيأت عمومي آراء صادر شده را صحيح تشخيص دهد، آن را براي ايجاد رويه تصويب مي‌نمايد. اين رأي براي سایر شعب ديوان، ادارات و اشخاص حقيقي و حقوقي مربوط لازم‌الاتباع است.

تبصره- پس از صدور رأي ایجاد رويه، رسيدگي به شكايات موضوع اين ماده در شعب ديوان به صورت خارج از نوبت و بدون نياز به ارسال نسخه‌ای از دادخواست و ضمائم آن برای طرف شکایت، انجام مي‌گيرد.

ماده 91- طرح آراء قبلی هیأت عمومی برای رسیدگی مجدد در هیأت عمومی، در موارد ادعای اشتباه یا مغایرت با قانون یا تعارض با یکدیگر، مستلزم اعلام اشتباه از سوی رئیس قوه قضائیه یا رئیس دیوان یا تقاضای کتبی و مستدل بیست نفر از قضات دیوان است.

ماده 92- چنانچه مصوبه‌ای در هیأت عمومی ابطال شود، رعایت مفاد رأي هيأت عمومي در مصوبات بعدی، الزامی است. هرگاه مراجع مربوط، مصوبه جدیدی مغایر رأی هیأت عمومی تصویب کنند، رئیس دیوان موضوع را خارج از نوبت بدون رعایت مفاد ماده (83) این قانون و فقط با دعوت نماینده مرجع تصویب کننده، در هیأت عمومی مطرح می‌نماید.

ماده 93- افرادی که در اجرای آراء هیأت عمومی، خود را ذی‌نفع می‌دانند، در صورت عدم اجرای آن از سوی مسؤولان ذی‌ربط، می‌توانند رسیدگی به استنکاف مسؤول مربوط را از دیوان، درخواست نمایند. این درخواست از سوی رئیس دیوان، به یکی از شعب تجدیدنظر ارجاع می‌شود. شعبه مذکور در صورت احراز ذی‌نفع بودن درخواست‌کننده و استنکاف مسؤول مربوط، به موجب ماده (109) این قانون اتخاذ تصمیم می‌نماید.

ماده 94- در صورتی که آراء هیأت عمومی دیوان از سوی رئیس قوه قضائیه خلاف موازین شرع تشخیص داده شود، هیأت عمومی با توجه به نظر رئیس قوه قضائیه تجدیدنظر می­نماید.

ماده 95- احکام صادر شده از هیأت عمومی دیوان که مستلزم عملیات اجرایی باشد از طریق دفتر هیأت عمومی به واحد اجرای احکام دیوان ابلاغ می‌گردد. واحد اجرای احکام دیوان موظف است مراتب را به مبادی ذی‌ربط اعلام نماید. مراجع مذکور مکلف به اجرای حکم و اعلام نتیجه به دیوان مي‌باشند و در صورت استنکاف طبق ماده (110) این قانون اقدام مي‌شود.

ماده 96- اداره جلسات هیأت عمومی و هیأتهای تخصصی وفق این قانون، مطابق آیین­نامه­ای است که ظرف سه ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون، به تصویب رئیس قوه قضائیه می­رسد.

ماده 97- رای هیأت عمومی مطابق نظر اکثریت اعضاء توسط رئیس دیوان یا یکی از اعضاء اکثریت هیأت به انتخاب رئیس دیوان انشاء می­گردد.

تبصره- ابلاغ و اصلاح آراء هیأت عمومی مطابق مقررات آیین دادرسی مدنی است.   

 

بخش سوم- اعاده دادرسی

ماده 98- در مورد احکام قطعی به جهات ذیل می­توان دادخواست اعاده دادرسی تقدیم نمود:

الف– حکم، خارج از موضوع شکایت صادر شده باشد.

ب- حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد.

پ- در مفاد حکم، تضاد وجود داشته باشد.

ت- حکم صادر شده با حکم دیگری در خصوص همان دعوی و اصحاب آن، که قبلاً توسط همان شعبه یا شعبه دیگر صادر شده است، متعارض بوده بدون آن که سبب قانونی موجب این تعارض باشد.

ث- حکم، مستند به اسنادی باشد که پس از صدور، جعلی بودن و یا عدم اعتبار آنها به موجب حکم مراجع صالح قانونی ثابت شده باشد.

ج- پس از صدور حکم، اسناد و دلایلی به دست آید که دلیل حقانیت درخواست ‌کننده اعاده دادرسی باشد و ثابت شود اسناد و دلایل یاد شده در جریان دادرسی در اختیار وی نبوده است.

ماده 99- مهلت تقدیم دادخواست اعاده دادرسی به شرح زیر است:

  1.  در مورد بندهای «الف» تا «پ» ماده (98) این قانون، بیست روز از تاریخ ابلاغ رأی شعبه
  2.  در خصوص بندهای «ت» تا «ج» ماده (98) این قانون، بیست روز از زمان حصول سبب اعاده دادرسی

ماده 100- دادخواست اعاده دادرسی با رعایت مواد مربوط به دادخواست مندرج در این قانون با ذکر جهتی که موجب اعاده دادرسی شده است، به شعبه صادرکننده رأی تقدیم می‌شود.

ماده 101- هزینه دادخواست اعاده دادرسی برابر هزینه تقدیم دادخواست به شعب تجدیدنظر دیوان است.

ماده 102- رسیدگی به دادخواست اعاده دادرسی در صلاحیت شعبه صادرکننده حکم قطعی است. شعبه مذکور در ابتداء در مورد قبول یا رد این دادخواست قرار لازم را صادر می‌نماید و در صورت قبول دادخواست مبادرت به رسیدگی ماهوی می‌کند.

ماده 103- شعبه رسیدگی‌کننده به اعاده دادرسی می‌تواند در صورت احراز ضرورت، دستور توقف اجرای حکم مورد تقاضای اعاده دادرسی را صادر نماید.

ماده 104- هرگاه شعبه دادخواست اعاده دادرسی را وارد تشخیص دهد، حکم مورد تقاضای اعاده دادرسی را نقض و حکم مقتضی صادر می‌نماید. در صورتی که دادخواست اعاده دادرسی راجع به قسمتی از حکم باشد، فقط همان قسمت نقض یا اصلاح می‌گردد. چنانچه جهت دادخواست اعاده دادرسی، مغایرت دو حکم باشد، شعبه رسیدگی ‌کننده پس از قبول اعاده دادرسی، حکم دوم را نقض می‌نماید و حکم اول به قوت خود باقی مي‌ماند.

ماده 105- حکمی که پس از اعاده دادرسی صادر می‌گردد، قابل اعاده دادرسی مجدد از همان جهت نیست.

ماده 106- در اعاده دادرسی به هیچ عنوان شخص دیگری غیر از طرفین دعوی، وکیل یا قائم‌مقام و یا نماینده قانونی آنان، نمی‌تواند وارد دعوی شود.

 

بخش چهارم- اجرای احکام

ماده 107- کلیه اشخاص و مراجع مذکور در ماده (10) این قانون مکلفند آراء دیوان را پس از ابلاغ به فوریت اجراء نمایند.

ماده 108- شعب دیوان پس از ابلاغ رأی به محکومٌ ‌علیه یک نسخه از آن را به انضمام پرونده به واحد اجرای احکام دیوان ارسال می‌نمایند. محکومٌ‌ علیه مکلف است ظرف مدت یک ماه نسبت به اجرای کامل آن یا جلب رضایت محکومٌ ‌له اقدام و نتیجه را به‌طور کتبی به واحد اجرای احکام دیوان گزارش نماید.

ماده 109- هرگاه پس از انتشار رأی هیأت عمومی دیوان در روزنامه رسمی کشور مسؤولان ذي‌ربط از اجرای آن استنكاف نمايند، به تقاضاي ذي‌نفع يا رئيس ديوان و با حكم يكي از شعب ديوان، مستنكف به انفصال موقت از خدمات دولتي به مدت سه‌ ماه تا يك ‌سال و جبران خسارت وارده محكوم مي‌شود.

تبصره- تقاضای ذی‌نفع برای اجرای آراء هیأت عمومی، باید به صورت تقدیم دادخواست باشد. افرادی که از عدم اجرای آراء هیأت عمومی در مورد ابطال مصوبه مطلع می‌شوند، می‌توانند موضوع را به رئیس دیوان منعکس نمایند تا رئیس دیوان نسبت به پیگیری موضوع از طریق شعب دیوان اقدام نماید.

ماده 110- در صورت استنکاف شخص یا مرجع محکومٌ ‌علیه از اجرای حکم قطعی، واحد اجرای احکام دیوان، مراتب را به رئیس دیوان گزارش می‌کند.

رئیس دیوان بلافاصله پرونده را به شعبه صادرکننده رأی قطعی ارجاع می‌نماید. شعبه مذکور موظف است خارج از نوبت به موضوع استنکاف رسیدگی و رأی مقتضی صادر و پرونده را جهت اقدامات بعدی به واحد اجرای احکام دیوان ارسال نماید.

تبصره 1- در مواردی که اجرای حکم، مستلزم اتخاذ تصمیم توسط شورا، هیأت و یا کمیسیونی مرکب از دو یا چند نفر باشد و اعضاء آنها از تبعیت حکم صادر شده استنکاف نمایند، تمامی اعضاء مؤثر در مخالفت با حکم دیوان، مستنکف شناخته می‌شوند.

تبصره 2- مرجع رسیدگی به استنکاف از رأی هیأت عمومی، شعب تجدیدنظر دیوان است.

تبصره 3- شعبه رسیدگی‌کننده به استنکاف ابتداء شخص یا اشخاص مستنکف را احضار و موضوع را به آنها تفهیم می‌نماید. چنانچه مستنکف استمهال کند، حداکثر یک هفته جهت اجرای حکم و اعلام به دیوان به وی مهلت داده می‌شود و در غیر این صورت و یا پس از انقضای مهلت، مشمول حکم مقرر در ماده (112) این قانون قرار مي‌گيرد.

ماده 111- دادرس اجرای احکام از طرق زیر مبادرت به اجرای حکم می‌کند:

  1.  احضار مسؤول مربوط و اخذ تعهد بر اجرای حكم يا جلب رضايت محكومٌ ‌له در مدت معين.
  2.  دستور توقيف حساب بانكي محكومٌ ‌عليه و برداشت از آن به ميزان مبلغ محكومٌ ‌به در صورت عدم اجرای حكم يك ‌سال پس از ابلاغ.
  3.  دستور توقيف و ضبط اموال شخص متخلف به درخواست ذي‌نفع طبق مقررات قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب (در امور مدني).
  4.  دستور ابطال اسناد يا تصميمات اتخاذ شده مغاير با رأي ديوان با رعایت لایحه قانونی نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه‌های عمومی، عمرانی و نظامی دولت مصوب 17/11/1358 شورای انقلاب و اصلاحات بعدی آن و قانون تعیین تکلیف اراضی واگذاری دولت و نهادها مصوب 15/12/1370 مجمع تشخیص مصلحت نظام

ماده 112- در صورتي كه محكومٌ ‌عليه از اجرای رأي، استنكاف نمايد با رأي شعبه صادركننده حكم، به انفصال موقت از خدمات دولتي تا پنج سال و جبران خسارت وارده محكوم مي‌شود. رأي صادر شده ظرف بيست روز پس از ابلاغ قابل تجديدنظر در شعبه تجدیدنظر ديوان مي‌باشد و در صورتی که رأی مذکور در شعبه تجدیدنظر صادر شده باشد به شعبه هم­عرض ارجاع می‌گردد.

ماده 113- طرح مجدد پرونده در موارد اعلام اشتباه قاضی و یا خلاف بیّن شرع یا قانون، مانع از اجرای حکم قطعی دیوان نیست مگر آن که شعبه رسیدگی‌کننده قرار توقف اجرای حکم را صادر نماید.

ماده 114- چنانچه در جریان اجرای آراء دیوان، راجع به نحوه اجرای رأی بین طرفین توافقی شود و محکومٌ ‌علیه به تعهدات خود عمل ننماید، محکومٌ ‌له می‌تواند ادامه عملیات اجرایی را درخواست کند و واحد اجرای احکام دیوان با اجرای رأی دیوان یا توافق، موضوع را پیگیری می‌نماید.

ماده 115- در مواردی که محکومٌ ‌علیه در مقام اجرای احکام قطعی دیوان، به موانع قانونی استناد نماید و یا به جهتی امکان عملی اجرای حکم نباشد و این جهات به تشخیص دادرس اجرای احکام دیوان، موجه شناخته شود، از موارد اعاده دادرسی تلقی و پرونده به منظور رسیدگی به این جهات به شعبه صادرکننده رأی قطعی ارجاع می‌گردد. شعبه مزبور در صورت تأیید وجود مانع قانونی و یا عدم امکان اجرای حکم، رأی مقتضی به جبران خسارت و یا تعیین جایگزین محکومٌ ‌به صادر می‌نماید. در غیر این صورت قرار رد صادر و پرونده برای ادامه عملیات اجرائی به واحد اجرای احکام دیوان اعاده می‌شود. رأی و یا قرار صادر شده در این مرحله قطعی است.

ماده 116- در مواردی که اجرای حکم قطعی از اختیار محکومٌ ‌علیه خارج و یا موکول به تمهید مقدماتی از سوی مرجع دیگری غیر از محکومٌ ‌علیه باشد و مرجع اخیر در جریان دادرسی وارد نشده باشد، ظرف یک ماه از تاریخ اعلام، مرجع یاد شده می‌تواند به رأی صادر شده اعتراض کند و شعبه صادرکننده رأی قطعی باید به موضوع رسیدگی و اظهارنظر نماید. این رأی قطعی و لازم‌الاجراء است.

ماده 117- چنانچه دادرس اجرای احکام دیوان، رأی شعبه دیوان را مبهم بداند، به نحوی که اجرای آن امکان نداشته باشد با ذکر مورد ابهام از شعبه صادرکننده رأی تقاضای رفع ابهام می‌نماید. نظر شعبه در خصوص رفع ابهام، برای دادرس اجرای احکام دیوان، لازم‌الاتباع است.

ماده 118- دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب 8/7/1386 مکلفند دستورات دیوان را در مقام اجرای حکم اجرا کنند. تخلف از مقررات این ماده، علاوه بر تعقیب اداری و انتظامی حسب مورد، مستوجب مجازات مقرر در ماده (112) این قانون است.

ماده 119- در اجرای بند «1» ماده (111) این قانون، چنانچه مسؤول مربوط پس از احضار بدون عذر موجه، در واحد اجرای احکام دیوان حاضر نشود، دادرس اجرای احکام مطابق تبصره «2» ماده (43) این قانون، اقدام می‌نماید.

 

بخش پنجم- سایر مقررات

ماده 120- شعب تشخیص فعلی دیوان پس از رسیدگی به پرونده‌های موجود منحل می‌شوند.

ماده 121- هرگاه ضمن رسیدگی به موضوعی در دیوان، رئیس دیوان در جریان تضییع حقوق عمومی و یا منافع بیت‌المال قرار گیرد، موظف است مراتب را حسب مورد به سازمان بازرسی کل کشور، دادستان کل کشور و دیوان محاسبات کشور اعلام نماید.

ماده 122- مقررات مربوط به رد دادرس و نحوه ابلاغ اوراق، آراء و تصمیمات دیوان و وکالت و سایر موارد سکوت در این قانون به ‌ترتیبی است که در قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی) و قانون اجرای احکام مدنی مقرر شده است.

ماده 123- بودجه دیوان در ردیف مستقل ذیل ردیف بودجه قوه قضائیه منظور می‌گردد.

ماده 124- از تاریخ لازم‌الاجراء شدن این قانون، قانون دیوان عدالت اداری مصوب 25/9/1385 و اصلاحات بعدی آن و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب 26/2/1379  قوه قضائیه لغو می‌شود.

 

قانون فوق مشتمل بر یکصد و بیست و چهار ماده و سی و نه تبصره در جلسه علنی روز سه­شنبه مورخ 22/9/1390 مجلس شورای اسلامی تصویب شد و مواد (10)، (12)، (89)، (90) و (94) این قانون در تاریخ 25/3/1392 از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام موافق با مصلحت نظام تشخیص داده شد و مابقی مواد این قانون در تاریخ 30/9/1390 به تأیید شورای نگهبان رسید.

یاد گیری

من (نویسنده) وقت زیادی را صرف تفکر در مورد چگونگی یادگیری سریعتر میکنم. بزرگترین دلیل برای اینکار اهمیت آن است. دانش بسیار زیادی در خارج از محدوده ما قرار دارد که پاسخ بسیاری از بزرگترین مشکلات ما در آنها است، ولی اگر این دانش را درک نکنیم؛ غیر قابل استفاده و بدرد نخور است. افرادی که توانایی ابهام زدایی از مطالب مشکل و سخت و ایده های بزرگ را دارند، درآمد بیشتر و زندگی بهتری دارند، همچنین تاثیر بیشتری بر جهان میگذارند. یادگیری بسیار مهم است

دلیل دوم و مسلما خودخواهانه تر، اینست که بیشتر درآمد من در حال حاضر کار با دانشجویانی است که از طریق برنامه های من، استراتژی یادگیری بهتر را می آموزند. در عوض من هم زمینه اجرای آزمایش ایده های خود را بدست میآورم که ببینم چه چیزهایی کارآیی دارند و چه چیزهایی فاقد کارآیی هستند. معامله بدی نیست

امروز علاقمندم که برخی چیزهایی که کارآیی دارند را با شما درمیان بگذارم. فرقی هم نمیکند که شما یک دانشجوی پرتلاش برای بهترین شدن در مشکلترین دروس باشید یا فقط فردی باشید که علاقمند به بهتر یادگیری است، امیدوارم که برای شما کارآیی داشته باشد

این مقاله نسبتا طولانی به سه بخش تقسیم میشود تا کمی راحتتر شود. هر بخش مجزا از بخش دیگر است

یک) چگونگی یادگیری سریعتر - اصول یادگیری بهتر

دو) چگونگی یادگیری هر موضوعی - قوانین ساده برای چیرگی بر موضوعات مشکل

سه) ترفندهای یادگیری بهتر - روشهای ویژه برای یادگیری سریعتر

از ساده ترین جایی که میتوان شروع کرد اینجاست: باهوشها مطالب را حفظ نمیکنند و در عین حال عجیب است، بویژه؛ اگر شما بیشتر اوقات تحصیل خود را صرف ساعتهای بی پایان حفظ مطالب درسی کرده باشید. درضمن بنظر میرسد که باهوشها تمام پاسخها را حاضر و آماده نزد خود دارند. چطور میشود که آنها اطلاعات و مطالب را حفظ نمیکنند؟ چکار دیگری هست که آنها میتوانند انجام دهند؟ پاسخ من ساده است: افراد باهوش نیازی به حفظ کردن مطالب ندارند زیراکه آنها ایده ها را بهم ارتباط میدهند

انسان در حفظ کردن مطالب، ضعیف است. با یک نگاه به کامپیوتر این نگرش تایید میشود. من ماهها صرف حفظ کردن جدول ضرب در دوران ابتدایی تحصیلم بودم. کامپیوتر این کار را در کمتر از یک ثانیه انجام میدهد. در حالی که انسان در تشکیل الگوها و اتصالات و ارتباطات واقعا خوب است. ابررایانه ها توانایی محاسبات با نرخ میلیون در هر ثانیه را دارند ولی همین ابررایانه ها در تشخیص اشیایی که یک کودک سه ساله هم آنها را براحتی میشناسد، مشکل دارند. زیرا که ما توانایی تشخیص الگوها واتصالات و ارتباطات را به مراتب بیشتر و موثرتر از به حافظه سپردن اطلاعات داریم. چرا از همین ویژگی برای یادگیری استفاده نکنیم؟

یادگیری بوسیله ارتباطات

بنظر میرسد که یادگیری توسط ارتباطات نه تنها سریعتر، بلکه راه بهتری برای آموزش است. دو دانشجو را در نظر بگیرید که تلاش میکنند حساب دیفرانسیل و انتگرال را یاد بگیرند. یکی از این دانشجویان با پشتکار تمام، قوانین تمایز و دیفرانسیل و همچنین قوانین زنجیره ای و قدرتی را حفظ میکند و میداند که با لگاریتم و شارحان چه کند... او ساعتها وقت تمرین میکند که این قوانین را به مغز خود تزریق کند

دانشجوی دیگر رویکردی متفاوت دارد و بهیچوجه سعی در حفظ کردن این قوانین نمیکند. بجای آن، در زندگی روزمره خود از تمثیلها ی مربوط به حساب دیفرانسیل و انتگرال استفاده میکند. با مثالهای ساده شروع میکند؛ مانند: سرعت سنج و کیلومتر شمار روی اتومبیل، ولی وقتی که با مسائل پیچیده تر در حساب دیفرانسیل و انتگرال مواجه میشود، سعی میکند که آنها را ساده کند تا از طریق آنچه که فرمولها میگویند، راه حلها را بیابد

حال بعد از اینها، فکر میکنید که کدام دانشجو حساب دیفرانسیل و انتگرال را بهتر فهمیده است؟ دانشجوی اولی احتمالا در امتحانات اولیه که احتیاجی به خلاقیت نیست، نمرات خوبی میاورد. ولی در واقع او حساب دیفرانسیل و انتگرال را نفهمیده است. او فقط مجموعه ای از قوانین را حفظ کرده است. یک کامپیوتر میتواند براحتی جایگزین او شود

دانشجوی دوم احتمالا نیاز به زمان بیشتری برای تمرین دارد که سریعتر جوابها را بیابد. اما حدس من این است که او حساب دیفرانسیل و انتگرال را بخوبی درک کرده است و اگر در آینده در زندگی خود با مشکلات جدیدی مواجه شود، بجای استفاده از راه حلهای بیفایده، به احتمال زیاد از راه حلهای حساب دیفرانسیل و انتگرال استفاده خواهد کرد که در سالهای گذشته آموخته است

من عمدا از ریاضیات برای مثال استفاده کردم چون معمولا ایراد میگیرند که چرا مثالهای مشکل از علوم سخت تر میزنم. گویا که مسائل مهندسی و فیزیک تنها با حفظ کردن حل میشوند و تفکر خلاق فقط برای علوم آسانتر است! واقعیت اینستکه؛ یادگیری از طریق ارتباطات باعث میشود که یادگیری، تقریبا، هر موضوعی مفهوم سادهتری بیابد. هر بار که فکر میکنم موضوعی را نمیتوان بوسیله کلی نگری فرا گرفت، توسط خواننده ای که ادعا میکند از این طریق به او کمک شده که قانون، تاریخ و یا حتی ورزش کشتی را فرابگیرد، تصحیح میشوم

چگونگی شناخت ارتباط بین ایده ها

اساس روش ارتباط ایده ها چیزی است که روزانه همه بطور خودکار انجام میدهیم. مانند خلاقیت. با این حال، تماشا گر بودن ساده و انجام دادن آن مشکل است. ممکن است که توانایی یافتن مثالهایی در گذشته درمورد یادگیری از طریق کلی نگری را داشته باشیم ولی این رویکرد برای موضوعات آینده کمی سختتر است

برش ذهنی آنچه که باعث میشود برخی افراد بدون زحمت و بصورت موفقیت آمیزی یادبگیرند، شروع خوبی برای بدست آوردن سرنخ این موضوع است. بنظر من این فرآیند بصورت زیر است

یک- سردرگمی

دو- نشانه های(بینش) اولیه

سه- گسترش بینش ها

چهار-پالایش(اصلاح) ارتباطات

پنج- تکرار

مرحله اول- سردرگمی: هرگاه در حال یادگیری مطلب دشواری هستید، اولین مرحله همیشه سردرگمی و گیجی است. متاسفانه از همین جاست که اغلب مردم فکر میکنند بهترین راه همان حفظ کردن مطلب است. در واقع این سردرگمی و گیجی، گامی بجلو است. هنگامی که گیج هستید، مغز بطور خودکار بدنبال جستجوی الگو است. بدترین کاری که میتوان انجام داد؛ پذیرش این است که مطلبی یرای یادگیری غیرممکن است و یا اینکه قبول کرد هیچ الگویی وجود ندارد و درنتیجه نیاز به حفظ کردن است. میتوانم بشما بگویم که هر چند گاه یکبار از دانشجویان ایمیلی دریافت میکنم درباره اینکه آنها احتیاج به حفظ کردن مطالب بسیاری دارند، حتی هنگامی که موضوعی یک الگوی آشکار دارد که باعث میشود که یادگیری کلی نگر راحتتر شود. هدف در این مرحله باید جستجوی یافتن سرنخ برای بینش یا نشانه های اولیه باشد

مرحله دوم- نشانه های (بینش) اولیه: متاسفانه فکر نمیکنم که تنها با یک روش به نشانه های اولیه برسیم. بارها و بارها سعی خودم را کرده ام که دانه های اولیه را درک کنم و هربار هم شکست خورده ام. تنها روشی که کارآیی لازم را دارد "بیرون ریزی و بنمایش درآوردن آنچه که در درون شماست"، می باشد. خود را با بالاترین کیفیتهایی که میتوانید بیرون بریزید و توضیح دهید تا زمانیکه چیزی باعث یک کلیک در مغز شما شود. خوشبختانه باوجود اینترنت، برای بیشتر این مطالب، این نمیتواند زیاد هم مشکل باشد. بدست نیاوردن بینش های اولیه معمولا نشانه احمق بودن شما نیست، بلکه نشانگر این است که شما سعی خود را نکرده اید. هنگامی که شما باندازه کافی این احساس را داشتید که تا حدودی موضوع را درک کرده اید، میتوانید به سرعت شروع به ساخت بینش های خود کنید. مانند دانه های ریز برف که در ابتدا چیزی نیست ولی بمحض جمع شدن، بسرعت همه جا را میپوشانند

مرحله سوم- گسترش بینش: اینجاست که بیشترین مباحث وارد میشوند. به محض اینکه شما یک درک کلی از مطلب گرفتید، میتوانید بوسیله شباهتها، تصورات، استعاره ها، ساده کردن ها به ایجاد و خلق یک ایده مبادرت کنید و آنرا بسنجید و بر آن فایق آیید. بنظر من مشکل عمومی اکثر مردم در بیشتر موارد این نیست که به نشانه های اولیه دست نمیآبند، بلکه موفق بساخت گسترش قابل ملاحظه این نشانه ها و بینش های اولیه نیستند. اگر شما نشانه های اولیه را گسترش ندهید، آنها براحتی فراموش و در زمان لازم، غیرقابل استفاده میشوند

مرحله چهارم: پالایش (اصلاح) ارتباطات: موشکافی یک روند در میان هوشمندان است. (شاید هم موشکافی باعث شود که مردم باهوش بنظر برسند!) فکر میکنم که بخشی بدین دلیل است که افراد هوشمند هم در ایجاد ارتباطات و هم در حذف آنها، در جایی که کارآیی ندارند، خوب هستند. باهوشان تمام امکانات و احتمالات یک بحث را میبینند و در عین حال توانایی ضداستدلال ومخالفت را هم دارند

در این مرحله که بطور گسترده بعنوان تفکر انتقادی به آن اشاره شده است، اساسا رل مدافع شیطانی برای ایده های شما را بازی میکند، بدین معنی که شباهتهای خود را زیر سوال ببرید و از خودتان بپرسید این شباهتها در کجا به موضوع مرتبط نیستند؟ این روند اتصال و تخریب چیزی است که من در هنگام نوشتن یک مقاله در تمام وقت اجرا میکنم. با یک ایده کلی شروع میکنم، پیامدهای بزرگ را بررسی و سپس تلاش میکنم که از خود بپرسم نقاط نظر من در کجا محدود و یا نقض میشوند. موشکافی بدون دانش، تنها جهل و نادانی است، با این حال، در ابتدا بمنظور اصلاح ارتباطات به آن نیاز است. وقتی که شما به یک ایده که از آن راضی هستید، برسید، آماده رفتن به مرحله بعدی شده اید

مرحله پنجم- تکرار: یادگیری به دور یک حلقه حرکت میکند نه روی یک خط. شما همواره به مراحل سردرگمی، بینش و گسترش و پالایش بازمیگردید تا اینکه ایده ها را عمیقتر یادبگیرید

اگر شما هم مثل من باشید، فکر میکنید که جبر در فهم حساب کمک بیشتری میکند. هنگامی که گسترش وسیعتری یافتید، هسته و مرکز اساس و پایه خود را در حیطه آزمایش و تقویت قرار میدهید. این ایده مرحله آخر است که اگر شما فراتر روید، نظریات اولیه بیشتر و بیشتر آشکار میشوند

یادگیری سریعتر بمعنی یادگیری با ارتباطات است

بسیاری از تاکتیکهای من در بخش سوم این مقاله، راهنمای رئوس ابزار پذیرش به شروع این فرآیند است که بطور خودکار زمانی که اکثر مردم چیزی را عمیقا یادبگیرند، اتفاق میافتد

بنابراین، یادگیری سریعتر یک جادو برای انجام کاری خارق العاده نیست، بلکه این روند نشاندهنده یادگیری در حین انجام کار و تلاش به تکرار در اکثر مواقع است. و بیشتر، اجتناب از خطر حفظ کردن برای دانشجویانی که تحت فشار امتحانات استاندارد و معمولی ، بدون ایجاد یک درک عمیق، هستند. در بخش بعدی، من از اصول اولیه یادگیری سریعتر برای پوشش دادن به یک رویکرد هوشمند برای مقابله با موضوعات مشکل صحبت خواهم کرد


پس از اجرای مربیگری ماهانه برای بیش از یکسال و پاسخ به ایمیلهای دانشجویان برای چهار سال، این امتیاز نصیبم شده که با دید و نگرش دانشجویان با پیشینه های مختلف از اقصا نقاط دنیا بیشتر آشنا شوم. همچنین برای اینکه معلم دروسی که آنها تحصیل میکنند نیستم، از ارائه پاسخ مستقیم و یا توضیح برای یک درس و یا موضوع ویژه به آنها محدودیت دارم. در عوض، میباید به همه مشکلات از نظر یادگیری ازطریق فرامشاوره ای پاسخ داده و حل مشکلات مسائل ظریف از طریق استراتژیهای قوی برای یادگیری دروس و موضوعات مختلف رابه آنها بیاموزم
تکرار صدها مرتبه ای این کار با دانشجویان مختلف در زمینه های متفاوت باعث یادگیری قوانینی شده است که مولد استراتژی یادگیری هر موضوعی میباشد. در این بخش، با شما برخی از این قوانین را به اشتراک میگذارم
چگونه باید برای یادگیری یک موضوع ویژه مطالعه کرد؟ این یک سئوال کلی است. جالب است، زیرا هیچ جواب جامعی هم برای آن وجود ندارد. به عوامل بسیاری بستگی دارد: موضوع در چه موردی است؟ هدف برای یادگیری چیست؟ اگر منظور تنها گذراندن امتحان است، چگونه آنرا آزمایش کنیم؟
از یک دیدگاه کلی، چندین روش خوب برای شروع تفکر درمورد چگونگی یادگیری موضوعات وجود دارند. این قوانین کمک به گسترش تقسیم موضوع میکنند تا شما توانایی ابداع طرح ایده خود را بیابید
قانون 1: تمرین بدست آوردن مهارتها، ارتباط برای درک مفاهیم
بطور کلی هر موضوع آموختنی به دو دسته تقسیم میشود: اول؛ مسائلی که نیازمند درک هوشی و تفکر هستند و دوم؛ مهارتهایی که نیازمند توانایی انجام آن موضوع میباشند. بیشتر موضوعات آموزشی شامل این دو ترکیب هستند. برنامه نویسی هم تئوری است و هم عملی، ریاضیات شامل درک ایده ها است، ولی نیاز به وقت در روشها و راههای خود دارد، در بازرگانی تئوری و دانایی و ذکاوت و تلاش نیاز است. و این فهرست همچنان ادامه دارد
در بخش اول (مقاله قبل – نکته 210، مترجم) اشاره شد که بوسیله درک بهتر مفاهیم یادگیری، تمایل به انجام بهتر کار هم بوجود میاید که البته برای یادگیری مهارت کافی نیست. درغیراینصورت تمایزی بین باهوش کتابی و دانشگاهی و باهوش خیابانی وجود ندارد
اول؛ درک دانشگاهی یا تفکری، مفید است، اما این نشانه چیرگی ناخودآگاه نیست. یک برنامه نویس خوب توانایی حس الگوهای موجود در شیوه های علمی برای حل مسائل را دارد، اما اینگونه حس برای راه حل مسائل ویژه بی اثر است، حتی اگر ساعتها صرف نوشتن و اثبات آن شود. تنها تمرکز بروی مفاهیم هم قطعا اشتباه است، حتی اگر در محیطهای دانشگاهی که اغلب انجام آزمایشات تاکید بر راه حلهای سریع برای حل مشکلات، متداول است
با این حال، اگر شروع به دیدن تمایزات بین مفاهیم و مهارتها کنید میتوانید دو استرتژی یادگیری جداگانه برای هر کدام بیابید. برای بدست آوردن مهارت ساعتها وقت لازم است و بدنبال آن تلاش برای تمرین اصول عملی برای به حداکثر رساندن نتایج. ولی مفاهیم توسط ارتباطات یادگرفته میشوند. بنابراین درک چیزها سریعتر انجام میگیرد. مطلب شما به کدامیک بیشتر نیازمند است؟ مهارت یا درک فکری؟ هنگامی که تفاوت را ببینید، وقت خود را صرف نتایج بیهوده نخواهید کرد
قانون 2: مفاهیم بر واقعیات ارجحیت دارند. (95% از مواقع)
برخی فکر میکنند که آموختن بوسیله ترفندهای حفظ کردن بهتراست و نه بوسیله ارتباطات. بعنوان مثال: اگر من بشما یک لیست از 30 عدد اقلام متفاوت بدهم و از شما بخواهم که اینها را بخاط بسپارید، تلاش برای ابداع یک الگوی فراگیری احتمالا اتلاف وقت است. در صورتی که اکثریت قریب به اتفاق موضوعات قابل یادگیری دارای الگو هستند، البته بصورت پنهان. اگر این الگوها پنهانی نبودند، احتمالا موضوعات مفیدی هم برای یادگیری نبودند. الگوها، مفاهیم را مفید میسازند. مفاهیم بدون الگو استفاده بسیار محدودی هم دارند، برای همین هم مورد مطالعه قرار نمیگیرند
این بدین معنی است که اگر شما در حال یادگیری مطلبی هستید که شامل : ایده های بزرگ و جزییات کم است، که احتیاج به بخاطر سپردن دارد، همیشه از ایده های بزرگ شروع کنید. دلیل اول اینست که بسیاری از جزییات تصادفی بنظر میرسند، ولی در واقع در داخل ایده های بزرگ جای دارند. اغلب میتوان از حفظ کردن مطالب زیادی صرفنظر کرد زیرا که مفاهیم، واقعیات را توضیح میدهند
دلیل دوم این است که واقعیات اهمیت کمتری از تفکرات عقلانی اکثر دانشجویان دارند. بارها ایمیلهای دریافت کرده ام مبنی بر اینکه چگونه برخی معلمان بی انصاف آنها را وادار به حفظ کردن این وقایع بیهوده کرده اند. اما بطور کلی درست نیست. بسیاری از مربیان هم میخواهند که دانشجویان به درک عمیق اصول برسند، اگر این دسته از دانشجویان قادر به حفظ کردن جزییات هم نباشند باز هم از پس امتحان بخوبی برخواهند آمد. البته استثنا هم وجود دارد. اما این یکی بعنوان یک قاعده کلی بخوبی عمل میکند
قانون 3: هرگز خود را با شتاب برای امتحان آماده نکنید. (هرگز خرخوانی نکنید!)
ناچارا، امتحانی وجود خواهد داشت که شما تنها بیست و چهار ساعت فرصت دارید و هیچ چیزی هم از آن نمیفهمید. بهیچوجه قصد ربودن جایزه ای برای اثبات اینکه مطالعه با شتاب (خرخوانی) نتیجه ای ندارد را ندارم. اما شتاب در مطالعه و خرخوانی درست نیست. نه بخاطر اینکه تمام نیروی یادگیری شما را در یک زمان کوتاه تحت فشار قرار میدهد بلکه بشما فشار میاورد که مطالب را حفظ کنید
یادگیری بوسیله ارتباطات در شرایط شتابزده انجام نمیگیرد. معمولا زمان زیادی نمیگیرد (به تجربه من زمان بسیار کمتری از حفظ کردن مطالب) . اما نیاز بیشتری به زمان برای جا افتادن در مغز دارد، درحالی که شما به کارهای دیگر هم مشغول هستید. از همه بدتر، اگر تحت فشار شرایط زمانی و استرس باشید کاملا با شکست مواجه خواهید شد. هنگامی که ادعا کردم بدون مطالعه زیادی هم میتوان شاگرد ممتاز شد، متقلب نامیده شدم. البته این روزها مشغول بررسی های دیگر هم هستم، زمان بیشتری برای نگاه کردن فیلم در هنگام امتحانات آخر سال را دارم. فکر میکنم دلیل مطالعه نکردن زیادی و قبول شدن در امتحانات این بود که یادگیری دروس در واقع از طریق ترمهای شش ماهه انجام میشد و نیازی به شتاب در مطالعه نبود، زیرا که در تمام کلاسها حضور داشتم و مطالعات و تکالیف را انجام میدادم و تلاش میکردم که در طول ترم شش ماهه تولید ارتباطات با موضوعات درسی را انجام دهم
هر کسی ممکن است نسبت به توان خود به کار و تکلیف و یا مطالعه بیشتر نیازمند باشد. ادعای اینکه همه بدون مطالعه هم میتوانند امتحانات را با موفقیت بگذرانند را ندارم. اما عقیده دارم؛ بجای اینکه در آخر ترم با شتاب و عجله درس بخوانید، از طریق یادگیری همراه با تولید ارتباطات با موضوع، انرژی و وقت زیادی را میتوانید صرفه جویی کنید
قانون4: تهیه فهرست برای کنترل مفاهیم مفید است
بتازگی به دانشجویانی که برنامه های من را دنبال میکنند پیشنهاد میکنم که فهرستی از مفاهیم برای موضوعات و مطالب خود تهیه کنند. تهیه این فهرست روش خوبی برای رسیدگی و چیرگی به لحظات ترسناک "من هیچی از این نمیفهمم!" است که بسیاری از دانشجویان با آن موجه هستند
تهیه فهرست برای کنترل مفاهیم یک راهنمای گام بگام است که اجازه میدهد بر هر موضوعی بآرامی تسلط بیابید و همچنین کمک میکند که (بدون توجه به ترس و نگرانی و اضطراب) به راه حلهای مسائل پیچیده برسید
اصول اولیه تهیه فهرست مفاهیم ساده است: تمام مفاهیم اصلی موضوع درسی را بنویسید. اگر به مشکل برخورد کردید از دروس اولیه و پیشین خود شروع کنید، اینکار میتواند بشما یک ایده کلی عرضه کند که بدانید نیازمند به چه چیزی هستید. سپس یک لیست مفاهیم جزیی تر را تهیه کنید. مثلا برای کلاس امور اقتصادی و مالی میتواند اینطور باشد:
*محاسبات ارزش فعلی
*اوراق بهادار و سود سهام
*تئوری موجودی اوراق بهادار و سودسهام
- محاسبه اوراق بهادار و سودسهام
- حداقل دگرگونی وتغییر سودسهام و اوراق بهادار در سطح جهانی
- ...............
*.........
وقتی تهیه این لیست به اتمام رسید، برای هر مفهومی که متوجه شدید یک علامت بزنید. و هر مفهوم دیگری که بخوبی متوجه نشدید، بازگردید و فرآیند 5 مرحله ای (مقاله قبلی، نکته210، مترجم) را تکرار کنید تا زمانی که مطمئن شوید مفاهیم را بخوبی درک کردید
ممکن است که تمام اینها کار زیادی بنظر برسد (و همینطور هم هست، بویژه اگر شما آپ تودیت و بروز نباشید!) ولی هر کدام از درک مفاهیم بروی شما اثری عمیق میگذارند. هنگامی که اولین مفهوم را بخوبی درک کردید، درک مفاهیم بعدی سادهتر خواهدشد. تلاش برای به یکباره یادگیری همه آنها در یک زمان اشتباهی است به شکست منجر میشود
ابتکارات برای یادگیری بهتر: این تنها یک نقطه برای شروع است. اما شما را به عمق بیشتری میبرد. نکته اینجاست که اگر برای یادگیری، استرتژی های گسترده تری داشته باشید؛ میتوانید به هر مطلبی وارد شوید (بویژه مطالب خودآموز بدون معلم) و مسائل را از طریق کنترل جزءبه جزء حل کنید
در بخش بعدی، قصد دارم که روشهای سادهتری را برای یادگیری سریعتر بشما عرضه کنم

 در بخش اول (مقاله 210، مترجم) مشکل بدین سان مطرح شد که چگونه یک موضوع را به راحتی و عمیقا یاد بگیریم. درواقع، بسیاری از ما در گذشته تجربه "گرفتن" یک ایده را داشته ایم. تکرار این روند در همه یادگیریهای آینده یک چالش است
در طی سه سال گذشته هدف من (نویسنده) طرح روشهایی برای دستیابی به یادگیری بهتر بوده است. میخواستم راههایی بیابم که روند خودانگیخته یادگیری را به چیزی بیشتر عمدی و دلبخواه تبدیل کنم. همانگونه که قبلا هم اشاره شد؛ چیرگی بر این امر آسان نیست. افرادی که تنها به خواندن چند مقاله و کتاب در مورد یادگیری جامع در اینترنت بسنده کرده اند، اغلب نتیجه دلخواه را نتوانسته اند بدست بیاورند، چراکه آنها قدرت ایده ها را دیدند ولی چگونگی کاربرد آنها را درک نکردند. حال چگونه ارتباط با یک ایده را بسازیم؟
یادگیری بوسیله ارتباطات و اتصالات بسیار شبیه به خلاقیت است. بطور کلی نمیتوان یک روش ویژه برای آن تعریف کرد. با این حال، میتوان از ترفندهایی استفاده کرد که عقل و ذهن را در چهارچوب و بستر صحیح ایده جای داد، بطوریکه اتصالات و ارتباطات، خود بصورت طبیعی جلوه گر شوند
همچنین میتوان خود را برای ایجاد ارتباط بیشتر با ایده، هل داد. برای یک برنامه ماهانه عنوان "آموزش داروسازی" را انتخاب کردم (قبل از آن درمورد نمونه های بد دانشجویانی که داروهای اضافی مصرف میکردند، مطالعه کردم). ایده، دستیابی و تقویت روشی بود که مقدار مصرف معمولی و طبیعی داروها را به دانشجویان بیاموزد. عمدا تلاش برای شبیه سازی با تمرینات وزنه برداری و زیبایی اندام نمودم که عینا همان نتیجه را برای ماهیچه ها دارد که در اینجا برای ذهن بوجود میاورد. یعنی، ذهنی بزرگتر از آنچه که دانشجو بتواند آنرا کنترل کند
قبلا دلایلم را برای یادگیری سریعتر توضیح داده ام، بنابراین حالا، در اینجا میتوانیم از این نقاط شروع کنیم و واقعا سریعتر و بهتر یادبگیریم
روش دستیابی 1: روش پنج ساله ها
با استفاده از این روش میتوان با استدلال یک کودک 5 ساله مفاهیم را بخود توضیح داد. از آنجایی که فکر کردن تنها به رسیدن ایده ها کمک نمیکند، اطمینان حاصل کنید که مطالب را با صدای بلند برای خودتان بخوانید و آنها را بروی کاغذ بنویسید. در اینجا هدف توضیح فیزیک کوانتوم به یک بچه کودکستانی نیست، بلکه هدف اینست که ایده ها را تا آنجا که نیاز است، برای فهم بهتر، ساده کنیم. این روش بدین دلیل کارآیی دارد که ما اغلب متوجه سردرگمی در ایده ها نیستیم تا اینکه شروع به توضیح آنها کنیم. ایده ها غلب بخودی خود کارآیی ندارند تا اینکه شما با استفاده از این روش، نقاط ضعف خود را بیابید و آنها را تقویت کنید. این روش دسیابی احتمالا مضحک و کودکانه بنظر میرسد ولی کارآیی خوبی دارد
در یکی از پروژههای مطالعاتی، در شرکت آر. جی. وایس، از این روش بصورت گسترده ای برای شکست سختی که طرحهای حرفه ای مالی این شرکت متحمل شده بود، استفاده شد و با آماده سازی در کمتر از یک ماه، نتیجه ای بالاتر از حد انتظار ارائه داد
روش دستیابی 2: استفاده از استعاره و تمثیل
استفاده از استعاره ها و تمثیلها کلید رویکرد یادگیری سریعتر است. اگرچه استعاره ها در ادبیات بیشتر استفاده میشوند ولی جالب اینجاست که در واقع کارآیی بهتری در موضوعات ریاضی، شیمی، فیزیک و امور اقتصادی و مالی دارند. زیرا این موضوعات بسیار پیچیده هستند و در موضوعات پیچیده مشکل اساسی درک مفاهیم است، و وقتی آنها را درک کردید، دیگر چیز زیادی از این مطالب برای یادگیری باقی نمیماند. حساب انتگرال و دیفرانسیل دشوار است، ولی راههای توضیحی و اطلاعاتی بسیار کمتری از کلاس آناتومی دارد
توصیه میشود از طوفان ذهنی برای استعاره ها و تمثیل ها استفاده شود. از سئوال های باز شروع کنید. مانند: این ایده مرا یاد چه چیزی می اندازد؟ این ایده درچه شرایط واقعی زندگی مورد استفاده قرار میگیرد؟ چه پدیده ای باعث تقلید از این ایده شد؟ چگونه میتوانم داستانی برای این ایده بسازم؟
با آقای خلید آزاد (وبلاگ نویسBetter Explain.com) صحبت میکردم. او علاقمند است که به بستر و چهارچوب ایده ها به منظور تولید شباهت ها در ریاضیات نگاه کند. با دانستن این موضوع که"E" اساسا در زمینه پرداخت سود استفاده میشده و میتواند برای شما سرنخهایی برای استفاده از استعاره و تمثیل ایجاد کند
روش دستیابی 3: استفاده از غریزه
یکی دیگر از روشهای دستیابی به ایده های مشکل چیزی بیشتر از یک تصویر، ترکیبی از شم، احساس و حرکت بطرف یک تصور است. مقدمه و پیش آورد این ایده ها، بسیاری از مفاهیمی هستند که لازم به دیده شدن (یا حس شدن و یا شنیده شدن) هستند تا بصورت مستقیم فهمیده و درک شوند. برخی از اساتید دانشگاه (و بهترین استادی که خودم داشتم، کسی که سازنده کمکهای بصری است) این مطلب را اینگونه درک کرده اند؛ برای زمینه سازی تدریس این ایده، باید از کمکهای بصری، نمودار و حتی نمایش استفاده شود. متاسفانه، وسایل کمکهای بصری گران هستند و نیاز به زمان بیشتری برای آماده سازی دارند، و درضمن بسیاری از اساتید دانشکاهها تنبل هم هستند، پس بجای بحثهای زنده و بیاد ماندنی از یک مفهوم، به تمثیلهای کتابهای خشک درسی بسنده میکنند
درهرصورت، این بدان معنا نیست که شما توانایی تصور صحنه های ذهنی خودتان را نداشته باشید. من هنوز هم بوضوح محاسبه تعیین 2x2 ماتریکس را بیاد دارم که چگونه با دستهایم آنها را زیرورو میکردم. در واقع میتوان ارزش فعلی مالی را مثل یک چشم انداز مسطح ترسیم کرد و این لیست را در یک کامپیوتر، بعنوان یک پرونده متصل شده ثبت نمود
این روش نسبت به روشهای دیگر به تمرین بیشتری احتیاج دارد و احتمالا برای برخی کاملا نامانوس است. اما بسیار مفید است زیراکه یک ایده ، بویژه مشکل را از طریق غریزی میتوان عمیقتر درک کرد
روش دستیابی 4: پیوند عمیق یافتن
بدست آوردن تصاویر خلاق و تمثیلها تنها یک روش برای یادگیری از طریق ارتباطات و اتصالات است. روش دیگر این است که ایده ها رامیتوان بسادگی به چهار چوب و بستر خودشان پیوند زد. پیوند عمیق با یک ایده اساسا تمرین و انجام پژوهشهای عمیقتر برای کشف ارتباطات و اتصالات بیشتر است
اغلب در یک محیط درسی، دانشجویان تلاش میکنند چیزی که در محدوده درسی ایشان نیست، یاد نگیرند. اصلا چرا باید تکلیف بیشتر انجام داد؟ در حالی که، اگر بدانید واقعا مطلبی را مجبور نباشید یاد بگیرید، با عمیقتر شدن به درون آن موضوع، ایده اصلی را راحتتر درک میکنید
امروزه استفاده از ویکیپدیا کاملا راحت است. من بارها و بارها از جستجو در ویکیپدیا درباره مفاهیمی را که نمیفهمیدم، استفاده کردم و باعث شد که چهارچوب ایده ها را مشاهده کنم. ویکیپدیا در توضیحات کامل نیست و با زبان بی حس دانشنامه ای نوشته شده است نه با زبان تصویری یک معلم خوب. درهرصورت، تنها بخاطر اینکه برخی تعاریف آن روشن و واضح نیستند، نمیتواند بدین معنا باشد که برداشت از چهارچوب متون هم امکان ندارد. بیاد دارم وقتی که باید در علوم کامپیوتر درمورد دو سه نوع درخت مطالعه میکردم، برخی از مفاهیم کمی برای بخاطر سپردن مشکل بودند، اما وقتی که حدود چهارچوبها و همچنین جایگزینها (مانند درختان قرمز سفید که هرگز تدریس نشده اند) را درک کردم، شروع به فهمیدن آن دو سه درخت کردم
چگونگی یادگیری سریعتر و بهتر
متاسفانه یادگیری بوسیله ارتباطات و اتصالات و تمرینات که در بالا به آنها اشاره شد، یک مهارت است و نه یک ایده. درواقع برای دسترسی و موفقیت، باید آنها را تمرین کرد
این یکی از دلایلی است که من این مطلب را تدریس میکنم که بشما اجازه میدهد ماهانه و با مربیگری، اطلاعات خودتان را بروز کنید. زیراکه فقط خواندن و مطالعه درمورد ایده ها کافی نیست که انتظار داشته باشید در زندگی روزمره شما ادغام شوند. اگر در لیست پنج مرحله ای که در بالا اشاره شد (مقاله 210، مترجم) مرحله ششم هم اضافه شود، شما از آن اطلاع خواهید یافت. تنها با استفاده از ایده ها، آنها برای شما سودمند خواهند بود

راز بخشش

حکایت است که شیخی  با یکی از شاگردانش در بین باغها قدم می زدند و درحین قدم زدن بودند که کفشهای کهنه ای را دیدند و دانستندکه آنها مال مردفقیری است که در یکی از این  باغها کار  می کند و خیلی از کارش نمانده است که تمام کند و بزودی به سراغ کفشهایش می آید تا آنها را بپوشد....

شاگرد رو به استادش کرده می گوید : استاداجازه بده با دور انداختن این کفشهای کهنه ی آن مرد که ارزشی ندارند هم با با او شوخی و مزاح کنیم و هم او را از دست این کفشها راحت کنیم و خود را پشت درختان قایم نمایم و ببینیم او بخاطر پیدا نکردن این کفش های کهنه او عکس العملی از خود نشان می دهد...

شیخ بزرگوار در پاسخ به او گفت : فرزندم ما نباید به حساب فقراء خوشدلی کنیم و شادگردیم...

تو که دارایی داری می توانی به حساب خودت برای خودت شادی وسعادت را بیش از آن روشی که گفتی ایجاد کنی وآن اینکه شما به هرکفش کهنه او مقداری پول بگذار بعد مخفی بشویم ببینیم با دیدن آن پولها چه واکنشی از خود نشان می دهد..

همین کار را کرد ودیدند که او می آید ،پشت درختها مخفی شدند تا رد فعل آن کارگر فقیر را مشاهده کنند..هنگامی که او خواست کفشهایش را بپوشد پولها را دید حسابی به پولها نگاه کرد و چندین بار با دقت پولها را  این ور و آن ور کرد و گفت:خدایا خواب می بینم.. سپس به دور و اطرافش با دقت نگریست اما کسی را ندید..

پولها را در جیبش گذاشت ودو زانو به سجده افتاد وسپس با حالت گریان به آسمان نظاره کرد و با صدای بلند گفت : پروردگارا سپاسگزاریت را می کنم ای کسی که دانستی همسرم بیمار است وأولادم گرسنه هستند

شکرت ای کسی که مرا و فرزندانم را از نابودی و هلاکت نجات دادی...مدام داشت گریه می کرد در حالی که چشمانش را به آسمان دوخته بود...دانش آموز بسیار متاثر شد و چشمانش از اشک پر گردید...

شیخ در این هنگام به او گفت: آیا اکنون بیشتر احساس خوشبختی نمی کنی از آن پیشنهادی که ابتدا دادی؟ شاگردش گفت:استاد به من درسی دادی که هرگز در عمرم آن را فراموش نخواهم کرد..

اکنون معنای کلماتی را می فهمم که قبلا در زندگی ام نفهمیده بودم..

آری عطای چیزی به کسی بیشتر سرور آور تر از اینکه چیزی را از کسی بگیری

دل بسپار

دل بــســـپــار...

به آتشی که نمى سوزاند
" ابراهیم " را

و دریایى که غرق نمی کند
" موسى " را

نهنگی که نمیخورد
"یونس"را

کودکی که مادرش او را
به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد

آیا هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم
قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ،
" نمی توانند "
پس
به " تدبیرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او ”قدمی بردار : سکوت گورستان رامیشنوى؟
دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ...
میرسد روزی ک هرگز در دسترس نخواهیم بود ...
خاک آنتن نمیدهد ک نمیدهد...!
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟
ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ
ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ 
ﻋﻤﯿﻖ 
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ 
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ 
بودن را 
ﺑﭽﺶ 
ﺑﺒﯿﻦ 
ﻟﻤﺲ ﮐﻦ
ﻭﺑﺎﺗﮏ ﺗﮏ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ لبخند بزن....

مگر دیوانه شده ام

راوی میگوید:

در شهر ما دیوانه ای زندگی میکند که همه او را دست می اندازند و در کوچه پس کوچه های شهر بازیچهٔ بچه ها قرار میگیرد.

روزی او را در کوچه ای دیدم که با کودکانی که او را ملعبهٔ خود قرار داده بودند با خنده و شادی بازی میکرد.

او را به خانه بردم و پرسیدم: 
چرا کودکانی که تو را مسخره میکنند و به تو و حرفها و کارهایت میخندند ، از خود نمیرانی؟؟

با خنده گفت: 
«مگر دیوانه شده ام که بندگان خدا را از خود برانم در حالیکه میتوانم لبخند را به آنها هدیه دهم؟»

جوابش مرا مدتی در فکر فرو برد!
دوباره از او پرسیدم:

قشنگترین و زشت ترین چیزی را که تا به حال دیده ای برایم تعریف کن ..

لیوان آبی که در اتاق بود را برداشت و سر کشید.
با آستینِ لباسش را آبی که از دهانش شر کرده بود پاک کرد و گفت:

 

قشنگترین چیزی که در تمام عمرم دیده ام لبخندی است که پدرم هنگام مرگ بر لب داشت.

و زشت ترین چیزی که دیده ام مراسم خاکسپاری پدرم بود که همه گریه کنان جسد را دفن میکردند.

پرسیدم:
چرا به نظر تو زشت بود؟
مگر مراسم خاکسپاری ، بدون گریه هم میشود؟

جواب داد:
«مگر برای کسی که به مرگ لبخند زده است باید گریه کرد؟؟

و من از آن روز در این فکر هستم که آیا این مرد دیوانه است ، یا مردم شهر ما دیوانه اند که او را دیوانه می پندارند؟؟

غلبه بر شک و تردید

 


همه ما هر روز با بمبارانی از فرصتهای مختلف برای انتخاب کردن روبه رو هستیم. بعضی از این تصمیمها را میتوانیم بدون سوال کردن اتخاذ کنیم.

اما گاهی اوقات گرفتن تصمیمات پیچیده تر سخت است. عوامل بسیاری ممکن است در این فرایند تصمیمگیری دخیل شوند. گاهی اوقات یکی از این عوامل شک و تردید، مخصوصاً شک و تردید به خود، ترس است.

شک یک واکنش طبیعی بدن به هر موقعیت ناآشنا است. اما شک به خود مربوط به خودمان است. شک به خود ترس از اشتباه کردن است.

شک و تردید به خود ریشه در یادگیریهای قبلی ما دارد. هیچکدام از ما با این فکر یا آگاهی به دنیا نیامده ایم که،

«من میتونم این کارو انجام بدم»
یا
«من نمیتونم این کارو انجام بدم»

وقتی بزرگتر شدیم، موقع تصمیمگیری، اطلاعاتی از محیط و اطرافیانمان دریافت کردیم. بعضی از این اطلاعات کمک و تشویقمان میکرد و بعضی از آنها اینطور نبود.

اینجاست که حس شک به خود و ترس از اشتباه کردن از انتظارات آدمها از ما و گاهی حتی انتقادات آنها درمورد ما بخاطر اشتباهاتمان نمودار میشود.

واکنشهای اطرافیانمان کمکمان میکرد، هنور هم می کند و خودآگاهی ما را شکل داده و ارتقاء میبخشد و بخشی از آن شامل تواناییهای تصمیمگیری ما میشود.

همه تصمیماتی که میگیریم تصمیمات خوبی از آب درنمیآیند. همه ما گاهی در قضاوتهایمان دچار اشتباه میشویم. از نظر انسانی غیرممکن است که همیشه تصمیمات درست را بگیریم.

اطلاعاتی که در یادگیریمان مفید و تشویق کننده نبوده اند ریشه تردید و شک ما به خودمان هستند. خیلی از ما، تاحدودی بخاطر واکنشهای خارجی که در طول زندگیمان دریافت کرده ایم، از اشتباه کردن در تصمیماتمان واهمه داریم.

وقتی اجازه میدهیم ترس در تصمیم گیریمان دخالت کند، به خود شک کرده و تصمیمگیری برایمان سختتر میشود.
چنین طرز تفکری ما را در راه شکست قرار میدهد. اما راههایی برای به حداقل رساندن یا حتی از بین بردن این شک و تردید به خود وجود دارد.

۱. اولین تصمیمی که میگیرید باید این باشد که تردید به نفس و ترس خود را بشناسید و تشخیص دهید. باید آن را همان که هست بنامید نه چیزی دیگر.
بعنوان مثال وقتی درمورد یک تصمیم ترسی دارید یا برچسب «نمیتوانم» به آن میزنید و احساس اضطراب و عصبی بودن دارید، آن ترس است.

۲. دوم، وقتی ترس و تردید به خود را شناختید، باید آن را اندازه گیری کنید. برای این کار از خود میپرسید:

«برای این تصمیم چقدر احساس ترس و شک به خود دارم؟»

تعیین سطح این تردید نفس به شما برای درک سنگینی موقعیت کمک میکند.

۳. همین تشخیص شک و تردید به خود، به شما برای کنار آمدن با آن کمک میکند، زیرا وقتی بفهمید چیست، میتوانید راههای عملی برای برخورد با آن پیدا کنید.

۴. چهارم، به بدترین سناریو ممکنی که امکان دارد درنتیجه تصمیمتان اتفاق بیفتد، فکر کنید.

اغلب بدترین سناریو خجالت کشیدن و تحقیر شدن درصورت شکست تصمیممان است.

تصور کردن بدترین نتیجه ممکن به شما کمک میکند همه چیز را از دید بهتری ببینید و ترس و تردید خود را کاهش دهید. میفهمید که قدرت کنار آمدن و مقابله با این تصمیم درصورت اشتباه بودن را دارید.

۵. سپس، حمایت اطرافیانتان را جمع کنید و اطلاعاتی جمع آوری کنید که در برخورد با بدترین سناریو بتواند کمکتان کند. با پشتیبانی و اطلاعات برای مقابله با درکتان از تصمیم مجهزتر خواهید بود.

با برخورد با موقعیت متوجه میشوید، ترس و تردید به نفستان از هم میپاشد و میفهمید اگر بدترین حالت ممکن اتفاق افتاد، چطور باید برخورد کنید.

بیشتر تردیدها و ترسها نسبت به تصمیمگیری هایمان در ادراکات خیالی ما هستند.

وقتی با پشتیبانی و اطلاعات با این ادراکات روبه رو میشویم، احتمال شکست خوردن تصمیماتمان کمتر خواهد شد. تنها کاری که باید بکنید این است که با این ترس و تردید روبه رو شوید و برای مقابله با آن وارد عمل گردید.

p/eسهام

P/E یا نسبت قیمت به سود یکی از ابزارهای قدیمی و عموما پر استفاده به منظور ارزش ‌گذاری سهام است. هر چند محاسبه P/E بسیار ساده است؛ اما تفسیر آن عملا دشوار می‌نماید. در شرایط معینی این نسبت بسیار گویا و در زمان‌های دیگر کاملا بی معنا جلوه می‌کند. از این رو، غالبا سرمایه‌گذاران این اصطلاح را نادرست به کار می‌گیرند و در تصمیماتشان بیش از حد لازم به آن وزن می‌دهند.
در بخش‌های بعدی این مقاله ابتدا به تشریح و تبیین P/E می‌پردازیم، سپس چگونگی استفاده از این نسبت را در تجزیه و تحلیل سهام بازگو می‌کنیم و سرانجام به شرایطی می‌پردازیم که نباید از این نسبت استفاده شود.
P/E چیست؟
P/E کوتاه شده نسبت price) P یا قیمت سهم) به (Earning per share یا سود هر سهم) است. همان گونه که از نام آن پیدا است، برای محاسبه P/E آخرین قیمت روز سهام یک شرکت به سود هر سهم (EPS) آن تقسیم می‌شود. غالبا P/E در تاریخ‌هایی محاسبه می‌شود که شرکت‌ها اطلاعات EPS (معمولا سه ماهانه) را افشا می‌کنند. این P/E را که بر مبنای آخرین EPS محاسبه می‌شود بعضا P/E دنباله دار نیز می‌گویند. اما گاهی از EPS برآوردی برای محاسبه P/E استفاده می‌شود، این EPS معمولا معرف سود برآوردی سال آینده است. در این صورت به P/E محاسبه شده P/E برآوردی یا پیشتاز گفته می‌شود.
محاسبه P/E گاهی روش سومی هم دارد که مبتنی بر میانگین دو فصل گذشته و برآورد دو فصل باقیمانده سال است. تفاوت عمده‌ای بین این سه نوع محاسبه وجود ندارد اما باید بدانید که از محاسبات داده‌های تاریخی واقعی در مقایسه با برآوردهای تحلیل‌گران مالی استفاده کنید. مشکل بزرگ محاسبه P/E مربوط به شرکت‌هایی است که سود‌آور نیستند و از این رو EPS منفی دارند. در خصوص چگونگی رفتار با این پدیده دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. برخی قائل به وجود P/E منفی هستند، گروهی در این حالت P/E را صفر می‌دانند و بسیاری دیگر هم معتقدند که در مورد شرکت‌های زیانده دیگر P/E محلی از اعراب ندارد.
به لحاظ تاریخی در بورس اوراق بهادار تهران عموما میانگین P/E در دامنه ۲‎/۳ تا ۲‎/۱۳تجربه شده است. نوسان P/E در این دامنه عمدتا بستگی به شرایط اقتصادی هر زمان دارد. در حال حاضر میانگین P/E کل شرکت‌های پذیرفته شده در بورس تهران حدود 7/7 واحد است. همچنینP/E بین شرکت‌ها و صنایع می‌تواند کاملا متفاوت باشد.
کاربرد P/E
به لحاظ نظری، P/E یک سهم به ما می‌گوید که سرمایه‌گذاران چند ریال حاضرند به ازای هر ریال سود یک شرکت پرداخت نمایند. به همین جهت به آن ضریب سهام نیز می‌گویند. به عبارت دیگر اگر P/E یک سهم ۲۰ باشد، به این معنی است که سرمایه‌گذاران حاضرند ۲۰ ریال برای هر ریال از سود این سهم (که شرکت تولید می‌کند) بپردازند.
رشد سود
قیمت سهام بازتاب انتظارات سرمایه‌گذاران از ارزش‌ و رشد آینده شرکت است. اما توجه کنید که اندازه سود (EPS) معمولا مبتنی بر سود‌های ( EPSهای) گذشته است. اگر شرکتی انتظار رشد دارد، بنابراین انتظار داریم که سودش نیز رشد کند. در نتیجه تفسیری بهتر از P/E آن است که خوشبینی بازار از آینده رشد یک شرکت را باز تاب می‌دهد.
اگر P/E شرکتی بالاتر از میانگین بازار یا صنعت باشد بدین معنی است که بازار در ماه‌ها یا سال‌های آینده انتظارات بزرگی از افزایش سودآوری سهم این شرکت دارد. شرکتی با P/E بالا باید سود‌های فزاینده ایجاد کند، در غیر این صورت قیمت سهمش سقوط خواهد کرد تا P/E آن به سمت میانگین بازار میل کند.
ارزانی یا گرانی
P/E در مقایسه با قیمت بازار شاخص بهتری برای ارزش‌گذاری سهم است. توجه کنید که شما نمی‌توانید P/E‌های دو شرکت کاملا متفاوت را برای ارزش‌گذاری بهتر آنها مقایسه کنید. به عبارت دیگر، تعیین بالا یا پایین بودن P/E بدون توجه به دو عامل اصلی بسیار دشوار است:
1- نرخ رشد شرکت: آیا اندازه رشد گذشته شرکت‌ها می‌تواند معرف نرخ‌های انتظاری از رشد آینده باشد؟ هر چند پاسخ این پرسش نمی‌تواند صریح باشد اما در عمل سرمایه‌گذاران برای پیش‌بینی سود (EPS) و محاسبه P/E از نرخ‌های رشد گذشته استفاده می‌کنند.
2- صنعت: مقایسه شرکت‌ها تنها در صورتی سودمند است که به یک صنعت تعلق داشته باشند، مثلا شرکت‌های صنعتی که عمدتا دارای ضرایب P/E پایین هستند، رغم ثبات صنعت رشد پایینی دارند. از طرف دیگر شرکت‌های تکنولوژی به دلیل انتظار رشد از P/E‌های بالایی برخوردارند.
دام‌های کاربرد P/E
تا بدین جا آموختیم که در شرایط معینی P/E می‌تواند ما را در تعیین بالا یا پایین بودن ارزش یک شرکت کمک کند. همچنین پی بردیم که P/E تنها در شرایط معینی معتبر است. اما علاوه بر این، دام‌های دیگری نیز در تحلیل P/E وجود دارد که در ادامه درباره برخی از آنها بحث می‌شود.
حسابداری
سود یک رقم حسابداری است که در محاسبه‌اش از اقلام غیرنقدی نیز استفاده می‌شود. معیارهای اندازه گیری سود بر طبق اصول حسابداری همگانی (GAAP) مقرر می‌شوند. این اصول در گذر زمان تغییر می‌کند و در هر کشوری نیز متفاوت از دیگر کشورها است. از این رو محاسبه سود (EPS) بسته به چگونگی دفترداری و حسابداری می‌تواند به صورت‌های متفاوت ارائه شود. در نتیجه مقایسه سودها (EPS‌ها) با یکدیگر گاهی به مقایسه سیب و پرتقال می‌ماند.
تورم
در شرایطی که اقتصاد کشور تورم بالایی را تجربه می‌کند طبعا کالاها و هزینه‌های استهلاک به دلیل بالا رفتن هزینه‌های جایگزینی کالاها و تجهیزات در مقایسه با سطح عمومی قیمت‌ها کم نمایی می‌شود. بنابراین در زمان‌های تورمی،
P/E‌ها عموما پایین‌تر می‌آیند، زیرا بازار سودها را که به صورت ساختگی به بالا گرایش دارد تخریب شده و ناپایدار می‌بیند. بررسی P/E همانند تمامی نسبت‌ها در گذر زمان برای پی بردن به روند آن ارزشمند است. تورم این بررسی را دشوار می‌کند، زیرا اطلاعات گذشته امروز از فایده مندی کمتری برخوردارند.
 تنها به اتکای P/E سهام نخرید
یکی از بیشترین اشتباهاتی که سرمایه‌گذاران غیر‌‌حرفه‌ای مرتکب می‌شوند خرید سهام صرفا به اتکای P/E بالا یا پایین است. توجه کنید که ارزشیابی سهام تنها با تکیه بر شاخص‌های ساده‌ای مانند P/E ساده‌انگارانه و نادرست است؛ P/E بالا ممکن است به معنی بیش نمایی ارزش سهم باشد و هیچ تضمینی وجود ندارد که بعدا به سرعت پایین نیاید. ضمنا توجه کنید که حتی اگر ارزش سهمی کم نمایی شده باشد ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد تا بازار ارزش آن را اصلاح نماید.  در هر صورت تجزیه و تحلیل سهام امری بسیار پیچیده تر از دانستن چند نسبت ساده است. به عبارت دیگر هر چند کلیدی برای معمای ارزش‌گذاری سهام است اما تمام آن نیست. از این رو توصیه می‌شود که سرمایه‌گذاران برای خرید سهام با خبرگان سرمایه‌گذاری رایزنی نمایند.
جمع‌بندی
P/E همه چیز یا به عبارتی حرف آخر را درباره ارزش سهم نمی‌گوید، اما برای مقایسه شرکت‌های یک صنعت، کل بازار یا روند تاریخی P/E یک شرکت سودآور است.
به یاد بسپارید که :
1- P/E یک نسبت است و از تقسیم P یا PRICE یا قیمت روز سهم به EPS یا E یا سود هر سهم به دست می‌آید.
2- سه نوع EPS به نام‌های EPS دنباله دار، آینده و میانگین وجود دارد.
3- به لحاظ تاریخی، میانگین P/E‌ها در بازه ۲‎/۳ _ ۲‎/۱۳ قرار می‌گیرد.
4- به لحاظ نظری، P/E یک سهم به ما می‌گوید که سرمایه‌گذاران حاضرند چند ریال به ازای هر ریال سود بپردازند.
5- تفسیر بهتری از P/E این است که آن بازتاب خوشبینی بازار از آینده رشد یک شرکت است.
6- P/E در مقایسه با قیمت بازار شاخص بهتری برای ارزش گذاری یک سهم است.
7- بدون در نظر گرفتن نرخ‌های رشد صنعت، صحبت از بالا یا پایین بودن P/E یک شرکت بی معناست.
8- تغییر در اصول حسابداری شامل وجود چندین روش مجاز برای سود (EPS) تجزیه و تحلیل P/E را دشوار می‌کند.
9- P/E‌‌ها عموما در زمان تورم حاد پایین تر می‌آیند.
10- تفاسیر بسیاری پیرامون دلیل پایین بودن P/E یک شرکت وجود دارد.
11- تنها به اتکای ضریب P/E اقدام به خرید و فروش سهام نکنید.

خود شناسی

چگونه خود را بشناسم؟!/ اصول خودشناسی/ خود خودت باش!

"در دنیایی که تمام تلاش خود را شب و روز می‌کند تا شما را کس دیگری بکند، تلاش شما برای هیچ کس به غیر از خودتان نبودن به معنی جنگ در سخت‌ترین مبارزه است که در آن هر انسانی می‌تواند بجنگد؛ و هرگز جنگ را رها نمی‌‌کند." ای. ای. کومینگز
"بزرگ‌ترین کاشف روی زمین هرگز به اندازه‌ی کسی که به عمق قلب خود نزول می‌کند، سفر نمی‌کند." جولین گرین
چنین گفته‌هایی در مورد تلاش برای یافتن خود و انجام دادن آنچه که فرد به آن باور دارد به وسیله‌ی برقراری ارتباط با خود درونی فرد، اغلب بسیاری از ما را شگفت زده می‌کند که یافتن خودمان چه معنایی دارد و مگر ما واقعاً خودمان را گم کرده‌ایم که مجبوریم پیدا کنیم؟ برای یافتن پاسخ چنین پرسش‌هایی، به خودتان در آینه نگاهی بیندازید. آیا در انعکاس خود، فردی را می‌بینید که می‌خواستید باشید هنگامی که در حال بزرگ شدن بودید؟ آیا این روشی است که شما همیشه می‌خواستید ببینید یا عمل کنید و یا فکر بکنید؟ آیا فکر می‌کنید که فرد مقابل شما، بهترین زندگی خود را زیسته است؟ اگر پاسخ شما به همه‌ی این پرسش‌ها منفی است پس زمان آن است که با پیدا کردن خود، شروع کنید که در مورد رشد روحی و معنوی خود فکر بکنید. اگر نمی‌دانید که چگونه این کار را انجام دهید چند راهنما در زیر برای شما آورده شده است.
یافتن خود :
به خودتان وقفه‌ای بدهید :

به هر چیزی مثل کار، زندگی شخصی و تمام کارهای دنیا وقفه‌ای بدهید. به کوه، کنار دریا و یا هر جایی بروید که توسط خودتان به شما آرامش می‌دهد. عمیق فکرکنید، چرا شما گمشده به نظر می‌رسید؟ آیا آن به خاطر کار زیاد است؟ آیا آن به خاطر این است که شما زندگی‌ای را سرپرستی می‌کنید که نمی‌خواهید؟ یا به خاطر این است که شما از مردم و یا چیزهای اطراف خود راضی نیستید؟ سعی کنید پاسخ این پرسش‌ها را پیدا کنید تا علت بی‌قراری خود را مشخص کنید. این کار به شما کمک می‌کند که مناطق مشکل را در زندگی خود تشخیص دهید.
خودتان باشید :
برای یکبار هم شده به جای بودن به حالتی که دیگران از شما می‌خواهند باشید، خودتان باشید. در مورد چیزهایی فکر کنید که می‌خواستید انجام دهید اگر هیچ اجبار خانوادگی و یا مشکل مالی نداشتید. در مورد نوع رابطه‌ای که می‌خواستید در آن باشید، مکانی که دوست داشتید در آن بمانید و نوع سبک زندگی که دوست داشتید داشته باشید در شرایطی که جامعه و یا مردم اطراف خود را نداشتید که مدام از شما انتقاد بکنند، فکر بکنید. زمانی که به پاسخ سوال‌های خود رسیدید به ساختن زندگی خود بر پایه‌ی آنها شروع بکنید.
بر روی خودتان تمرکز بکنید :
بر روی خصوصیات خود و ویژگی‌های مثبت همانند برخی ویژگی‌های منفی نیز تمرکز بکنید! در مورد کلماتی فکر بکنید که شما را تعریف می‌کنند و یا کلماتی که شما می‌خواهید به عنوان آنها شناخته شوید. برخی از کلماتی که شما می‌توانید در مورد آنها فکر بکنید عبارتند از : درستکار، ماجرا جو، دوست داشتنی، رمانتیک، کمال گرا، قوی و محکم، مستقل و غیره. این کلمات را روی قطعه کاغذی بنویسید سپس از حالا چنان زندگی کنید که همه‌ی اینها را شامل شود. با انجام این کار، شما به آرامی و به تدریج فردی خواهید شد که همیشه می‌خواستید باشید!
خود کفا باشید :
به هیچ کسی وابسته نباشید و سعی کنید تمام نیازهای خود اعم از احساسی و عاطفی و همین طور اقتصادی را خودتان برآورده بکنید. برای حقیقتاً آزاد و رها بودن، فرد نیاز دارد که قوی و متکی به خود باشد. تا زمانی که شما با خودتان شاد نباشید و الزاماً به کسی نیاز نداشته باشید، عشق حقیقی را نخواهید شناخت. بنابراین برای آوردن افراد حقیقی و عشق حقیقی به زندگی خود، شما ابتدا نیاز دارید که متکی به خود باشید. شما شگفت زده خواهید شد اگر بدانید که افراد زیادی خودشان را از طریق روابط نزدیکشان یافته‌اند.
گذشته را بازتاب دهید :
گذشته، زمان و یا شرایطی را که خیلی شاد بودید به خاطر بیاورید. برای ارتباط با خودتان، در تمرینات ذهن ناخود آگاه مثل مدیتیشن، ویژوالیزیشن و خود هیپنوتیزم شرکت کنید. در مورد کاری که وقتی شاد بودید انجام می‌دادید یا کسی که در آن زمان با او بودید فکر بکنید. این کار به شما کمک خواهد کرد که کارهایی را که می‌خواستید در زندگی انجام دهید و شما را خوشحال می‌کرد و هم چنین افرادی را که از بودن با آنها احساس لذت می‌کردید مشخص بکنید. پس از این کار، همان کارهای مشابه را در زندگی خود انجام دهید و افرادی را که برای شما مهم هستند نزدیک خود بیاورید.
یک دفتر خاطرات روزانه داشته باشید :
شناختن خود و تعیین این که چه کاری می‌خواهید با زندگی خود انجام دهید در یک یا دو روز به دست نمی‌آید. کشف خود یک فرآیند دائمی است و می‌تواند ماهها و یا حتی گاهی اوقات سالها طول بکشد. بنابراین مهم است که یک گزارش نوشته شده از تمام احساسات، افکار و تفکرات خود داشته باشید که بتوانید در مرحله‌ی بعدی از آن استفاده بکنید. شروع به نوشتن خاطرات خود به صورت روزانه بکنید و در آن چیزهای کوچکی که در آن روز شما را شاد کردند یادداشت کنید. تمام احساسات و عواطف خود را در مورد زندگی، در آن بریزید؛ چه کسی می‌داند شاید روزی از طریق آن توانستید خود را پیدا بکنید.
عمل کنید :
زمانی که شما کشف کردید که چه کاری می‌خواهید با زندگی خود انجام دهید، برای تغییر و خود بهبودی اقدام به عمل بکنید. حتی اگر آن به معنی انجام کارهای کوچک مثل رقص و یا نقاشی باشد، پیش بروید و این کار را انجام دهید. اگر تغییر شغلی می‌خواهید برنامه ریزی کنید و گام بردارید تا این که به آرامی اتفاق بیفتد. اگر در یک رابطه‌ی بد گیر افتاده‌اید و قادر نیستید آن را درست کنید، رابطه را قطع کنید. ابتدا ممکن است شما کمی احساس عدم تعادل بکنید اما با گذشت زمان همه چیز رو به راه خواهد شد. و اگر چیزها به گونه‌ای نیستند که شما انتظارش را می‌کشیدید، مثبت اندیشی را تمرین کنید و از همه مهم‌تر جرأت این را داشته باشید که دوباره از اول شروع بکنید. گاهی اوقات، امنیت نیاز به فداکاری برای رضایت و خرسندی دارد.
برای شما خیلی مهم است که حقیقتاً خود را بیابید قبل از این که خیلی دیر بشود. اگر شما حالا خودتان را پیدا نکنید زندگی خود را با کسی سپری خواهید کرد که حتی او را نمی‌شناسید مثلاً خودتان. به خود زمان دهید که به درون بنگرید و پاسخ‌ها را جستجو کنید. در همین حین، با انجام دادن کارهایی که شما را خرسند و راضی می‌کنند گام‌های کوچکی به سمت پیدا کردن خود بردارید.

هدف گذاری اسمارت

پنج گام اساسی برای هدف گذاری مؤثر (SMART )

اغلب مشاهده می‌شود که بسیاری از مردم در شروع سال اهدافی را برای خود برمی‌گزینند و به روی کاغذ می‌آورند، اما آن را در پوشه‌ای بایگانی کرده تا پایان سال نیز به آن مراجعه نمی‌کنند. وقتی هدفی را برمی‌گزینید، باید با استفاده از یک جدول زمان‌بندی‌شده، مدام آن را وارسی کنید و از آخرین وضعیت آن باخبر باشید.

 


 

معیّن: Specific

قابل اندازه‌گیری: Measurable

دست‌یافتنی: Attainable

واقع‌بینانه: Realistic

زمانبندی‌شده: Timely

این مدل شما را یاری می‌کند تا اهداف خود را به نحوی تعیین کنید که تردیدی در رسیدن به آن‌ها نداشته باشید:

۱- اهداف خود را معین، روشن و شفاف بیان کنید. اگر قصد دارید اهداف ماه آینده، شش ماه آینده یا سال آینده‌ی خود را تعیین کنید، باید آن‌ها را صریح و روشن مطرح کنید. این کافی نیست که بگویید: “می‌خواهم در شش ماه آینده پیشرفت کنم.” این پیشرفت را در کدام زمینه در نظر دارید؟

۲- هدف‌های‌تان باید قابل اندازه‌گیری باشد. باید بتوانید اندازه بگیرید که چه‌قدر به سمت هدفتان پیش رفته‌اید.

۳- در انتخاب هدف واقع‌بین باشید. اهدافی را برای خود در نظر بگیرید که دسترسی به آن‌ها امکان‌پذیر باشد.

۴- هدف‌های دست‌یافتنی، عمده و اساسی زندگی خود را تعیین کنید. اهداف باید واقعی و قابل دسترس باشند. اهدافی که با توانایی و امکانات شما تناسبی ندارند، غیر قابل دسترسی‌اند.

۵- هدف‌ها باید قابل زمان‌بندی باشند. اغلب مشاهده می‌شود که بسیاری از مردم در شروع سال اهدافی را برای خود برمی‌گزینند و به روی کاغذ می‌آورند، اما آن را در پوشه‌ای بایگانی کرده تا پایان سال نیز به آن مراجعه نمی‌کنند. وقتی هدفی را برمی‌گزینید، باید با استفاده از یک جدول زمان‌بندی‌شده، مدام آن را وارسی کنید و از آخرین وضعیت آن باخبر باشید. به این ترتیب، اگر پیشرفتی به سوی هدف خود مشاهده کنید، احساس رضایت و خرسندی خواهید داشت و به ادامه‌ی راه ترغیب می‌شوید و هرگاه به بیراهه کشانده شوید خود را به مسیر درست هدایت خواهید کرد. هدف خود را در دفتر برنامه‌ریزی خود بنویسید و برای هر آزمون هدف‌گذاری کنید

ارزش یابی 2

ارزش یابی 2   ارزيابي     Evaluation 
 
معني لغوي ارزيابي
 هر چند كه دو واژه ( ارزيابي و ارزشيابي ) در عمل به طور مترادف مورد استفاده قرار مي گيرند ، ولي بايد توجه داشت كه واژه ارزشيابي از نظر واژه شناسي تعريف نشده است . در صورتي كه ، واژه ارزيابي معادل « بررسي كردن ارزش چيزي » تعريف شده است( فرهنگ معين ) . از اين رو ، ترجمه ي ارزيابي در برابر واژه انگليسي  evaluation  قرار داده شده است . ( 22 ) همچنين در فرهنگ انگليسي به فارسي آريانپور واژه هاي  evaluate   و  evaluation   معني شده اند به : ارزيابي كردن ، تقويم كردن ، قيمت كردن ، سنجيدن ، شماره يا عدد چيزي را معين كردن و ارزيابي و سنجش . ( 23 )
 
تعريف ارزيابي
1-  ارزيابي‌ عملكردفرايندي‌ است‌ كه‌ درآن‌ مديران‌ وسرپرستان‌ رفتار كاركنان‌ را مشاهده‌ و بررسي‌ مي‌كنند تا بتوانند بازخوردهاي‌ لازم‌ را دربارة‌ نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ رفتارشان‌ به‌ آن ها ارائه‌ كنند . ( 18 )
2- ارزيابي‌ عملكرد عبارتست‌ از تعيين‌ درجه‌ كفايت‌ و لياقت‌ كاركنان‌ از لحاظ‌ انجام‌ وظايف‌ محوله‌ و قبول‌ مسئوليت ها در سازمان‌ كه‌ اين‌ ارزيابي‌ بايد به‌ طور عيني‌ و منظم‌ انجام‌ پذيرد . ( 18 )
3- ارزيابي‌ عملكرد « يعني‌ سنجش‌ نسبي‌ عملكرد انساني‌ در رابطه‌ با نحوة‌ انجام‌ كار مشخص‌ در يك‌ دوره‌ زماني‌ معين‌ درمقايسه‌ با استاندارد انجام‌ كار و همچنين‌ تعيين‌ استعداد و ظرفيت هاي‌ بالقوه‌ فرد به‌ منظور برنامه‌ ريزي‌ در جهت‌ به‌ فعليت‌ در آوردن‌ آن ها »  .       ( 18 )            
4 - ارزیابی عملکرد عبارت است از یک سیستم بازخور که دربرگیرنده ارزیابی مستقیم عملکرد اشخاص یا سازمان هامی باشد . ( 25 )
5- ارزيابي عملكرد ، به مجموعه اقدامات و فعاليت هايي اطلاق مي‌گردد كه به منظور افزايش سطح استفاده بهينه از امكانات و منابع در جهت دستيابي به هدف ها و شيوه‌اي اقتصادي توام با كارايي و اثر بخشي صورت مي‌گيرد .
6- ارزيابي عملكرد به مجموعه اقدامات و اطلاعاتي اطلاق مي گردد كه به منظو افزايش سطح استفاده بهينه از امكانات و منابع در جهت دست يابي به هدف ها به شيوه اي اقتصادي توآم با كارايي و اثر بخشي صورت مي‌گيرد . به طور كلي نظام ارزيابي عملكرد را مي توان فرايند سنجش و اندازه گيري و مقايسه ميزان و نحوه دستيابي به وضعيت مطلوب دانست ، صاحب نظران مديريت اندازه گيري عملكرد در بخش هاي دولتي را چنين تعريف كرده‌اند:
اندازه گيري عملكرد تلاشي است نظامند براي دانستن اين كه خدمات دولتي تا چه حد جواب گوي نيازهاي مردم بوده و توانايي دولت در برآورده نمودن آن تا چه اندازه است.
اندازه گيري عملكرد تلاشي ضروري براي پاسخ گويي به سوالاتي در مورد بهبود بهره ورري در قالب عباراتي نظير كارايي، اثر بخشي و قابليت پاسخ گويي مي‌باشد.
اندازه گيري عملكرد دولت روشي است جهت تعيين اين كه آيا خدمات با كيفيت و يا با هزينه‌اي مناسب به جامعه ارايه مي‌شود يا خير.
7- ارزيابي عملكرد عبارت است از فرايند سنجش و اندازه گيري عملكرد در دستگاه هاي اجرايي در چارچوب اصول و مفاهيم علمي مديريت براي تحقق اهداف و وظايف سازماني در قالب برنامه‌هاي اجرايي .
با توجه به تعاريف فوق و اهداف ما از اين ارزيابي عملكرد دستگاه هاي اجرايي، مي توان تعريفي به شرح زير ارايه نمود:
هدف از ارزيابي عملكرد عبارت است از: سنجش، ارزش گذاري و قضاوت در خصوص عملكرد دستگاه هاي اجرايي كشور بر اساس قوانين و مقررات مصوب ، رويكرد معيارهاي اثربخش ، كارايي، اقتصادي و اخلاقي به منظور ارتقاء كيفيت خدمات دولتي. ( 26 )
8- سيستمي است كه ارزشيابي و بازبيني دوره اي ازنحوه ي انجام كار افراد در سازمان را صورت مي دهد . ( 11 )    
9- فرآيندي است كه به طور نظام دار به تشريح توانايي ها و ضعف هاي كاركنان با توجه به شغل آن ها در فواصل معين مي پردازد .       ( 11 )   
10 - ارزشيابي  فرآيند جمع آوري و تفسير نظام دار شواهدي است كه در نهايت به قضاوت ارزشي با چشم داشت به اقدامي معين بيانجامد .  ( 27 )  
11-  سنجش ارزش نسبي پديده ها با استفاده از معيارهاي معين . ( 28 )
12 – ارزشيابي عبارت است از روشي که به وسيله آن ميزان نزديکي به هدف مورد نظر سنجيده مي شود و درک اين مساله از طريق مقايسه وضع فعلي با هدف نهايي روشن مي گردد . به عبارت ديگر ارزشيابي ، مقايسه اي است بين آن چه وجود دارد و آن چه کمال مطلوب است ؛ از نظر کلي ارزشيابي را مي توان سنجش کمي و کيفي رشد و يا تغييري دانست که در موضوع مورد نظر به وجود آمده است و منظور از اين سنجش کسب اطمينان و ايجاد انگيزه لازم براي اجرا و يا ادامه برنامه است . ( 29 )
13 – ارزشيابي فرآيندي است که در آن ، سطوح تصميم مورد نظر تعيين مي شود ، اطلاعات مناسب برگزيده ، جمع آوري ، و تجزيه و تحليل مي گردد تا گزارشي تهيه شود که بر اساس آن تصميم گيران بتوانند تصميمات مناسب و مقتضي اتخاذ نمايند . ( 30 )
14 – ارزشيابي فرآيند منظمي است که در طي آن در باره ارزش ، مطلوبيت ، موثر بودن ، يا کفايت چيزي طبق ملاک ها و مقاصد معيني قضاوت و داوري مي شود . اين داوري مبتني بر مقايسه دقيق داده هاي عيني با استانداردهاي انتخابي است . تعريف دقيق آن چه بايد ارزشيابي شود ، دقيق بودن هدف ها ، تعيين ملاک هاي ويژه ، مشاهده و اندازه گيري دقيق ، و نتيجه گيري منطقي از جمله ويژگي هاي عمده ارزشيابي دقيق به شمار مي روند . ( 30 )
15 – ارزشيابي کنترل کيفي فرايندها و نتايج يک برنامه آموزشي است . ( 30 )
16 – ارزشيابي عبارت است از فرايند تعيين کردن ، به دست آوردن ، و فراهم ساختن اطلاعات توصيفي و قضاوتي در مورد ارزش و مطلوبيت هدف ها ، طرح ، اجرا و نتايج به منظور هدايت تصميم گيري ، خدمت به نيازهاي پاسخ گويي و درک بيش تر از پديده هاي مورد بررسي . ( 31 ) 
17 – ارزشيابي عبارت از يک سلسله اقدامات رسمي به منظور بررسي عملکرد کارمندان در فاصله زماني معين است که شامل تمامي رفتارهاي فرد در ارتباط با کارکرد او در آن دوره زماني مي شود . ( 35 )
18 – ارزشيابي عبارت است از سنجش و اندازه گيري کار و نتيجه به دست آمده از کار با مقياس و شاخصي که به توان کميت و کيفيت مورد نظر را با دقت به گونه اي عيني و دور از داوري هاي شخصي و ملاک هاي مبهم اندازه گيري کرد . ( 35 )
19 – ارزشيابي و پاداش به معني فرآيند مقايسه نتايج حاصله در پايان يک دوره معين با اهداف از پيش تعيين شده به منظور تعيين ميزان پيشرفت ، تغيير و تجديد نظر در برنامه ها و دادن جزاي مناسب با حسن و يا سوء اجراي عمل و نتايج حاصله مي باشد . ( 35 )
20 - ارزيابي : داوري و قضاوت ارزشي و تخمين قيمت و ارزش كمي و كيفي چيزها و درجه بندي به وسيله ملاك و معيار معين . ( 36 )
 
مقايسه و نتيجه گيري
     دکتر سيد محمد مير کمالي در مقايسه ي نظارت و کنترل چنين مي نويسد : " معمولاً اصطلاحات نظارت و کنترل بر امور با هم مورد استفاده قرار مي گيرند . عده اي از صاحب نظران نيز معتقد به جدايي مفهوم آن هستند . گاهي اوقات از کلمه نظارت معني نظارت و کنترل و از مفهوم کنترل معني نظارت و کنترل ادراک مي شود . به هر حال ، اگر چه هر يک از اصطلاحات نظارت و کنترل داراي معاني متفاوتي هستند ، اما در عين حال کاملاً بهم مربوط و وابسته هستند . اما از نظر ما،نظارت و کنترل يعني ، بازديد و مراقبت از طرز پيشرفت اجراي عمليات با مقايسه با وضع مطلوب و تغيير و تصحيح عمليات به منظور جلوگيري از انحرافات از تحقق اهداف سازمان آموزشي است . 
           تعريف فوق ، از دو قسمت تشکيل شده است ، قسمت اول آن مربوط به کسب اطلاعات از طريق مشاهده و بررسي وضع موجود و تعيين پيشرفت کارها با مقايسه با وضع مطلوب است که نظارت ناميده مي شود . قسمت دوم تعريف به معني بازگردانيدن سيستم آموزشي به شکل درست و مطلوب آن از طريق کارهاي تصحيح کننده است که يک جريان عملياتي و اجرايي مي باشد . پس به طور کلي ، نظارت يک امر مشاهده اي و پژوهشي است که در نهايت به کسب اطلاعات از وضع موجود و مقايسه آن ها با شکل مطلوب منجر      مي شود . چنان چه در مقايسه با وضع مطلوب ، انحراف يا مشکلي مشاهده شود ، با اعمال کنترل ، مدرسه به وضع درست و مورد نظر بر مي گردد . چه بسا به علت عدم مشاهده انحراف ، نياز به کنترل و تصحيح عمليات نباشد . بنابراين ، نظارت مقدم بر کنترل و به عبارتي مهم تر از آن مي باشد ، به همين دليل با نظارت هاي درست و مستمر ، شايد به اعمال کنترل نيازمند نباشيم . " ( 35 )
            
لذا در اينجا به صورت مختصر به مقايسه سه مفهوم نظارت ، كنترل و ارزيابي مي پردازيم :
جدول مقايسه ي برخي ويژگي هاي نظارت ، كنترل و ارزيابي بر اساس مطالعات و تجربيات شخصي نگارنده
نظارت
كنترل
ارزيابي
1 – نظارت مقدم بر كنترل و ارزيابي است .
2 – نظارت مي تواند ما را تحدودي از كنترل بي نياز كند .
3 – نظارت در همه مراحل تصويب سياست ها ، تعيين اهداف ، تهيه برنامه ها ، اجراي برنامه ها ، كنترل و ارزيابي نتايج برنامه ، تجديد نظر و اصلاح برنامه ها اعمال           مي گردد.
4 – نظارت جنبه پيشگيرانه دارد و نقش و هدايت برنامه و فعاليت ها در جهت تحقق اهداف ايفا مي كند .
5 -  در نظارت راهنمايي ، مراقبت و پيشگيري از طريق دادن آموزش ، اطلاعات ، تذكر و يادآوري اعمال و سعي مي شود تا سرحد ممكن سلامت انجام كار و فعاليت ها و حصول نتيجه مطلوب تضمين كند .
6 – در نظارت معمولاً داوري و قضاوت انجام نمي شود .
7 – نظارت لطيف تر از كنترل و ارزيابي است و جنبه روابط انساني بيشتر در آن رعايت  مي شود .
8 – در نظارت تقريبا توبيخ و مجازات مشاهده نمي شود .
9 – در نظارت كاركنان كمتر فكر مي كنند كه شخص ناظر به دنبال مچ گيري و يا اعمال اغراض شخصي ( نا عادلانه ) است . و بيش تر آن را نوعي راهنمايي و كمك     مي دانند .
10 – در نظارت برنده و بازنده كمتر مطرح مي شود .
 
1 – كنترل مقدم بر ارزيابي است .
2 – كنترل مي تواند ما را تا حدودي از ارزيابي بي نياز كند .
3 – كنترل پس از پايان انجام هر بخشي از يك فعاليت يا از برنامه كنترل اعمال      مي گردد .
4 – كنترل جنبه اصلاحي دارد يعني از طريق مقايسه نتايج حاصل از انجام بخشي از يك فعاليت يا برنامه با وضعيت مطلوب اقدام به رفع انحراف ( احتمالي ) و اصلاح مي كند .
5 – در كنترل سعي بر پيدا كردن نقاط ضعف و قوت از طريق مقايسه بخشي از كار انجام شده يا برنامه اجرا شده با وضعيت مطلوب و تلاش براي رفع نقص و كمبود ها مي باشد .
6 – در كنترل پيرامون بخشي از كار يا برنامه اجرا شده قضاوت و داوري به عمل مي آيد .
7 – كنترل معناي ضمني نامطلوب و آزادي عمل فردي را تهديد مي كند .
8 – در كنترل احتمال توبيخ و مجازات وجود دارد .
9 – در كنترل چون تا حدودي قضاوت و داوري به عمل مي آيد بيشتر كارمندان عمل كنترل كننده را نوعي مچ گيري و معمولا قضاوت و داوري او را تا حدودي مغرضانه و ناعادلانه تلقي مي كنند .
6 – در كنترل پيرامون بخشي از كار يا برنامه اجرا شده قضاوت و داوري به عمل مي آيد .
1 – ارزيابي پس از نظارت و كنترل انجام مي گيرد .
2 – ارزيابي مكمل كنترل است .
3 – ارزيابي در پايان انجام يك فعاليت يا اجراي يك برنامه اعمال مي گردد .
4 -  در ارزيابي ، نتايج حاصل يا به طور كلي وضعيت موجود با وضعيت مطلوب مقايسه مي شود و در قضاوت نهايي ممكن است يكي از واكنش هاي زير به عمل آيد :
الف ) الزام به جبران انحراف مشاهده شده در نتايج حاصل از و ضعيت مطلوب .
ب ) تغيير اهداف و كاهش سطح توقعات و معيارها به دليل عدم توانايي سيستم جهت تحقق وضعيت مطلوب .
ج ) بالا بردن سطح اهداف ، توقعات و
معيارها به دليل مشخص شدن ظرفيت ها و توانايي هاي بالاتر سازمان .
د ) حذف يا تغيير كامل برنامه و فعاليت
مورد نظر . 
5 – در ارزيابي نيز مانند کنترل اما در سطحي وسيع تر تلاش دارد از طريق مقايسه وضع موجود با وضع مطلوب نقاط قوت و ضعف را پيدا و در خصوص برنامه يا فعاليت ها تصميم گيري نمايد .
6 – در ارزيابي در مورد كل كار و برنامه اجرا شده قضاوت و داوري مي شود و حكم صادر مي گردد .
 
 
دنباله جدول مقايسه ي برخي ويژگي هاي نظارت ، كنترل و ارزيابي بر اساس مطالعات و تجربيات شخصي نگارنده
نظارت
كنترل
ارزيابي
11– نظارت دوره زماني محدود و مشخص در طول مدت اجراي برنامه ندارد . و معمولا به صورت مستمر انجام مي گيرد .
12 – نتيجهنظارت،  مديريت عملکرد است . 
13 – در نظارت پاداش دادن مطرح نيست .
7 – كنترل معناي ضمني نامطلوب و آزادي عمل فردي را تهديد مي كند .
8 – در كنترل احتمال توبيخ و مجازات وجود دارد .
9 – در كنترل چون تا حدودي قضاوت و داوري به عمل مي آيد بيشتر كارمندان عمل كنترل كننده را نوعي مچ گيري و معمولا قضاوت و داوري او را تا حدودي مغرضانه و ناعادلانه تلقي مي كنند .
10 – در كنترل معمولا برنده و بازنده مطرح و به دنبال خود تشويق و تنبيه دارد .
11 – كنترل معمولا در دوره هاي زماني محدود و مشخص در طول مدت اجراي برنامه انجام مي گيرد .
12 – نتيجه کنترل ، ارزيابي عملکرد است .
13 – در کنترل خيلي کم موضوع پاداش دادن مطرح مي شود .
7 – از آن جا كه در ارزيابي ، قضاوت و داوري مشخصه ي بارزي است همانند كنترل و شايد بيشتر معناي ضمني نا مطلوب و معمولا در افراد ايجاد نگراني و حس ناخوشايندي را باعث مي گردد .
8 – در ارزيابي احتمال توبيخ و مجازات بيش تر از كنترل است .
9 -  بيشتر كاركنان قضاوت و داوري به عمل آمده در ارزيابي را معمولا بيش از كنترل نوعي مچ گيري ، تحكم ، مغرضانه و غي منصفانه ادراك مي كنند .
10 – در ارزيابي بيش از كنترل موضوع برنده و بازنده مطرح و تشويق و تنبيه به عمل مي آيد .
11 – ارزيابي معمولا در زمان پايان اجرا برنامه يا دوره هاي زماني مشخص كه در  آن ها بخش مستقلي از يك برنامه به اتمام مي رسد اجرا مي گردد .
12 – نتيجه ارزيابي ، ارزيابي عملکرد است .
13 – معمولا پاداش دادن با ارزيابي همراه است .
 
منابع  :
1 -  سيد جوادين ، سيد رضا . نظارت پيش نياز کنترل رفتاري .از سلسله مقالات دريافتي در نخستين همايش علمي و  پژوهشي نظارت و  بازرسي در سال 76 .  سايت اداره كل بازرسي بوشهر .
2 - جاسبي ، عبد الله . نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی .
3 -  نظارت،کنترل و ارزيابي رويدادهاي ورزشي  ( سايت اينترنتي مقالات مديريت ) .
4 –  صفوي نيا ، پروين . نظارت‌ و كنترل‌ در مديريت‌آموزشي‌ . سايت اينترنتي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان .
5 –  طهماسبي ، رضا .  نظارت‌ و كنترل‌ در مديريت‌ آموزشي‌ . سايت اينترنتي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان .
6 –  عباس زادگان ، سيد محمد . مکاتب و مباني مديريت . چاپ دوم . تهران . شرکت سهامي انتشار . 1373 .
7 –  سيد عباس زاده ، مير محمد . کليات مديريت آموزشي . اروميه . انتشارات دانشگاه اروميه . 1374 .
8 – الواني ، سيد مهدي . مديريت عمومي . چاپ ششم . تهران . انتشارات ني . 1372 .
9 – قرائي مقدم ، امان . مديريت اموزشي . تهران . انتشارات ابجد . 1375 .
10 - گروهي از اساتيد و صاحب نظران . متون آموزشي براي تدريس در دوره هاي آموزشي مديريت  پايه سطح ( 2 ) . انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي .
11 - زارعي متين ، حسن . مديريت منابع انساني .
12 - مانتانا ، پاتريك . فرهنگ فراگيري دانش مديريت . ترجمه سهراب خليلي شوريني .
13 - رضائيان ، علي . اصول مديريت . تهران . انتشارات سمت . 1376 .
14- گروهي از اساتيد و صاحب نظران . مجموعه مطالب آموزشي دوره توجيهي مديران پايه ( روساي ادارات وهمترازان ) نظام جديد آموزش مديران كشور . تهران . انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي . 1379.
15- معصومي ، سيد حسين . نظارت و كنترل از ديدگاه اسلام . انتشارات سروش هدايت . 1378 .
16- خاكي ، غلامرضا . آشنايي با مديريت بهره وري ( تجزيه و تحليل آن در سازمان ) . چاپ دوم . تهران . كانون فرهنگي انتشاراتي سايه نما . 1377 .
17- آيين نامه نظارت در سازمان بهزيستي استان يزد .
18-  غلامزاده . سمینارارزیابی ( مدیریت ) عملکرد ( گرفته شده از اینترنت ).
19-  صافي ، احمد . سازمان و مديريت در آموزش و پرورش . تهران . انتشارات ارسباران . 1380 .
20 –  عباسپور ، عباس . نظارت و راهنمايي آموزشي به عنوان رفتار سازماني . فصلنامه مديريت در آموزش و پرورش . شماره مسلسل 14 .
21 –  معين ، محمد . فرهنگ فارسي . تهران . انتشارات راه رشد . 1382 .
22 – بولا ، هـ . س . ارزيابي آموزشي و كاربرد آن در سواد آموزي تابعي . ترجمه : عباس بازرگان . تهران . مركز نشر دانشگاهي . 1362 .
23 – آريانپور كاشاني ، عباس . آريانپور كاشاني ، منوچهر . فرهنگ فشرده انگليسي به فارسي ( يك جلدي ) . چاپ دوازدهم . تهران . موسسه انتشارات امير كبير . 1367 .
24 – افشاري ، حسن . نظارت و راهنمايي تعليماتي . اداره کل آموزش هاي ضمن خدمت . واحد برنامه ريزي آموزش ابتدايي .
25 -  جليل خاني ، بهرام .         www. Talebi.com  .
26 - دفتر بهبود مديريت و ارزيابي عملكرد معاونت امور مديريت و منابع انساني سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور . ارزيابي عملكرد . 1382 .
27- گروهي از اساتيد و صاحب نظران . متون آموزشي براي تدريس در دوره هاي آموزشي مديريت  پايه سطح ( 2 ) . انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي .
28- پسران قادر ، مجيد . دريچه اي به مديريت منابع انساني طبقه بندي و روش هاي اصلي ارزشيابي مشاغل . تهران . انتشارات رودكي . 1373 .
29 – خلود ، حسين . ارزشيابي برنامه هاي آموزشي . مديريت امروز . دوره ششم . شماره اول و دوم .
30 – صفوي ، امان الله . نظرات معاصر در باره ارزشيابي از برنامه . فصلنامه تعليم و تربيت . سال اول . شماره 2 و 3 .                                                            
31 – کيامنش ، عليرضا . آشنايي با الگوي ارزشيابي  CIPP   . فصلنامه تعليم و تربيت . سال چهارم . شماره 1 و 2 .
32- جمعي از اساتيد مديريت . نگرش سيستمي ( مجموعه چهارم ) . تهران . مركز آموزش مديريت دولتي .
33 - مانتانا ، پاتريك . فرهنگ فراگيري دانش مديريت . ترجمه سهراب خليلي شوريني .
34 - فيضي ، طاهره . مباني سازمان و مديريت ( رشته حسابداري ) . چاپ دوم . تهران . انتشارات دانشگاه پيام نور . 1375 .  
35 – مير کمالي ، سيد محمد . رهبري و مديريت آموزشي . چاپ پنجم ( ويرايش دوم ) . تهران . نشر يسطرون . 1378 . 
36 – بهارستان ، جليل . مطالعه تطبيقي ارزشيابي در مديريت اسلامي و مديريت متداول . مجله علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز ( ويژه نامه علوم تربيتي ) . دوره هيجدهم ، شماره دوم ، پاييز 1380 ( پياپي 36 )   ارزيابي     Evaluation 
 
معني لغوي ارزيابي
 هر چند كه دو واژه ( ارزيابي و ارزشيابي ) در عمل به طور مترادف مورد استفاده قرار مي گيرند ، ولي بايد توجه داشت كه واژه ارزشيابي از نظر واژه شناسي تعريف نشده است . در صورتي كه ، واژه ارزيابي معادل « بررسي كردن ارزش چيزي » تعريف شده است( فرهنگ معين ) . از اين رو ، ترجمه ي ارزيابي در برابر واژه انگليسي  evaluation  قرار داده شده است . ( 22 ) همچنين در فرهنگ انگليسي به فارسي آريانپور واژه هاي  evaluate   و  evaluation   معني شده اند به : ارزيابي كردن ، تقويم كردن ، قيمت كردن ، سنجيدن ، شماره يا عدد چيزي را معين كردن و ارزيابي و سنجش . ( 23 )
 
تعريف ارزيابي
1-  ارزيابي‌ عملكردفرايندي‌ است‌ كه‌ درآن‌ مديران‌ وسرپرستان‌ رفتار كاركنان‌ را مشاهده‌ و بررسي‌ مي‌كنند تا بتوانند بازخوردهاي‌ لازم‌ را دربارة‌ نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ رفتارشان‌ به‌ آن ها ارائه‌ كنند . ( 18 )
2- ارزيابي‌ عملكرد عبارتست‌ از تعيين‌ درجه‌ كفايت‌ و لياقت‌ كاركنان‌ از لحاظ‌ انجام‌ وظايف‌ محوله‌ و قبول‌ مسئوليت ها در سازمان‌ كه‌ اين‌ ارزيابي‌ بايد به‌ طور عيني‌ و منظم‌ انجام‌ پذيرد . ( 18 )
3- ارزيابي‌ عملكرد « يعني‌ سنجش‌ نسبي‌ عملكرد انساني‌ در رابطه‌ با نحوة‌ انجام‌ كار مشخص‌ در يك‌ دوره‌ زماني‌ معين‌ درمقايسه‌ با استاندارد انجام‌ كار و همچنين‌ تعيين‌ استعداد و ظرفيت هاي‌ بالقوه‌ فرد به‌ منظور برنامه‌ ريزي‌ در جهت‌ به‌ فعليت‌ در آوردن‌ آن ها »  .       ( 18 )            
4 - ارزیابی عملکرد عبارت است از یک سیستم بازخور که دربرگیرنده ارزیابی مستقیم عملکرد اشخاص یا سازمان هامی باشد . ( 25 )
5- ارزيابي عملكرد ، به مجموعه اقدامات و فعاليت هايي اطلاق مي‌گردد كه به منظور افزايش سطح استفاده بهينه از امكانات و منابع در جهت دستيابي به هدف ها و شيوه‌اي اقتصادي توام با كارايي و اثر بخشي صورت مي‌گيرد .
6- ارزيابي عملكرد به مجموعه اقدامات و اطلاعاتي اطلاق مي گردد كه به منظو افزايش سطح استفاده بهينه از امكانات و منابع در جهت دست يابي به هدف ها به شيوه اي اقتصادي توآم با كارايي و اثر بخشي صورت مي‌گيرد . به طور كلي نظام ارزيابي عملكرد را مي توان فرايند سنجش و اندازه گيري و مقايسه ميزان و نحوه دستيابي به وضعيت مطلوب دانست ، صاحب نظران مديريت اندازه گيري عملكرد در بخش هاي دولتي را چنين تعريف كرده‌اند:
اندازه گيري عملكرد تلاشي است نظامند براي دانستن اين كه خدمات دولتي تا چه حد جواب گوي نيازهاي مردم بوده و توانايي دولت در برآورده نمودن آن تا چه اندازه است.
اندازه گيري عملكرد تلاشي ضروري براي پاسخ گويي به سوالاتي در مورد بهبود بهره ورري در قالب عباراتي نظير كارايي، اثر بخشي و قابليت پاسخ گويي مي‌باشد.
اندازه گيري عملكرد دولت روشي است جهت تعيين اين كه آيا خدمات با كيفيت و يا با هزينه‌اي مناسب به جامعه ارايه مي‌شود يا خير.
7- ارزيابي عملكرد عبارت است از فرايند سنجش و اندازه گيري عملكرد در دستگاه هاي اجرايي در چارچوب اصول و مفاهيم علمي مديريت براي تحقق اهداف و وظايف سازماني در قالب برنامه‌هاي اجرايي .
با توجه به تعاريف فوق و اهداف ما از اين ارزيابي عملكرد دستگاه هاي اجرايي، مي توان تعريفي به شرح زير ارايه نمود:
هدف از ارزيابي عملكرد عبارت است از: سنجش، ارزش گذاري و قضاوت در خصوص عملكرد دستگاه هاي اجرايي كشور بر اساس قوانين و مقررات مصوب ، رويكرد معيارهاي اثربخش ، كارايي، اقتصادي و اخلاقي به منظور ارتقاء كيفيت خدمات دولتي. ( 26 )
8- سيستمي است كه ارزشيابي و بازبيني دوره اي ازنحوه ي انجام كار افراد در سازمان را صورت مي دهد . ( 11 )    
9- فرآيندي است كه به طور نظام دار به تشريح توانايي ها و ضعف هاي كاركنان با توجه به شغل آن ها در فواصل معين مي پردازد .       ( 11 )   
10 - ارزشيابي  فرآيند جمع آوري و تفسير نظام دار شواهدي است كه در نهايت به قضاوت ارزشي با چشم داشت به اقدامي معين بيانجامد .  ( 27 )  
11-  سنجش ارزش نسبي پديده ها با استفاده از معيارهاي معين . ( 28 )
12 – ارزشيابي عبارت است از روشي که به وسيله آن ميزان نزديکي به هدف مورد نظر سنجيده مي شود و درک اين مساله از طريق مقايسه وضع فعلي با هدف نهايي روشن مي گردد . به عبارت ديگر ارزشيابي ، مقايسه اي است بين آن چه وجود دارد و آن چه کمال مطلوب است ؛ از نظر کلي ارزشيابي را مي توان سنجش کمي و کيفي رشد و يا تغييري دانست که در موضوع مورد نظر به وجود آمده است و منظور از اين سنجش کسب اطمينان و ايجاد انگيزه لازم براي اجرا و يا ادامه برنامه است . ( 29 )
13 – ارزشيابي فرآيندي است که در آن ، سطوح تصميم مورد نظر تعيين مي شود ، اطلاعات مناسب برگزيده ، جمع آوري ، و تجزيه و تحليل مي گردد تا گزارشي تهيه شود که بر اساس آن تصميم گيران بتوانند تصميمات مناسب و مقتضي اتخاذ نمايند . ( 30 )
14 – ارزشيابي فرآيند منظمي است که در طي آن در باره ارزش ، مطلوبيت ، موثر بودن ، يا کفايت چيزي طبق ملاک ها و مقاصد معيني قضاوت و داوري مي شود . اين داوري مبتني بر مقايسه دقيق داده هاي عيني با استانداردهاي انتخابي است . تعريف دقيق آن چه بايد ارزشيابي شود ، دقيق بودن هدف ها ، تعيين ملاک هاي ويژه ، مشاهده و اندازه گيري دقيق ، و نتيجه گيري منطقي از جمله ويژگي هاي عمده ارزشيابي دقيق به شمار مي روند . ( 30 )
15 – ارزشيابي کنترل کيفي فرايندها و نتايج يک برنامه آموزشي است . ( 30 )
16 – ارزشيابي عبارت است از فرايند تعيين کردن ، به دست آوردن ، و فراهم ساختن اطلاعات توصيفي و قضاوتي در مورد ارزش و مطلوبيت هدف ها ، طرح ، اجرا و نتايج به منظور هدايت تصميم گيري ، خدمت به نيازهاي پاسخ گويي و درک بيش تر از پديده هاي مورد بررسي . ( 31 ) 
17 – ارزشيابي عبارت از يک سلسله اقدامات رسمي به منظور بررسي عملکرد کارمندان در فاصله زماني معين است که شامل تمامي رفتارهاي فرد در ارتباط با کارکرد او در آن دوره زماني مي شود . ( 35 )
18 – ارزشيابي عبارت است از سنجش و اندازه گيري کار و نتيجه به دست آمده از کار با مقياس و شاخصي که به توان کميت و کيفيت مورد نظر را با دقت به گونه اي عيني و دور از داوري هاي شخصي و ملاک هاي مبهم اندازه گيري کرد . ( 35 )
19 – ارزشيابي و پاداش به معني فرآيند مقايسه نتايج حاصله در پايان يک دوره معين با اهداف از پيش تعيين شده به منظور تعيين ميزان پيشرفت ، تغيير و تجديد نظر در برنامه ها و دادن جزاي مناسب با حسن و يا سوء اجراي عمل و نتايج حاصله مي باشد . ( 35 )
20 - ارزيابي : داوري و قضاوت ارزشي و تخمين قيمت و ارزش كمي و كيفي چيزها و درجه بندي به وسيله ملاك و معيار معين . ( 36 )
 
مقايسه و نتيجه گيري
     دکتر سيد محمد مير کمالي در مقايسه ي نظارت و کنترل چنين مي نويسد : " معمولاً اصطلاحات نظارت و کنترل بر امور با هم مورد استفاده قرار مي گيرند . عده اي از صاحب نظران نيز معتقد به جدايي مفهوم آن هستند . گاهي اوقات از کلمه نظارت معني نظارت و کنترل و از مفهوم کنترل معني نظارت و کنترل ادراک مي شود . به هر حال ، اگر چه هر يک از اصطلاحات نظارت و کنترل داراي معاني متفاوتي هستند ، اما در عين حال کاملاً بهم مربوط و وابسته هستند . اما از نظر ما،نظارت و کنترل يعني ، بازديد و مراقبت از طرز پيشرفت اجراي عمليات با مقايسه با وضع مطلوب و تغيير و تصحيح عمليات به منظور جلوگيري از انحرافات از تحقق اهداف سازمان آموزشي است . 
           تعريف فوق ، از دو قسمت تشکيل شده است ، قسمت اول آن مربوط به کسب اطلاعات از طريق مشاهده و بررسي وضع موجود و تعيين پيشرفت کارها با مقايسه با وضع مطلوب است که نظارت ناميده مي شود . قسمت دوم تعريف به معني بازگردانيدن سيستم آموزشي به شکل درست و مطلوب آن از طريق کارهاي تصحيح کننده است که يک جريان عملياتي و اجرايي مي باشد . پس به طور کلي ، نظارت يک امر مشاهده اي و پژوهشي است که در نهايت به کسب اطلاعات از وضع موجود و مقايسه آن ها با شکل مطلوب منجر      مي شود . چنان چه در مقايسه با وضع مطلوب ، انحراف يا مشکلي مشاهده شود ، با اعمال کنترل ، مدرسه به وضع درست و مورد نظر بر مي گردد . چه بسا به علت عدم مشاهده انحراف ، نياز به کنترل و تصحيح عمليات نباشد . بنابراين ، نظارت مقدم بر کنترل و به عبارتي مهم تر از آن مي باشد ، به همين دليل با نظارت هاي درست و مستمر ، شايد به اعمال کنترل نيازمند نباشيم . " ( 35 )
            
لذا در اينجا به صورت مختصر به مقايسه سه مفهوم نظارت ، كنترل و ارزيابي مي پردازيم :
جدول مقايسه ي برخي ويژگي هاي نظارت ، كنترل و ارزيابي بر اساس مطالعات و تجربيات شخصي نگارنده
نظارت
كنترل
ارزيابي
1 – نظارت مقدم بر كنترل و ارزيابي است .
2 – نظارت مي تواند ما را تحدودي از كنترل بي نياز كند .
3 – نظارت در همه مراحل تصويب سياست ها ، تعيين اهداف ، تهيه برنامه ها ، اجراي برنامه ها ، كنترل و ارزيابي نتايج برنامه ، تجديد نظر و اصلاح برنامه ها اعمال           مي گردد.
4 – نظارت جنبه پيشگيرانه دارد و نقش و هدايت برنامه و فعاليت ها در جهت تحقق اهداف ايفا مي كند .
5 -  در نظارت راهنمايي ، مراقبت و پيشگيري از طريق دادن آموزش ، اطلاعات ، تذكر و يادآوري اعمال و سعي مي شود تا سرحد ممكن سلامت انجام كار و فعاليت ها و حصول نتيجه مطلوب تضمين كند .
6 – در نظارت معمولاً داوري و قضاوت انجام نمي شود .
7 – نظارت لطيف تر از كنترل و ارزيابي است و جنبه روابط انساني بيشتر در آن رعايت  مي شود .
8 – در نظارت تقريبا توبيخ و مجازات مشاهده نمي شود .
9 – در نظارت كاركنان كمتر فكر مي كنند كه شخص ناظر به دنبال مچ گيري و يا اعمال اغراض شخصي ( نا عادلانه ) است . و بيش تر آن را نوعي راهنمايي و كمك     مي دانند .
10 – در نظارت برنده و بازنده كمتر مطرح مي شود .
 
1 – كنترل مقدم بر ارزيابي است .
2 – كنترل مي تواند ما را تا حدودي از ارزيابي بي نياز كند .
3 – كنترل پس از پايان انجام هر بخشي از يك فعاليت يا از برنامه كنترل اعمال      مي گردد .
4 – كنترل جنبه اصلاحي دارد يعني از طريق مقايسه نتايج حاصل از انجام بخشي از يك فعاليت يا برنامه با وضعيت مطلوب اقدام به رفع انحراف ( احتمالي ) و اصلاح مي كند .
5 – در كنترل سعي بر پيدا كردن نقاط ضعف و قوت از طريق مقايسه بخشي از كار انجام شده يا برنامه اجرا شده با وضعيت مطلوب و تلاش براي رفع نقص و كمبود ها مي باشد .
6 – در كنترل پيرامون بخشي از كار يا برنامه اجرا شده قضاوت و داوري به عمل مي آيد .
7 – كنترل معناي ضمني نامطلوب و آزادي عمل فردي را تهديد مي كند .
8 – در كنترل احتمال توبيخ و مجازات وجود دارد .
9 – در كنترل چون تا حدودي قضاوت و داوري به عمل مي آيد بيشتر كارمندان عمل كنترل كننده را نوعي مچ گيري و معمولا قضاوت و داوري او را تا حدودي مغرضانه و ناعادلانه تلقي مي كنند .
6 – در كنترل پيرامون بخشي از كار يا برنامه اجرا شده قضاوت و داوري به عمل مي آيد .
1 – ارزيابي پس از نظارت و كنترل انجام مي گيرد .
2 – ارزيابي مكمل كنترل است .
3 – ارزيابي در پايان انجام يك فعاليت يا اجراي يك برنامه اعمال مي گردد .
4 -  در ارزيابي ، نتايج حاصل يا به طور كلي وضعيت موجود با وضعيت مطلوب مقايسه مي شود و در قضاوت نهايي ممكن است يكي از واكنش هاي زير به عمل آيد :
الف ) الزام به جبران انحراف مشاهده شده در نتايج حاصل از و ضعيت مطلوب .
ب ) تغيير اهداف و كاهش سطح توقعات و معيارها به دليل عدم توانايي سيستم جهت تحقق وضعيت مطلوب .
ج ) بالا بردن سطح اهداف ، توقعات و
معيارها به دليل مشخص شدن ظرفيت ها و توانايي هاي بالاتر سازمان .
د ) حذف يا تغيير كامل برنامه و فعاليت
مورد نظر . 
5 – در ارزيابي نيز مانند کنترل اما در سطحي وسيع تر تلاش دارد از طريق مقايسه وضع موجود با وضع مطلوب نقاط قوت و ضعف را پيدا و در خصوص برنامه يا فعاليت ها تصميم گيري نمايد .
6 – در ارزيابي در مورد كل كار و برنامه اجرا شده قضاوت و داوري مي شود و حكم صادر مي گردد .
 
 
دنباله جدول مقايسه ي برخي ويژگي هاي نظارت ، كنترل و ارزيابي بر اساس مطالعات و تجربيات شخصي نگارنده
نظارت
كنترل
ارزيابي
11– نظارت دوره زماني محدود و مشخص در طول مدت اجراي برنامه ندارد . و معمولا به صورت مستمر انجام مي گيرد .
12 – نتيجهنظارت،  مديريت عملکرد است . 
13 – در نظارت پاداش دادن مطرح نيست .
7 – كنترل معناي ضمني نامطلوب و آزادي عمل فردي را تهديد مي كند .
8 – در كنترل احتمال توبيخ و مجازات وجود دارد .
9 – در كنترل چون تا حدودي قضاوت و داوري به عمل مي آيد بيشتر كارمندان عمل كنترل كننده را نوعي مچ گيري و معمولا قضاوت و داوري او را تا حدودي مغرضانه و ناعادلانه تلقي مي كنند .
10 – در كنترل معمولا برنده و بازنده مطرح و به دنبال خود تشويق و تنبيه دارد .
11 – كنترل معمولا در دوره هاي زماني محدود و مشخص در طول مدت اجراي برنامه انجام مي گيرد .
12 – نتيجه کنترل ، ارزيابي عملکرد است .
13 – در کنترل خيلي کم موضوع پاداش دادن مطرح مي شود .
7 – از آن جا كه در ارزيابي ، قضاوت و داوري مشخصه ي بارزي است همانند كنترل و شايد بيشتر معناي ضمني نا مطلوب و معمولا در افراد ايجاد نگراني و حس ناخوشايندي را باعث مي گردد .
8 – در ارزيابي احتمال توبيخ و مجازات بيش تر از كنترل است .
9 -  بيشتر كاركنان قضاوت و داوري به عمل آمده در ارزيابي را معمولا بيش از كنترل نوعي مچ گيري ، تحكم ، مغرضانه و غي منصفانه ادراك مي كنند .
10 – در ارزيابي بيش از كنترل موضوع برنده و بازنده مطرح و تشويق و تنبيه به عمل مي آيد .
11 – ارزيابي معمولا در زمان پايان اجرا برنامه يا دوره هاي زماني مشخص كه در  آن ها بخش مستقلي از يك برنامه به اتمام مي رسد اجرا مي گردد .
12 – نتيجه ارزيابي ، ارزيابي عملکرد است .
13 – معمولا پاداش دادن با ارزيابي همراه است .
 
منابع  :
1 -  سيد جوادين ، سيد رضا . نظارت پيش نياز کنترل رفتاري .از سلسله مقالات دريافتي در نخستين همايش علمي و  پژوهشي نظارت و  بازرسي در سال 76 .  سايت اداره كل بازرسي بوشهر .
2 - جاسبي ، عبد الله . نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی .
3 -  نظارت،کنترل و ارزيابي رويدادهاي ورزشي  ( سايت اينترنتي مقالات مديريت ) .
4 –  صفوي نيا ، پروين . نظارت‌ و كنترل‌ در مديريت‌آموزشي‌ . سايت اينترنتي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان .
5 –  طهماسبي ، رضا .  نظارت‌ و كنترل‌ در مديريت‌ آموزشي‌ . سايت اينترنتي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان .
6 –  عباس زادگان ، سيد محمد . مکاتب و مباني مديريت . چاپ دوم . تهران . شرکت سهامي انتشار . 1373 .
7 –  سيد عباس زاده ، مير محمد . کليات مديريت آموزشي . اروميه . انتشارات دانشگاه اروميه . 1374 .
8 – الواني ، سيد مهدي . مديريت عمومي . چاپ ششم . تهران . انتشارات ني . 1372 .
9 – قرائي مقدم ، امان . مديريت اموزشي . تهران . انتشارات ابجد . 1375 .
10 - گروهي از اساتيد و صاحب نظران . متون آموزشي براي تدريس در دوره هاي آموزشي مديريت  پايه سطح ( 2 ) . انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي .
11 - زارعي متين ، حسن . مديريت منابع انساني .
12 - مانتانا ، پاتريك . فرهنگ فراگيري دانش مديريت . ترجمه سهراب خليلي شوريني .
13 - رضائيان ، علي . اصول مديريت . تهران . انتشارات سمت . 1376 .
14- گروهي از اساتيد و صاحب نظران . مجموعه مطالب آموزشي دوره توجيهي مديران پايه ( روساي ادارات وهمترازان ) نظام جديد آموزش مديران كشور . تهران . انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي . 1379.
15- معصومي ، سيد حسين . نظارت و كنترل از ديدگاه اسلام . انتشارات سروش هدايت . 1378 .
16- خاكي ، غلامرضا . آشنايي با مديريت بهره وري ( تجزيه و تحليل آن در سازمان ) . چاپ دوم . تهران . كانون فرهنگي انتشاراتي سايه نما . 1377 .
17- آيين نامه نظارت در سازمان بهزيستي استان يزد .
18-  غلامزاده . سمینارارزیابی ( مدیریت ) عملکرد ( گرفته شده از اینترنت ).
19-  صافي ، احمد . سازمان و مديريت در آموزش و پرورش . تهران . انتشارات ارسباران . 1380 .
20 –  عباسپور ، عباس . نظارت و راهنمايي آموزشي به عنوان رفتار سازماني . فصلنامه مديريت در آموزش و پرورش . شماره مسلسل 14 .
21 –  معين ، محمد . فرهنگ فارسي . تهران . انتشارات راه رشد . 1382 .
22 – بولا ، هـ . س . ارزيابي آموزشي و كاربرد آن در سواد آموزي تابعي . ترجمه : عباس بازرگان . تهران . مركز نشر دانشگاهي . 1362 .
23 – آريانپور كاشاني ، عباس . آريانپور كاشاني ، منوچهر . فرهنگ فشرده انگليسي به فارسي ( يك جلدي ) . چاپ دوازدهم . تهران . موسسه انتشارات امير كبير . 1367 .
24 – افشاري ، حسن . نظارت و راهنمايي تعليماتي . اداره کل آموزش هاي ضمن خدمت . واحد برنامه ريزي آموزش ابتدايي .
25 -  جليل خاني ، بهرام .         www. Talebi.com  .
26 - دفتر بهبود مديريت و ارزيابي عملكرد معاونت امور مديريت و منابع انساني سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور . ارزيابي عملكرد . 1382 .
27- گروهي از اساتيد و صاحب نظران . متون آموزشي براي تدريس در دوره هاي آموزشي مديريت  پايه سطح ( 2 ) . انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي .
28- پسران قادر ، مجيد . دريچه اي به مديريت منابع انساني طبقه بندي و روش هاي اصلي ارزشيابي مشاغل . تهران . انتشارات رودكي . 1373 .
29 – خلود ، حسين . ارزشيابي برنامه هاي آموزشي . مديريت امروز . دوره ششم . شماره اول و دوم .
30 – صفوي ، امان الله . نظرات معاصر در باره ارزشيابي از برنامه . فصلنامه تعليم و تربيت . سال اول . شماره 2 و 3 .                                                            
31 – کيامنش ، عليرضا . آشنايي با الگوي ارزشيابي  CIPP   . فصلنامه تعليم و تربيت . سال چهارم . شماره 1 و 2 .
32- جمعي از اساتيد مديريت . نگرش سيستمي ( مجموعه چهارم ) . تهران . مركز آموزش مديريت دولتي .
33 - مانتانا ، پاتريك . فرهنگ فراگيري دانش مديريت . ترجمه سهراب خليلي شوريني .
34 - فيضي ، طاهره . مباني سازمان و مديريت ( رشته حسابداري ) . چاپ دوم . تهران . انتشارات دانشگاه پيام نور . 1375 .  
35 – مير کمالي ، سيد محمد . رهبري و مديريت آموزشي . چاپ پنجم ( ويرايش دوم ) . تهران . نشر يسطرون . 1378 . 
36 – بهارستان ، جليل . مطالعه تطبيقي ارزشيابي در مديريت اسلامي و مديريت متداول . مجله علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز ( ويژه نامه علوم تربيتي ) . دوره هيجدهم ، شماره دوم ، پاييز 1380 ( پياپي 36 )   ارزيابي     Evaluation 
 
معني لغوي ارزيابي
 هر چند كه دو واژه ( ارزيابي و ارزشيابي ) در عمل به طور مترادف مورد استفاده قرار مي گيرند ، ولي بايد توجه داشت كه واژه ارزشيابي از نظر واژه شناسي تعريف نشده است . در صورتي كه ، واژه ارزيابي معادل « بررسي كردن ارزش چيزي » تعريف شده است( فرهنگ معين ) . از اين رو ، ترجمه ي ارزيابي در برابر واژه انگليسي  evaluation  قرار داده شده است . ( 22 ) همچنين در فرهنگ انگليسي به فارسي آريانپور واژه هاي  evaluate   و  evaluation   معني شده اند به : ارزيابي كردن ، تقويم كردن ، قيمت كردن ، سنجيدن ، شماره يا عدد چيزي را معين كردن و ارزيابي و سنجش . ( 23 )
 
تعريف ارزيابي
1-  ارزيابي‌ عملكردفرايندي‌ است‌ كه‌ درآن‌ مديران‌ وسرپرستان‌ رفتار كاركنان‌ را مشاهده‌ و بررسي‌ مي‌كنند تا بتوانند بازخوردهاي‌ لازم‌ را دربارة‌ نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ رفتارشان‌ به‌ آن ها ارائه‌ كنند . ( 18 )
2- ارزيابي‌ عملكرد عبارتست‌ از تعيين‌ درجه‌ كفايت‌ و لياقت‌ كاركنان‌ از لحاظ‌ انجام‌ وظايف‌ محوله‌ و قبول‌ مسئوليت ها در سازمان‌ كه‌ اين‌ ارزيابي‌ بايد به‌ طور عيني‌ و منظم‌ انجام‌ پذيرد . ( 18 )
3- ارزيابي‌ عملكرد « يعني‌ سنجش‌ نسبي‌ عملكرد انساني‌ در رابطه‌ با نحوة‌ انجام‌ كار مشخص‌ در يك‌ دوره‌ زماني‌ معين‌ درمقايسه‌ با استاندارد انجام‌ كار و همچنين‌ تعيين‌ استعداد و ظرفيت هاي‌ بالقوه‌ فرد به‌ منظور برنامه‌ ريزي‌ در جهت‌ به‌ فعليت‌ در آوردن‌ آن ها »  .       ( 18 )            
4 - ارزیابی عملکرد عبارت است از یک سیستم بازخور که دربرگیرنده ارزیابی مستقیم عملکرد اشخاص یا سازمان هامی باشد . ( 25 )
5- ارزيابي عملكرد ، به مجموعه اقدامات و فعاليت هايي اطلاق مي‌گردد كه به منظور افزايش سطح استفاده بهينه از امكانات و منابع در جهت دستيابي به هدف ها و شيوه‌اي اقتصادي توام با كارايي و اثر بخشي صورت مي‌گيرد .
6- ارزيابي عملكرد به مجموعه اقدامات و اطلاعاتي اطلاق مي گردد كه به منظو افزايش سطح استفاده بهينه از امكانات و منابع در جهت دست يابي به هدف ها به شيوه اي اقتصادي توآم با كارايي و اثر بخشي صورت مي‌گيرد . به طور كلي نظام ارزيابي عملكرد را مي توان فرايند سنجش و اندازه گيري و مقايسه ميزان و نحوه دستيابي به وضعيت مطلوب دانست ، صاحب نظران مديريت اندازه گيري عملكرد در بخش هاي دولتي را چنين تعريف كرده‌اند:
اندازه گيري عملكرد تلاشي است نظامند براي دانستن اين كه خدمات دولتي تا چه حد جواب گوي نيازهاي مردم بوده و توانايي دولت در برآورده نمودن آن تا چه اندازه است.
اندازه گيري عملكرد تلاشي ضروري براي پاسخ گويي به سوالاتي در مورد بهبود بهره ورري در قالب عباراتي نظير كارايي، اثر بخشي و قابليت پاسخ گويي مي‌باشد.
اندازه گيري عملكرد دولت روشي است جهت تعيين اين كه آيا خدمات با كيفيت و يا با هزينه‌اي مناسب به جامعه ارايه مي‌شود يا خير.
7- ارزيابي عملكرد عبارت است از فرايند سنجش و اندازه گيري عملكرد در دستگاه هاي اجرايي در چارچوب اصول و مفاهيم علمي مديريت براي تحقق اهداف و وظايف سازماني در قالب برنامه‌هاي اجرايي .
با توجه به تعاريف فوق و اهداف ما از اين ارزيابي عملكرد دستگاه هاي اجرايي، مي توان تعريفي به شرح زير ارايه نمود:
هدف از ارزيابي عملكرد عبارت است از: سنجش، ارزش گذاري و قضاوت در خصوص عملكرد دستگاه هاي اجرايي كشور بر اساس قوانين و مقررات مصوب ، رويكرد معيارهاي اثربخش ، كارايي، اقتصادي و اخلاقي به منظور ارتقاء كيفيت خدمات دولتي. ( 26 )
8- سيستمي است كه ارزشيابي و بازبيني دوره اي ازنحوه ي انجام كار افراد در سازمان را صورت مي دهد . ( 11 )    
9- فرآيندي است كه به طور نظام دار به تشريح توانايي ها و ضعف هاي كاركنان با توجه به شغل آن ها در فواصل معين مي پردازد .       ( 11 )   
10 - ارزشيابي  فرآيند جمع آوري و تفسير نظام دار شواهدي است كه در نهايت به قضاوت ارزشي با چشم داشت به اقدامي معين بيانجامد .  ( 27 )  
11-  سنجش ارزش نسبي پديده ها با استفاده از معيارهاي معين . ( 28 )
12 – ارزشيابي عبارت است از روشي که به وسيله آن ميزان نزديکي به هدف مورد نظر سنجيده مي شود و درک اين مساله از طريق مقايسه وضع فعلي با هدف نهايي روشن مي گردد . به عبارت ديگر ارزشيابي ، مقايسه اي است بين آن چه وجود دارد و آن چه کمال مطلوب است ؛ از نظر کلي ارزشيابي را مي توان سنجش کمي و کيفي رشد و يا تغييري دانست که در موضوع مورد نظر به وجود آمده است و منظور از اين سنجش کسب اطمينان و ايجاد انگيزه لازم براي اجرا و يا ادامه برنامه است . ( 29 )
13 – ارزشيابي فرآيندي است که در آن ، سطوح تصميم مورد نظر تعيين مي شود ، اطلاعات مناسب برگزيده ، جمع آوري ، و تجزيه و تحليل مي گردد تا گزارشي تهيه شود که بر اساس آن تصميم گيران بتوانند تصميمات مناسب و مقتضي اتخاذ نمايند . ( 30 )
14 – ارزشيابي فرآيند منظمي است که در طي آن در باره ارزش ، مطلوبيت ، موثر بودن ، يا کفايت چيزي طبق ملاک ها و مقاصد معيني قضاوت و داوري مي شود . اين داوري مبتني بر مقايسه دقيق داده هاي عيني با استانداردهاي انتخابي است . تعريف دقيق آن چه بايد ارزشيابي شود ، دقيق بودن هدف ها ، تعيين ملاک هاي ويژه ، مشاهده و اندازه گيري دقيق ، و نتيجه گيري منطقي از جمله ويژگي هاي عمده ارزشيابي دقيق به شمار مي روند . ( 30 )
15 – ارزشيابي کنترل کيفي فرايندها و نتايج يک برنامه آموزشي است . ( 30 )
16 – ارزشيابي عبارت است از فرايند تعيين کردن ، به دست آوردن ، و فراهم ساختن اطلاعات توصيفي و قضاوتي در مورد ارزش و مطلوبيت هدف ها ، طرح ، اجرا و نتايج به منظور هدايت تصميم گيري ، خدمت به نيازهاي پاسخ گويي و درک بيش تر از پديده هاي مورد بررسي . ( 31 ) 
17 – ارزشيابي عبارت از يک سلسله اقدامات رسمي به منظور بررسي عملکرد کارمندان در فاصله زماني معين است که شامل تمامي رفتارهاي فرد در ارتباط با کارکرد او در آن دوره زماني مي شود . ( 35 )
18 – ارزشيابي عبارت است از سنجش و اندازه گيري کار و نتيجه به دست آمده از کار با مقياس و شاخصي که به توان کميت و کيفيت مورد نظر را با دقت به گونه اي عيني و دور از داوري هاي شخصي و ملاک هاي مبهم اندازه گيري کرد . ( 35 )
19 – ارزشيابي و پاداش به معني فرآيند مقايسه نتايج حاصله در پايان يک دوره معين با اهداف از پيش تعيين شده به منظور تعيين ميزان پيشرفت ، تغيير و تجديد نظر در برنامه ها و دادن جزاي مناسب با حسن و يا سوء اجراي عمل و نتايج حاصله مي باشد . ( 35 )
20 - ارزيابي : داوري و قضاوت ارزشي و تخمين قيمت و ارزش كمي و كيفي چيزها و درجه بندي به وسيله ملاك و معيار معين . ( 36 )
 
مقايسه و نتيجه گيري
     دکتر سيد محمد مير کمالي در مقايسه ي نظارت و کنترل چنين مي نويسد : " معمولاً اصطلاحات نظارت و کنترل بر امور با هم مورد استفاده قرار مي گيرند . عده اي از صاحب نظران نيز معتقد به جدايي مفهوم آن هستند . گاهي اوقات از کلمه نظارت معني نظارت و کنترل و از مفهوم کنترل معني نظارت و کنترل ادراک مي شود . به هر حال ، اگر چه هر يک از اصطلاحات نظارت و کنترل داراي معاني متفاوتي هستند ، اما در عين حال کاملاً بهم مربوط و وابسته هستند . اما از نظر ما،نظارت و کنترل يعني ، بازديد و مراقبت از طرز پيشرفت اجراي عمليات با مقايسه با وضع مطلوب و تغيير و تصحيح عمليات به منظور جلوگيري از انحرافات از تحقق اهداف سازمان آموزشي است . 
           تعريف فوق ، از دو قسمت تشکيل شده است ، قسمت اول آن مربوط به کسب اطلاعات از طريق مشاهده و بررسي وضع موجود و تعيين پيشرفت کارها با مقايسه با وضع مطلوب است که نظارت ناميده مي شود . قسمت دوم تعريف به معني بازگردانيدن سيستم آموزشي به شکل درست و مطلوب آن از طريق کارهاي تصحيح کننده است که يک جريان عملياتي و اجرايي مي باشد . پس به طور کلي ، نظارت يک امر مشاهده اي و پژوهشي است که در نهايت به کسب اطلاعات از وضع موجود و مقايسه آن ها با شکل مطلوب منجر      مي شود . چنان چه در مقايسه با وضع مطلوب ، انحراف يا مشکلي مشاهده شود ، با اعمال کنترل ، مدرسه به وضع درست و مورد نظر بر مي گردد . چه بسا به علت عدم مشاهده انحراف ، نياز به کنترل و تصحيح عمليات نباشد . بنابراين ، نظارت مقدم بر کنترل و به عبارتي مهم تر از آن مي باشد ، به همين دليل با نظارت هاي درست و مستمر ، شايد به اعمال کنترل نيازمند نباشيم . " ( 35 )
            
لذا در اينجا به صورت مختصر به مقايسه سه مفهوم نظارت ، كنترل و ارزيابي مي پردازيم :
جدول مقايسه ي برخي ويژگي هاي نظارت ، كنترل و ارزيابي بر اساس مطالعات و تجربيات شخصي نگارنده
نظارت
كنترل
ارزيابي
1 – نظارت مقدم بر كنترل و ارزيابي است .
2 – نظارت مي تواند ما را تحدودي از كنترل بي نياز كند .
3 – نظارت در همه مراحل تصويب سياست ها ، تعيين اهداف ، تهيه برنامه ها ، اجراي برنامه ها ، كنترل و ارزيابي نتايج برنامه ، تجديد نظر و اصلاح برنامه ها اعمال           مي گردد.
4 – نظارت جنبه پيشگيرانه دارد و نقش و هدايت برنامه و فعاليت ها در جهت تحقق اهداف ايفا مي كند .
5 -  در نظارت راهنمايي ، مراقبت و پيشگيري از طريق دادن آموزش ، اطلاعات ، تذكر و يادآوري اعمال و سعي مي شود تا سرحد ممكن سلامت انجام كار و فعاليت ها و حصول نتيجه مطلوب تضمين كند .
6 – در نظارت معمولاً داوري و قضاوت انجام نمي شود .
7 – نظارت لطيف تر از كنترل و ارزيابي است و جنبه روابط انساني بيشتر در آن رعايت  مي شود .
8 – در نظارت تقريبا توبيخ و مجازات مشاهده نمي شود .
9 – در نظارت كاركنان كمتر فكر مي كنند كه شخص ناظر به دنبال مچ گيري و يا اعمال اغراض شخصي ( نا عادلانه ) است . و بيش تر آن را نوعي راهنمايي و كمك     مي دانند .
10 – در نظارت برنده و بازنده كمتر مطرح مي شود .
 
1 – كنترل مقدم بر ارزيابي است .
2 – كنترل مي تواند ما را تا حدودي از ارزيابي بي نياز كند .
3 – كنترل پس از پايان انجام هر بخشي از يك فعاليت يا از برنامه كنترل اعمال      مي گردد .
4 – كنترل جنبه اصلاحي دارد يعني از طريق مقايسه نتايج حاصل از انجام بخشي از يك فعاليت يا برنامه با وضعيت مطلوب اقدام به رفع انحراف ( احتمالي ) و اصلاح مي كند .
5 – در كنترل سعي بر پيدا كردن نقاط ضعف و قوت از طريق مقايسه بخشي از كار انجام شده يا برنامه اجرا شده با وضعيت مطلوب و تلاش براي رفع نقص و كمبود ها مي باشد .
6 – در كنترل پيرامون بخشي از كار يا برنامه اجرا شده قضاوت و داوري به عمل مي آيد .
7 – كنترل معناي ضمني نامطلوب و آزادي عمل فردي را تهديد مي كند .
8 – در كنترل احتمال توبيخ و مجازات وجود دارد .
9 – در كنترل چون تا حدودي قضاوت و داوري به عمل مي آيد بيشتر كارمندان عمل كنترل كننده را نوعي مچ گيري و معمولا قضاوت و داوري او را تا حدودي مغرضانه و ناعادلانه تلقي مي كنند .
6 – در كنترل پيرامون بخشي از كار يا برنامه اجرا شده قضاوت و داوري به عمل مي آيد .
1 – ارزيابي پس از نظارت و كنترل انجام مي گيرد .
2 – ارزيابي مكمل كنترل است .
3 – ارزيابي در پايان انجام يك فعاليت يا اجراي يك برنامه اعمال مي گردد .
4 -  در ارزيابي ، نتايج حاصل يا به طور كلي وضعيت موجود با وضعيت مطلوب مقايسه مي شود و در قضاوت نهايي ممكن است يكي از واكنش هاي زير به عمل آيد :
الف ) الزام به جبران انحراف مشاهده شده در نتايج حاصل از و ضعيت مطلوب .
ب ) تغيير اهداف و كاهش سطح توقعات و معيارها به دليل عدم توانايي سيستم جهت تحقق وضعيت مطلوب .
ج ) بالا بردن سطح اهداف ، توقعات و
معيارها به دليل مشخص شدن ظرفيت ها و توانايي هاي بالاتر سازمان .
د ) حذف يا تغيير كامل برنامه و فعاليت
مورد نظر . 
5 – در ارزيابي نيز مانند کنترل اما در سطحي وسيع تر تلاش دارد از طريق مقايسه وضع موجود با وضع مطلوب نقاط قوت و ضعف را پيدا و در خصوص برنامه يا فعاليت ها تصميم گيري نمايد .
6 – در ارزيابي در مورد كل كار و برنامه اجرا شده قضاوت و داوري مي شود و حكم صادر مي گردد .
 
 
دنباله جدول مقايسه ي برخي ويژگي هاي نظارت ، كنترل و ارزيابي بر اساس مطالعات و تجربيات شخصي نگارنده
نظارت
كنترل
ارزيابي
11– نظارت دوره زماني محدود و مشخص در طول مدت اجراي برنامه ندارد . و معمولا به صورت مستمر انجام مي گيرد .
12 – نتيجهنظارت،  مديريت عملکرد است . 
13 – در نظارت پاداش دادن مطرح نيست .
7 – كنترل معناي ضمني نامطلوب و آزادي عمل فردي را تهديد مي كند .
8 – در كنترل احتمال توبيخ و مجازات وجود دارد .
9 – در كنترل چون تا حدودي قضاوت و داوري به عمل مي آيد بيشتر كارمندان عمل كنترل كننده را نوعي مچ گيري و معمولا قضاوت و داوري او را تا حدودي مغرضانه و ناعادلانه تلقي مي كنند .
10 – در كنترل معمولا برنده و بازنده مطرح و به دنبال خود تشويق و تنبيه دارد .
11 – كنترل معمولا در دوره هاي زماني محدود و مشخص در طول مدت اجراي برنامه انجام مي گيرد .
12 – نتيجه کنترل ، ارزيابي عملکرد است .
13 – در کنترل خيلي کم موضوع پاداش دادن مطرح مي شود .
7 – از آن جا كه در ارزيابي ، قضاوت و داوري مشخصه ي بارزي است همانند كنترل و شايد بيشتر معناي ضمني نا مطلوب و معمولا در افراد ايجاد نگراني و حس ناخوشايندي را باعث مي گردد .
8 – در ارزيابي احتمال توبيخ و مجازات بيش تر از كنترل است .
9 -  بيشتر كاركنان قضاوت و داوري به عمل آمده در ارزيابي را معمولا بيش از كنترل نوعي مچ گيري ، تحكم ، مغرضانه و غي منصفانه ادراك مي كنند .
10 – در ارزيابي بيش از كنترل موضوع برنده و بازنده مطرح و تشويق و تنبيه به عمل مي آيد .
11 – ارزيابي معمولا در زمان پايان اجرا برنامه يا دوره هاي زماني مشخص كه در  آن ها بخش مستقلي از يك برنامه به اتمام مي رسد اجرا مي گردد .
12 – نتيجه ارزيابي ، ارزيابي عملکرد است .
13 – معمولا پاداش دادن با ارزيابي همراه است .
 
منابع  :
1 -  سيد جوادين ، سيد رضا . نظارت پيش نياز کنترل رفتاري .از سلسله مقالات دريافتي در نخستين همايش علمي و  پژوهشي نظارت و  بازرسي در سال 76 .  سايت اداره كل بازرسي بوشهر .
2 - جاسبي ، عبد الله . نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی .
3 -  نظارت،کنترل و ارزيابي رويدادهاي ورزشي  ( سايت اينترنتي مقالات مديريت ) .
4 –  صفوي نيا ، پروين . نظارت‌ و كنترل‌ در مديريت‌آموزشي‌ . سايت اينترنتي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان .
5 –  طهماسبي ، رضا .  نظارت‌ و كنترل‌ در مديريت‌ آموزشي‌ . سايت اينترنتي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان .
6 –  عباس زادگان ، سيد محمد . مکاتب و مباني مديريت . چاپ دوم . تهران . شرکت سهامي انتشار . 1373 .
7 –  سيد عباس زاده ، مير محمد . کليات مديريت آموزشي . اروميه . انتشارات دانشگاه اروميه . 1374 .
8 – الواني ، سيد مهدي . مديريت عمومي . چاپ ششم . تهران . انتشارات ني . 1372 .
9 – قرائي مقدم ، امان . مديريت اموزشي . تهران . انتشارات ابجد . 1375 .
10 - گروهي از اساتيد و صاحب نظران . متون آموزشي براي تدريس در دوره هاي آموزشي مديريت  پايه سطح ( 2 ) . انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي .
11 - زارعي متين ، حسن . مديريت منابع انساني .
12 - مانتانا ، پاتريك . فرهنگ فراگيري دانش مديريت . ترجمه سهراب خليلي شوريني .
13 - رضائيان ، علي . اصول مديريت . تهران . انتشارات سمت . 1376 .
14- گروهي از اساتيد و صاحب نظران . مجموعه مطالب آموزشي دوره توجيهي مديران پايه ( روساي ادارات وهمترازان ) نظام جديد آموزش مديران كشور . تهران . انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي . 1379.
15- معصومي ، سيد حسين . نظارت و كنترل از ديدگاه اسلام . انتشارات سروش هدايت . 1378 .
16- خاكي ، غلامرضا . آشنايي با مديريت بهره وري ( تجزيه و تحليل آن در سازمان ) . چاپ دوم . تهران . كانون فرهنگي انتشاراتي سايه نما . 1377 .
17- آيين نامه نظارت در سازمان بهزيستي استان يزد .
18-  غلامزاده . سمینارارزیابی ( مدیریت ) عملکرد ( گرفته شده از اینترنت ).
19-  صافي ، احمد . سازمان و مديريت در آموزش و پرورش . تهران . انتشارات ارسباران . 1380 .
20 –  عباسپور ، عباس . نظارت و راهنمايي آموزشي به عنوان رفتار سازماني . فصلنامه مديريت در آموزش و پرورش . شماره مسلسل 14 .
21 –  معين ، محمد . فرهنگ فارسي . تهران . انتشارات راه رشد . 1382 .
22 – بولا ، هـ . س . ارزيابي آموزشي و كاربرد آن در سواد آموزي تابعي . ترجمه : عباس بازرگان . تهران . مركز نشر دانشگاهي . 1362 .
23 – آريانپور كاشاني ، عباس . آريانپور كاشاني ، منوچهر . فرهنگ فشرده انگليسي به فارسي ( يك جلدي ) . چاپ دوازدهم . تهران . موسسه انتشارات امير كبير . 1367 .
24 – افشاري ، حسن . نظارت و راهنمايي تعليماتي . اداره کل آموزش هاي ضمن خدمت . واحد برنامه ريزي آموزش ابتدايي .
25 -  جليل خاني ، بهرام .         www. Talebi.com  .
26 - دفتر بهبود مديريت و ارزيابي عملكرد معاونت امور مديريت و منابع انساني سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور . ارزيابي عملكرد . 1382 .
27- گروهي از اساتيد و صاحب نظران . متون آموزشي براي تدريس در دوره هاي آموزشي مديريت  پايه سطح ( 2 ) . انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي .
28- پسران قادر ، مجيد . دريچه اي به مديريت منابع انساني طبقه بندي و روش هاي اصلي ارزشيابي مشاغل . تهران . انتشارات رودكي . 1373 .
29 – خلود ، حسين . ارزشيابي برنامه هاي آموزشي . مديريت امروز . دوره ششم . شماره اول و دوم .
30 – صفوي ، امان الله . نظرات معاصر در باره ارزشيابي از برنامه . فصلنامه تعليم و تربيت . سال اول . شماره 2 و 3 .                                                            
31 – کيامنش ، عليرضا . آشنايي با الگوي ارزشيابي  CIPP   . فصلنامه تعليم و تربيت . سال چهارم . شماره 1 و 2 .
32- جمعي از اساتيد مديريت . نگرش سيستمي ( مجموعه چهارم ) . تهران . مركز آموزش مديريت دولتي .
33 - مانتانا ، پاتريك . فرهنگ فراگيري دانش مديريت . ترجمه سهراب خليلي شوريني .
34 - فيضي ، طاهره . مباني سازمان و مديريت ( رشته حسابداري ) . چاپ دوم . تهران . انتشارات دانشگاه پيام نور . 1375 .  
35 – مير کمالي ، سيد محمد . رهبري و مديريت آموزشي . چاپ پنجم ( ويرايش دوم ) . تهران . نشر يسطرون . 1378 . 
36 – بهارستان ، جليل . مطالعه تطبيقي ارزشيابي در مديريت اسلامي و مديريت متداول . مجله علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز ( ويژه نامه علوم تربيتي ) . دوره هيجدهم ، شماره دوم ، پاييز 1380 ( پياپي 36 )

ارزشیابی1

ارزشیابی1

چكيده

            وجود شباهت هاي مفهومي بين نظارت ، کنترل و ارزيابي و کاربرد رايج آن ها در گفتگوها ( غلط مصطلح ) موجب شده است که بعضي صاحب نظران ( علي رغم اذعان به وجود تفاوت هاي مفهومي و عملي بين آن ها ) مفاهيم مذکور را هم معني و مترادف به کار ببرند . که اين امر مي تواند موجب تسري و تعميم آثار سوء يا حداقل ادراک منفي که افراد نسبت به يک متغير دارند ، به متغير ديگر گردد . لذا در اين نوشتار تلاش شده است ضمن بيان معني لغوي و تعاريف واژه هاي فوق ، آن ها را با هم مقايسه و براي هر يک      ويژگي هاي خاصي ارايه شود .   

 

واژه هاي كليدي :نظارت ، کنترل و ارزيابي ( ارزشيابي ) .

 

مقدمه

     صاحب نظران اداره سازمان ها مي گويند : اگر نمي توانيد چيزي را اندازه گيري كنيد ، فراموشش نماييد . يعني اگر مديريت نتواند نشان دهد كه : چه كاري انجام مي شود ؟ چگونه انجام مي شود ؟ به وسيلة چه كساني  و به چه منظوري انجام مي شود ؟ آيا منطبق با برنامه ها و در جهت كسب هدف انجام مي شود ؟ آيا فعاليت ها قابل اندازه گيري هست ؟( 1 )

          هر سازماني جهت تحقق اهدافي موجوديت مي يابد . و رفتار افراد شاغل در آن تابع موازين و مقرراتي است . و محقق شدن اهداف نيز در گرو رفتار درست افراد در راستاي اجراي برنامه ها مي باشد . لذا اجراي صحيح برنامه ها و رفتار مطلوب کارکنان وظيفه سنگين و کليدي است که بايستي از طريق مراقبت دقيق و مستمر فرآيند کار ، مقايسه وضع موجود با وضعيت مطلوب و اصلاح و بهبود حاصل گردد .

           يکي از وظايف اساسي مديريت ؛ نظارت ، کنترل و ارزيابي است که بدون آن تحقق اهداف مديريت امکان پذير نخواهد بود . به طوري که بدون توجه به اين جزو ، ساير اجزاي مديريت ، مثل ؛ برنامه ريزي ، سازماندهي و هدايت نيز ناقص بوده و تضميني براي انجام درست آن ها وجود ندارد .در حقیقت زمانی که یک برنامه تهیه شد و برای اجرای آن سازماندهی به عمل آمد و رهبری و هدایت آن مشخص شد ، انتظار این است که هدف های برنامه تحقق پیدا کند و در اجرای برنامه ، اطمینان وجود داشته باشد که روند حرکت دقیقاً به سوی اهداف تعیین شده می باشد . گاهی ممکن است حتی جزئیات برنامه به صورت دقیق اجرا گردد اما جهت گیری کلی در اجرای برنامه دارای انحراف بوده و ما را از هدف دور سازد . اطمینان از این که اجرای برنامه و هدایت آن درست صورت می گیرد و در صورت مشاهده انحراف ، اقدام لازم برای تصحیح آن به عمل می آید ، نیازمند فرآیندی است که آن را نظارت و کنترل می نامند. ( 2 )

          شايد به جرئت بتوان ادعا کرد انجام هيچ فعاليتي در سازمان قرين توفيق نخواهد بود مگر اين که کنترل و ارزيابي هاي لازم نسبت به آن  به عمل آمده باشد . به کمک کنترل است که مديريت نسبت به نحوه تحقق هدف ها و انجام عمليات آگاهي يافته و قدرت پي گيري و عند الزوم سنجش و اصلاح آن ها را پيدا مي کند. کنترل و ارزيابي ابزار کار مديران در رده هاي مختلف سازماني از مراتب عالي تا رده هاي سرپرستي است و لزوم آن را در مراتب مختلف به سادگي مي توان احساس کرد . سازمان بدون وجود يک سيستم موثر کنترل در تحقق ماموريت هاي خود موفق نبوده و نمي توان از منابع خود به درستي استفاده کند . ايجاد فرايند کنترل و ارزيابي به تفکر خلاق نياز دارد، چه سوال هايي بايد پرسيده شود ؟ چگونه مي توان به پاسخ آن ها دست يافت ؟ ارزيابي و کنترل همچنين به توجه دقيق و تفصيلي درباره روش ها و شيوه تحليل اطلاعات نياز دارد . ( 3 )

           بنابراين اين نظارت بر عملكرد و اداره منابع انساني سازمان ها ضرورت يافته و عنوان برنامه رسمي و منظمي كه جهت سنجش       هزينه ها ، منافع اداره سازمان ها و امور كاركنان تنظيم شده و امكان مقايسه كارآيي و اثربخشي سازمان و كاركنان را با برنامه ها و عملكرد گذشته سازمان تعريف مي نمايد . منظور اساسي از نظارت و سنجش برنامه ها و فعاليت هاي سازمان ها و افراد ، تدارك اطلاعات جهت بازخورد و در نهايت بهبود امور كاركنان است . ( 1 )

          شايد مهم ترين مسئله ای که وجود کنترل را ضروری می سازد ، آن است که پيش بينی ها و برنامه های عملياتی در سازمان همواره با درصدی از خطا توام است و برای رفع اين خطاها و اصلاح عمليات ، کنترل تنها راه چاره است . ( 4 ) گر چه ضرورت و اهميت انجام نظارت ، کنترل و ارزيابي برنامه ها ، فعاليت ها و افراد بر کسي پوشيده نبوده و باوري است فراگير ، اما ؛ همان گونه که در مطالب فوق نيز مشاهده  مي شود ، بعضي بين مفاهيم مذکور تفاوتي ( شايد هم با اغماض ) قايل نشده و حتي هم معني و مترادف به کار        مي برند . در اين نوشتار سعي بر آن خواهد بود که علاوه بر نقل تعاريف مختلف نتيجتاً به ارايه مرز بندي ما بين آن ها ( نظارت ، کنترل و ارزيابي ) بپردازيم .

 

نظارت  Supervision

 

معني لغوي نظارت

          اصطلاح نظارت ( supervision   ) از دو كلمه لاتيني ( super ) به معناي بالاي ، بالاي سر ، در بالا و ( videre  ) به معني مواظب بودن ، نگاه كردن ، مراقبت كردن ، بر كسي نظارت كردن و مشاهده كردن تركيب يافته است . بعدها به تدريج در زبان انگليسي كلمه videre به « vision » تبديل شد و  supervision  تلويحاً به شاهداني اطلاق گرديد كه توام با بينش ، دانش و آگاهي باشند .      ( 20 )

             دكتر محمد معين نيز واژه نظارت با فتح نون و كسر نون در فرهنگ فارسي خود به تفكيك چنين معني كرده است :

نظارت ( با فتح نون ) : عمل ناظر و مقام او ، مراقبت در اجراي امور ، ...

نظارت ( با كسر نون ) : زيركي ، فراست ، نظر كردن ، نگريستن ، نظر ، نگرش . ( 21 )

             در تاريخ تعليم و تربيت اسلام کلمه نقابت به معني سرپرستي ، پاسداري و نگاهداري جامعه معلمان ذکر شده است . لغت نامه آموزش و پرورش نظارت در امور آموزش را به معناي کنترل کردن آورده است که روند امور در حال اجرا ارزشيابي مي شود تا اطمينان حاصل شود که مطابق با طرح و دستور العمل پيشرفت مي نمايد . ( 24 )

             مفهوم نظارت در معناي عام ، وسعت و شمول گسترده اي دارد . تمام سازمان ها ، اعم از بزرگ و پيچيده تا كوچك و سالم ، دولتي و غير دولتي ، صنعتي يا آموزشي و انتفاعي و غير انتفاعي ، براي دستيابي به اهداف خود به نظارت و راهنمايي در امر مديريت نياز دارند . معمولاً در اين معنا اصطلاح نظارت مترادف با كنترل به كار برده مي شود . شايد دليل اصلي اين صاحب نظران عام سازمان و مديريت ، ارتباط و وابستگي بسيار نزديك هر دو مفهوم براي كاربردي يگانه باشد . كنترل غالبا ً معناي ضمني نامطلوبي دارد ؛ زيرا به نظر مي رسد اعمال كنترل آزادي عمل فردي را تهديد مي كند . حال آن كه نظارت با در نظر گرفتن جوانب اساسي روابط انساني در سازمان ، تلويحاً بر آن است تا حرمت و شان و مقام انسان در سازمان را نيز مد نظر و توجه قرار دهد . ( 20 )

 

 

تعريف نظارت   

            نظارت در معني و مفهومي مستقل از كنترل كمتر تعريف شده است و در بيش تر تعاريف موجود همواره نظارت را هم معني و مترداف با كنترل مورد توجه قرار داده اند . در اين جا به بعضي از تعريف ها كه نظارت در معني و مفهومي ( تقريباً ) غير از كنترل در نظر گرفته اند ؛ اشاره مي شود .

1 -  نظارت : مراقبت مستمر بر اجراي امور با نگاه دقيق و زيربينانه در خصوص آنچه انجام گرفته و آنچه بايد انجام مي گرفت ( انطباق عملكرد با وظائف ) . ( 17 )

2- نظارت كوششي است كه مدير در جهت تطبيق عمليات با برنامه انجام مي دهد تا ميزان صحت و سقم فعاليت ها را بدست آورد . در نظارت موارد زير مورد توجه قرار مي گيرد :

نظارت ، عمليات و برنامه را با يكديگر تطبيق مي كند .

نظارت ، ميزان سلامت يا بيماري دستگاه و فعاليت ها را مشخص مي سازد .

نظارت ، توان واحدهاي مختلف را در انجام كارها بيان مي دارد .

نظارت ، مقدار پيشرفت عمليات و فاصله آن را تا هدف روشن مي نمايد .

نظارت ، لزوم هدايت خواهي و ظرفيت هدايت پذيري را بدست مي آورد .

3- نظارت چيزي نيست جز ارسال پيام هايي كه به طور موثر رفتار گيرنده پيام ها را تغيير دهد . ( 17 )

4- نظارت فرق بين ثمر بخش و كوشش بي ثمر را بيان مي كند . ( 17 )

5- نظارت عبارت است از اينكه نظام در زمينه هدف هاي مورد نظر از انحراف حفظ شود . ( 17 )                 

6 - نظارت استصوابي : مراقبت داشتن ناظر بر اقدامات متولي و تصويب كردن اعمال وي پيش از اجراي آن ، بدين صورت كه متولي پيش از اقدام به هر عملي با ناظر مشورت مي كند و در صورت موافقت وي عمل مي نمايد و متولي بدون موافقت ناظر نبايد به هيچ كاري اقدام بكند . ( 15 )

6 -  نظارت اطلاعاتي : مراقبت داشتن ناظر بر اعمال متولي است در امور وقف ، بدين صورت كه از اقدام متولي آگاه گردد و ليكن تصويب اعمال متولي از طرف ناظر لازم نيست . ( 15 )

7- نظارت و كنترل به معني بازديد و مراقبت از طرز پيشرفت اجراي عمليات با مقايسه وضع مطلوب و تغيير و تصحيح عمليات به منظور جلوگيري از انحراف از تحقق اهداف سازمان است .  ( 10 )

8- نظارت كسب اطلاعات از طريق مشاهده و بررسي وضع موجود و تعيين پيشرفت كارها با مقايسه با وضع مطلوب نظارت ناميده       مي شود كه مقدم بر كنترل و به عبارتي مهم تر از آن مي باشد به همين دليل با نظارت هاي درست و مستمر ، شايد به اعمال كنترل نيازمند نباشيم .    ( 10 )

11- نظارت فرايند كسب آگاهي از عملكرد واقعي و مقايسه آن با اهداف و عملكرد مطلوب و تصحيح اشتباهات و انحرافات مي باشد .     ( 11 )

12- نظارت را به مفهوم مقايسه عمليات انجام شده ، با معيارهاي تعيين شده در هر سازمان گفته اند تا از اين طريق بتوان به اقدامات اصلاحي و به موقع براي جلوگيري از اشتباهات و انحرافات دست زد . ( 19 )

13 -  نظارت عبارت است از اين كه نظام در زمينه هدف هاي مورد نظر از انحراف حفظ شود . ( 15 )

14 -  وظيفه مديريتي نظارت عبارت از سنجش و اصلاح عملكرد براي به دست آوردن اين اطمينان است كه هدف هاي سازمان و          طرح هاي اجرايي آن با كاميابي به انجام رسيده است . ( 15 )

15- نظارت فرايندي است كه راهنماي تعليماتي از طريق آن به جمع آوري اطلاعات در باره فعاليت هاي آموزشي ، پرورشي و اداري مديران و معلمان در محيط هاي آموزشي مي پردازد . منظور چنين اقداماتي ، مطالعه وضع موجود مدارس ، تعيين ميزان پيشرفت امور و مقايسه آن با وضع مطلوب مي باشد كه بوسيله مشاهده ، مصاحبه و مشورت با كاركنان مدرسه ، دانش آموزان و اولياي آنان عملي      مي گردد . چنانچه در برسي ها و مقايسه ها ، كاستي ها ، مشكلات و يا انحرافاتي مشاهده گردد با اتخاذ تدابير مقتضي سعي مي شود كه فعاليت هاي مختلف به طرف وضع مطلوب سوق داده شوند . ( 32 )

16 – نظارت : حمايت ، هدايت و تقويت افراد در مسير رشد ( حرفه اي – سازماني ) و كنترل فعاليت ها در جهت نيل به هدف هاي سازمان و بهبود مديريت . ( 36 )

 

كنترل   Control

 

معني لغوي کنترل

            در فرهنگ انگليسي به فارسي آريانپور واژه   control  چنين معني شده است : كنترل كردن ، نظارت كردن ، تنظيم كردن ، بازرسي ، كنترل ، بازبيني ، كاربري . ( 23 ) همچنين در فرهنگ فارسي معين به معني بازرسي و تفتيش آمده است . ( 21 )

 

تعريف کنترل

تعاريف‌ متعددي‌ از كنترل‌ ارايه‌ گرديده‌ كه‌ در ذيل‌ به‌طور مختصر به‌برخي ‌از آن‌ها اشاره‌ مي‌گردد .

1 - كنترل‌ يعني‌ بررسي‌ اين‌ كه‌ همه‌ چيز بر طبق‌ قوانين‌ و دستورهايي‌ كه‌ قبلا تعيين‌شده‌ بود، انجام‌ مي‌شود يا خير  .

2 - كنترل‌ فرايند حصول‌ از تحقق‌ كارآمد اهداف‌ سازمان‌ است‌ .

3 -  كنترل‌ عبارت‌ است‌ از توجه‌ به‌نتايج‌ كار ( بازخورد ) و پي گيري‌ براي‌ مقايسه ‌فعاليت‌هاي‌ انجام‌ شده‌ با برنامه‌ها و اعمال‌ اصلاحات‌ مقتضي‌ در مواردي‌ كه‌ ازانتظارات‌ انحرافي‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ .

4 - فراگرد كنترل ‌، ميزان‌ پيشرفت‌ در جهت‌ هدف‌ها را اندازه‌گيري‌ مي‌كند ومديران‌ را قادر مي‌سازد انحراف‌ از برنامه‌ را به‌هنگام‌ تشخيص‌ دهند و اقدامات‌اصلاحي‌ را به‌عمل‌ آورند .

5 -  كنترل ‌، تلاش‌ منظمي‌ در جهت‌ رسيدن‌ به‌اهداف‌ استاندارد ، طراحي‌ سيستم‌ بازخورد اطلاعات ‌، مقايسه‌ي‌ اجزاي‌ واقعي‌ با استانداردهاي‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ وسرانجام ‌، تعيين‌ انحرافات‌ احتمالي‌ و سنجش‌ ارزش‌ آن ها بر روند اجرايي‌ است‌ كه‌حداكثر كارآيي‌ را در بر مي‌گيرد .    

6 - نظارت‌ و كنترل‌ به‌معني‌ بازديد و مراقبت‌ از طرز پيشرفت‌ اجراي‌ عمليات‌ درمقايسه‌ با وضع‌ مطلوب‌ و تغيير و تصحيح‌ عمليات‌ به‌منظور جلوگيري‌ از انحراف‌ ازتحقق‌ اهداف‌ سازمان‌ آموزشي‌ است‌ .

7 - كنترل‌ عبارت‌ است‌ از حصول‌ اطمينان‌ از اجراي‌ درست‌ برنامه‌ها . ( 5 )

8 فايول کنترل را در معناي روش يا وسيله اي به کار مي برد که صحت انجام امور را طبق طرح و نقشه مصوبه و تصميمات متخذه ، احکام صادره و اصول مستقر بررسي نمايد . فايول براي يک کنترل موثر در معناي فوق تحقق چهار شرط را لازم مي پندارد .

اول اين که کنترل با سرعت توام باشد ، دوم پي گيري گردد ، سوم اين که ضمانت اجرا داشته باشد و بالاخره چهارم اين که حاوي تدابير و مقرراتي باشد که از تکرار انحرافات جلوگيري نمايد . ( 6 )           

9 کنترل عبارت است از مطابقت مراحل مختلف عمليات با اهداف از پيش تعيين شده و حصول اطمينان از پيشرفت مطلوب امور        مي باشد . ( 7 ) 

10 -  کنترل فعاليتي است که ضمن آن عمليات پيش بيني شده با عمليات انجام شده مقايسه مي شوند و در صورت وجود اختلاف و انحراف بين آن چه بايد باشد و آن چه هست به رفع و اصلاح آن ها اقدام شود .

11 -  کنترل عبارت است از فعاليتي منظم که ضمن آن نتايج مورد انتظار در قالب استانداردهاي انجام عمليات معين مي شوند ، سيستم دريافت اطلاعات طراحي مي گردد ، عمليات پيش بيني شده و انجام شده با هم مقايسه مي گردند ، اختلافات و انحرافات مشاهده شده ارزيابي و ميزان اهميت آن ها مشخص مي شوند ، و سرانجام اصلاحات لازم براي تحقق هدف ها و ماموريت هاي سازمان انجام مي گيرند .  ( 8 ) 

12 کنترل فرآيندي است که مدير از طريق آن ، تطابق عمليات انجام شده را با فعاليت هاي برنامه ريزي شده مي سنجد . ( 9 )

13- كنترل به معناي حفظ و اصلاح موازيني كه مظهر عمليات مطلوب است به كار رفته است ، اين موازين ممكن است محسوس و يا نامحسوس ، مبهم يا مشخص باشد . ( 15 )

14- كنترل عبارت است از يك كوشش منظم در ايجاد ضوابط عملياتي بر اساس اهداف برنامه ، جهت طراحي يك سيستم باز اطلاعاتي به منظور مقايسه عمليات انجام يافته با استانداردهاي از پيش تعيين شده كه در صورت وجود انحراف ميزان آن مشخص شود و در نتيجه هر نوع اقدام انجام گيرد تا اطمينان حاصل گردد كه منابع به موثرترين شكل در نيل به اهداف سازمان به كار گرفته شده است .    ( 15 )

15- كنترل عبارت است از توجه به نتايج كار و پيگيري براي مقايسه فعاليت هاي انجام شده با برنامه ها و اعمال اصلاحات مقتضي در مواردي كه از انتظارات ، انحرافي صورت گرفته است . ( 15 )

16 - كنترل تلاشي است منظم جهت رسيدن به اهداف استاندارد ، طراحي سيستم بازخورد اطلاعات ، مقايسه اجزاي واقعي با استانداردهاي از پيش تعيين شده ، تعيين انحرافات احتمالي و سنجش ارزش آن ها بر روند اجرايي كه در بر گيرنده حداكثر كارايي است . (15 )

17 - وظيفه مديريتي نظارت عبارت از سنجش و اصلاح عملكرد براي بدست آوردن اين اطمينان است كه هدف هاي سازمان و طرح هاي اجرايي آن با كاميابي به انجام رسيده است . نظارت وظيفه هر مدير از رياست عالي مؤسسه تا سرپرست و مديران پايه است . ( 15 )

18- كنترل عبارت است از فعاليتي منظم كه ضمن آن نتايج مورد انتظار در قالب استانداردهاي انجام عمليات معين مي شوند ، سيستم دريافت اطلاعات طراحي مي گردد و عمليات پيش بيني شده و انجام شده با هم مقايسه مي گردند ؛ اختلاف و انحرافات مشاهده شده ارزيابي و ميزان اهميت آن مشخص مي شود و سرانجام اصلاحات لازم براي تحقق هدف ها و ماموريت هاي سازمان انجام  مي گيرد .       ( 15 )

19-  كنترل عبارت است از تصميم گيرها و برنامه ها از زمان اجراي آن ها و اقدامات لازم براي جلوگيري از انحرافات عمليات نسبت به هدف هاي برنامه و تصحيح انحرافات احتمالي به وجود آمده . ( 15 )

20 - كنترل حصول اطمينان از اين كه هدف ها و مقاصد سازمان همه روزه جامه ي عمل به خود . ( 12 )                                                                       21 - كنترل عبارت است از تعيين معيارهاي عملكرد براي افراد ، اندازه گيري عملكرد و مقايسه آن با معيارها ، و اقدام براي تصحيح نقاط ضعف و پرداختن به مسائل موجود .  ( 12 )

22- كنترل كردن وظيفه ي مديريتي ارزيابي كوشش كاركنان و انجام اقدامات اصلاحي براي حصول اطمينان بيش تر از دست يابي به  هدف هاي سازمان است . ( 12 )

23- عبارت است از ، مجموعه تلاشي منظم در جهت رسيدن به اهداف از پيش طراحي شده از طريق بازخور اطلاعات ، عمليات واقعي با استانداردهاي از پيش تعيين شده و سرانجام تعيين انحرافات احتمالي و سپس تصحيح آن ها در راستاي اهداف . ( 16 )

24- كنترل فرايندي است كه عملكرد جاري را به منظور حصول اطمينان از اين كه منجر به وصول هدف هاي از پيش تعيين شده       مي شود ،  اندازه گيري مي كند . ( 16 )

25- كنترل به معني بازگردانيدن سيستم به شكل درست و مطلوب آن از طريق كارهاي تصحيح كننده كه يك جريان عملياتي و اجرايي مي باشد . ( 16 ) 

26- كنترل تلاشي است منظم با توجه به هدف هاي از پيش تعيين شده ، استانداردهاي عملكرد را مشخص  مي كند ، عملكرد واقعي را با معيارهاي معين مقايسه مي كند ، انحرافات و درجه اهميت آن ها را تعيين كرده و اقدامات اصلاحي را در صورت لزوم معمول مي دارد .  ( 16 )

27- كنترل تلاش منظمي است در جهت رسيدن به اهداف استاندارد ، طراحي سيستم بازخورد اطلاعات ، مقايسه اجزاي واقعي با استانداردهاي از پيش تعيين شده و سرانجام تعيين انحرافات احتمالي و سنجش ارزش آن ها بر روند اجرايي كه در بر گيرنده حداكثر كارايي است . ( 13 )

28- كنترل يعني بررسي ميزان تحقق اهداف برنامه در اجرا و بررسي دلايل عدم تحقق اهداف و انحرافات از برنامه . كنترل شامل مراحل ذيل مي باشد : 1- برپايي استانداردها و حدود انتظارات 2- ارزيابي عملكرد جاري نسبت به استانداردها و يا حدود انتظارات و تعيين انحرافات 3- اصلاح انحرافات .  ( 14 )

29- كنترل عبارت است از مقايسه عمليات پيش بيني شده با عمليات انجام شده در سازمان كه در صورت وجود اختلاف ، نسبت به اصلاح آن ها اقدام مي شود . يا اين كه كنترل تلاش منظمي است كه همواره فعاليت هاي انجام شده در سازمان را با معيار يا استاندارد كار ( اهداف ) مي سنجد . پس از سنجش مي توان سه حالت را مشاهده كرد :

1 ) عمليات با اهداف و برنامه هاي پيش بيني شده برابر است كه نشانگر فعاليت مطلوب سازمان است .

2 )  عمليات انجام شده كمتر از فعاليت هايي است كه در اهداف و برنامه ها پيش بيني شده است كه در اين صورت لازم است انحرافات ارزش گذاري شده و نقاط ضعف عمليات معلوم و اصلاح شود .

3 )  عمليات انجام شده بيش از طرح و برنامه ها باشد كه در اين صورت لازم است پس از مطالعه عوامل توفيق ، نسبت به اصلاح      برنامه ها و طرح هاي پيش بيني شده اقدام كنيم . ( 14 )  

30 - کنترل را مي توان فرايند بازبيني فعاليت ها براي کسب اطمينان از انجام فعاليت ها بر طبق برنامه دانست ، اين فرايند شامل اصلاح کردن هر کاستي چشم گير و انحرافي نيز مي شود . ( 3 )   

31 - کنترل و نظارت عبارت است از فعاليتي که ضمن آن نتايج مورد انتظار در قالب استاندادهاي انجام عمليات معين مي شوند ، سيستم دريافت اطلاعات طراحي مي گردد ، عمليات پيش بيني شده و انجام شده با هم مقايسه مي گردند ، اختلافات و انحرافات مشاهده شده و ارزيابي و ميزان اهميت آن ها مشخص مي شوند ، و سرانجام اصلاحات لازم براي تحقق هدف ها و ماموريت هاي سازمان انجام مي گيرند . ( 3 )

32 - کنترل و نظارت عبارت است از : ارزیابی تصمیم گیری ها و برنامه ها از زمان اجرای آن ها و اقدامات لازم برای جلوگیری از انحراف عملیات نسبت به هدف های برنامه و تصحیح انحرافات احتمالی به وجود آمده  ( همان طور که در این تعریف ملاحظه می گردد ، ارزشیابی جزيی از نظارت و کنترل به حساب می آید . ) .  ( 2 )

33 -  فراگرد كنترل‌ ميزان‌ پيشرفت‌ در جهت‌هدف‌ها را اندازه‌گيري‌ مي‌كند و مديران‌ راقادر مي‌سازد كه‌ انحراف‌ از برنامه‌ رابه‌موقع‌ تشخيص‌ دهند و اقدامات‌ اصلاحي‌ ياتغييرات‌ لازم‌ را به‌عمل‌ آورند .

هم‌چنين‌ ايشان‌ فراگرد كنترل‌ را شامل‌چهار مرحله‌ مي‌داند:

1 )  تعيين‌ ملاك‌ها و روش‌هاي‌ سنجش‌ واندازه‌گيري‌ فعاليت‌ها

2 ) نظارت‌ عملكرد و فعاليت‌ها و سنجش‌ واندازه‌گيري‌ آن ها

3 ) مقايسه‌ي‌ نتايج‌ حاصله‌ از سنجش‌عملكردها با ملاك‌ها و هدف‌هاي‌ تعيين‌شده ‌.

4 ) اقدام‌ براي‌ تصحيح‌عملكردها ( 4 )

34 - كنترل مديريت حصول اطمينان از اثربخشي و كارايي استفاده از نيروي انساني است . ( 33 )

35- كنترل مديريتي فرآيندي است جهت حصول اطمينان از اينكه فعاليت هاي انجام شده با فعاليت هاي  برنامه ريزي شده مطابقت دارد . ( 34 )

36- كنترل مديريتي تلاشي منظم است براي تعيين استانداردهاي اجراي عمليات در جهت هدف هاي برنامه ريزي ، طراحي        سيستم هاي بازخورد اطلاعات ، مقايسه ي عمليات اجرا شده با استانداردهاي پيش بيني شده ، تعيين ميزان انحرافات و سنجش اهميت آن ها ، و اجراي هر اقدام ضروري براي اطمينان از اين كه با مؤثرترين ، و كارآمدترين شيوه از كليه ي منابع موجود براي تحقق        هدف هاي مشترك استفاده شده است . ( 34 )

37   كنترل : كنترل فعاليت ها و عملكردها به گونه اي كه در مسير استاندارد و تحقق هدف هاي سازمان باشد . ( 36 )

اموزش پرورش قارچ

کــــشت و پرورش قـــــارچ صدفــــــــی

 

پرورش قارچ صدفي : از آنجايي كه پرورش قارچها معمولا” در محيطي بسته انجام مي شود؛ لذا قارچهاي صدفي را مي توان در هر منطقه جغرافيايي و با هر نوع آب و هوايي كشت كرد.اين قارچــــها مي توانند اختـــلاف درجه حرارت 16 تا 30 درجه سانتيگراد را تحمل كنند.
در يك انبار با مساحت 80 متر مربع : در یک انبار ۸۰ متری بيش از يك تن قــارچ مي توان توليد كرد. زمان لازم براي اين كار حدود 2 ماه بوده و اولين برداشت پس از يك ماه بدست مي آيد. اين جزوه براي توليد قــارچ صدفي درسطحي پايين تراز اين ميزان نوشته شده بديهي است جهت توليد در مقياس بالا دانش فني بيشتري مورد نياز مي باشد؛ كه در كلاسهاي تئوري عملي ارائه خواهد شد .
فضاي مورد نياز : براي كشت قارچ صدفي مي توان از يك اتاق ؛ زيرزمين ؛ انبار متروكه ؛يا هرمكان خالي ديگر كه داراي سقف مناسب باشد استفاده نمود.اين مكان بايد توانايي نگهداري دماي اطاق راداشته باشد بطوريكه ؛ تاحد امكان از اختلاف شديد درجه حرارت جلوگيري كند .
محيط كشت قارچ صدفي : محيط كشت قارچ صدفي از كاه گندم ؛ کاه جو ؛ کاه برنج ؛ تراشه چوب صنوبر.... تهيه مي شود. در اين كشت از خاك و كود استفاده نمي شود بنابراين هيچگونه آلودگي زيست محيطي ندارد .
نحوه كشت قارچ صدفي : كاه وكلش خرد شده را يك شب در آب گذاشته تا كاملا”مرطوب ؛سپس مدت 2 تا 3 ساعت در آب جوش پاستوريزه مي شود .براي اين كارمي توان از يك بشكه خالي استفاده كرد .زمان پاستوريزه كردن از وقتي محاسبه ميشودكه آب به نقطه جوش رسيده باشد.جهت اطمينان خاطر بهتر است از دماسنج الكلي براي سنجش دماي آب جوش استفاده شود. سپس كــاه را آبكش كرده آنرا به حال خود رها مي كنند تا پس از چند ساعت خنك شود؛ بطوريكه بالمس كردن كاه با پشت دست ؛ هيچگونه گرمايي احساس نشود .
بذر زني : پس از اينكه كاه كاملا خنك شد با 3 تا 5 درصد اسپان( اسپان= بذر قارچ ) مايه زني مي شود به اين منظوربراي هر 10كيلوگرم كاه پاستوريزه شده مقدار400 تا 500 گرم بذرقارچ اضافه و مخلوط ميشود. مخلوط حاصل درون كيسه هايي به قطر 45 تا50 سانتيمتربا ارتفاع 80 تا 150سانتيمتر ريخته سپس سطح آن كمي فشرده شده تا رطوبت كاه حفظ گردد. پس از بستن سر كيسه آنرا به محيطي كه از قبل بعنوان سالن كشت در نظرگرفته شده انتقال داده واز سقف آويزان ميكنند. مي توان كيسه هاي كشت شده را روي زمين هم قرار داد.
كنترل دما و نور : از اولين روز كشت تا مدت 25 الي 30 روز دما روي 24 درجه سانتيگراد نگهداري شده ؛در صورت امكان محيط را تاريك مي كنند. نورخورشيد براي قارچ صدفي مناسب نيست.پس ازاينكه سطح كاه پوشيده ازتارهاي سفيد رنگ و ظريف قارچ صدفي شد. سوراخ هايی به فاصله 20 تا 25 سانتيمتر و به اندازه كف دست در اطراف كيسه كشت شده ايجاد و با آ بپاشي مداوم كف سالن رطوبت محيط را افزايش مي دهند . در اين زمان دما به 20 درجه سانتيگراد كاهش داده مي شود. وجود نور يك لامپ در اين زمان ضروري بوده و با عث افزايش محصول مي شود .قارچها پس از يك هفته ديگر آماده برداشت مي با شند .
آبياري : زماني كه كيسه ها پاره مي شوند ؛ چنانچه رطوبت محيط پايين پاشد ؛ سطح كاه خشك شده و بايستي با مقادير خيلي كم آب ؛ بصورت اسپري آبياري شوند . آبياري ممكن است روزي دو بار يا بيشتر انجام شو د. بايد توجه داشت كه آبياري 48 ساعت قبل از برداشت قارچها متوقف شود. پس از برداشت محصول ميتوان آبياري را ادامه داد.
ميزان توليد : ميزان توليد از هر كيسه طي 4 تا 5 چين يا بيشتر در حدود 2 تا 4 كيلوگرم قارچ تازه ميباشد .

اموزش پرورش قارچ صدفی

پرورش قارچ صدفی

روش پرورش قارچ صدفی :

 

برای پرورش قارچ صدفی از دستور زیر می توان استفاده کرد:

 

مرحله اسپان ران:

1)     طول دوره :  20 روز

2)     دما : 25 درجه سانتیگراد

3)     رطوبت : 75 درصد

4)     نور : ندارد

5)     تعداد تعویض هوا : 1 تا 2 بار در روز

مرحله زایشی:

1)     طول دوره : 40 روز

2)     دما : 20-17 درجه سانتیگراد

3)     رطوبت : در حد اشباء (مثلا 95 درصد )

4)     نور : در حد مطالعه

5)     تعداد تعویض هوا : 3 بار در هر ساعت

 

چند نکته:

 

1)     در روز پنجم سوراخهای ریزی در کف کیسه ها برای تنفس ایجاد می کنیم.

2)     کیسه ها در حدود 10 کیلویی باشند مناسب می باشد.

3)     در روز 14 برشهایی برای خارج شدن اندام زایشی در کیسه ایجاد می کنیم.

4)  برشها  بستگی به میزان رطوبت محیط دارد اگر می توان رطوبت را در حال اشباء نگه داشت می توان کل نایلون را برداشت و اگر نمی توان، باید به هر صورت که می خواهیم برش ایجاد کرد به شرطی که نایلون متلاشی نشود ( می توان بصورت: ضربدری، برشهای موازی، برشهایی به اندازه یک سکه و... باشد ).

5)     کیسه هارا می توان بصورت عمودی از سقف آویزان نمود ویا در قفسه های مطبق قرار داد.

6)      در طول زمانی که برشها را ایجاد نکرده ایم می توان حتی از فرمالین 3 درصد استفاده کرد.

7)     زمانی که 75 درصد کیسه سفید شد از تعویز هوا استفاده نمود.

8)     زمانی که کلاهک به 8 تا 10 سانتیمتر رسید باید چیده شود.

9)     برای چیدن کل کلنی را بسمت داخل فشرده سپس با پیچش به بیرون می کشیم.

10) باقیمانده ته قارچ را از کمپوست بیرون می کشیم.

11) بعد از درو باید کیسه ها را با شلنگ آبیاری نمود.

12) سه چین اقتصادی می توان برداشت نمود.

13) فاصله هر چین از چین بعدی 7 تا 10 روز می باشد.

 

روش ساخت کمپوست قارچ صدفی:

 

برای ساخت کمپوست می توان از کلش گندم که به اندازه 7-3 سانتیمتر خورد شده است استفاده نمود. کلشها را می توان به روشهای متفاوتی پاستوریزه نمود از جمله :

1)     جوشاندن

2)     مواد شیمیایی

3)     غرقاب کردن

4)     بخار آب

در اینجا بهترین راه که همان روش جوشاندن است را به اختصار توضیح می دهیم :

ابتدا کلشها را در گونی آردی (گونی 50 کیلویی ) می ریزیم سپس در دیگی که برای جوشاندن تهیه نمودیم می چینیم سپس روی آن را تا لب گونیها آب می ریزیم و از زمانی که به جوش آمد به مدت 2 ساعت بجوشد سپس آب آن را تخلیه کرده و در محلی در حد استریل به مدت 2 روز می گذاریم بماند تا آب اضافی آن تبخیر شود و بعد از آن بذر زنی می کنیم.

 

نکات مهم:

1)     کلشها نباید زیاد بجوشد زیرا باعث ایجاد کپک سیاه می شود.

2)     باید آب اضافی کلشها تبخیر شود در غیر این صورت باعث ترشیدگی می شود.

3)  کلشها باید تا اندازه 7-3 سانتیمتر خرد شوند در غیر این صورت میسیلیومهای اولیه برای رسیدن به همدیگر باید انرژی زیادی صرف کنند. 

 

روش بذر زنی :

 

به هر روشی که مقدار خاصی بذر با مقدار خاصی کمپوست مخلوط شود را بذر زنی گویند.

برای قارچ دکمه ای 1.5 تا 5 درصد وزنی کمپوست مصرف می شود.

 

روشهای زیر برای بذر زنی وجود دارد:

1)  روش ناحیه ای : در این روش کیسه پس از پر شدن از کمپوست سوراخهایی در فواصل معین ایجاد کرده و یک قاشق از بذر را در آن می ریزند وسپس کمی کمپوست بر روی آن می ریزند.

2)     روش مخلوط : کمپوست و بذر را با هم مخلوط کرده و سپس در کیسه می ریزیم.

3)  روش لایه ای : ابتدا کمی کمپوست در زیر می ریزند سپس کمی بذر می زنیم و بعد دوباره کمپوست و روی آن بذر می ریزیم این کار را تا انتها انجام می دهیم.در اینجا باید متذکر شد که مقدار بذر در هر لایه برابر باشد.

 

اما بصورت کلی ابتدا مخلوط می زنند سپس یک لایه بذر روی کمپوست می ریزند و بعد روی آن یک لایه نازک کمپوست می ریزند

 

روش ضدعفونی سالن پرورش قارچ:

 

برای ضدعفونی سالن می توان از فرمالین ( فرم آلدئید ) استفاده نمود به این صورت که :

 

به ازای هر 3 متر مکعب از فضای سالن : 60 سی سی از فرمالین 15 درصد را داخل سالن می ریزیم و بعد از گذشت 48 ساعت تمام هوای داخل را خارج می کنیم.

 

شرایط اثر فرمالین:

1)     دما بالای 35 درجه سانتیگراد

2)     رطوبت به حداقل ممکنه

3)     تا 48 ساعت هوا خارج نشود

بطور کلی هوای گرم و خشک نیاز دارد.

روش شناسایی قارچ سمی از خوراکی :

 

برای شناسایی قارچهای سمی از خوراکی فقط یک راه دقیق و مطمئن وجود دارد و آن هم آزمایشگاه است و فقط شناسایی جنس و گونه کافی نیست زیرا در بین قارچهای خوراکی، قارچ سمی و در بین قارچهای سمی، قارچهای خوراکی وجود دارد.

اما به صورت صحرایی روشهایی وجود دارد اما دقیق نیستندکه عبارتند از:

1)     اگر در یک آب جوش جوشانده شود بخارات حاصل از قارچ سمی، قاشق نقره ای را سیاه می کند.

2)     اگر قارچ سمی را در شیر خوراکی بیاندازیم شیر را می برد.

3)     قارچهایی که پایه آن در کیسه ای قرار دارد سمی است.

4)  نوعی قارچ که کلاهک آن قرمز با دانه های سیاه می باشد قارچی است بسیار سمی که قدرت آن را دانشمندان در جزء قویترین سموم قرار داده اند.

 

 

اموزش پرورش قارچ

آشنایی با تولید کمپوست

نوشته شده توسط مدیر (علی افشاری) در . نوشته شده در آشنایی با پرورش قارچ

همانطور که در مطالب قبلی گفته شد تولید کمپوست مرغوب احتیاج به تجهیزات و تجربه و سرمایه گذاری زیادی دارد ولی در این مطلب تنها کلیتی در مورد مراحل و مواد تولیدی کمپوست خواهیم گفت و مسلما با این مقدار مطلب نمی توان اقدام به تولید کمپوست کرد و این مطلب صرفا جهت آشنایی شما با تولید کمپوست است. مواد اصلی تشکیل دهنده کمپوست : 1- کلش گندم    2- آب     3- کود مرغی     4- سنگ گچ     5- افزودنی ها و مکمل ها مانند سبوس گندم درکل هدف از مراحل ساخت کمپوست دو چیز است: 1- تخمیر و تجزیه مواد اولیه و تبدیلشان به موادی که برای قارچ قابل جذب باشند. 2- به دست آوردن محیطی با خواص فیزیکی و شیمیایی از جمله اسیدیته خاص یه شکلی که برای رشد قارچ آن هم فقط نژاد مورد نظر مناسب بوده و برای قارچهای نژاد دیگر مانند کپکها و دیگر موجودات و باکتریها تا حد امکان نامناسب باشد که به این کار انتخابی کردن کمپوست ویا selective کردن آن می گویند.   مراحل تولید کمپوست

مرحله اول (فاز اول) : در ابتدا کلشها را خرد کرده و خیس می کنند و با کود مرغی مخلوط می کنند. سپس این مخلوط را به صورت تپه هایی در می آورند تا عملیات تخمیر و تجزیه شان شروع شود. در روز سوم این تپه ها را زیر و رو می کنند تا تجزیه به صورت یکدست در همه جای کمپوست انجام گیرد. این زیر و رو کردن را در روز ششم و نهم نیز تکرار می کنند و در نهایت در روز دهم سنگ گچ را که کنترل کننده PH و یا اسیدیته است را به آن اضافه می کنند.

/**/ مرحله دوم (فاز دوم) : این مرحله، مرحله پاستوریزه کردن و آمونیاک گیری است. کمپوستهای تخمیر شده را درون سالنهای پاستوریزه و یا اصطلاحا تونل پاستوریزه می ریزند و دمای آن را برروی 54 درجه تنظیم می کنند. کمپوست به مدت 10 روز در تونل باقی می ماند که این کار هم باعث پاستوریزه شدن کمپوست می شود و هم آمونیاک اضافی موجود در کمپوست را که برای رشد قارچ مضر است از آن جدا می کند. بعد از تونل پاستوریزه کمپوست بذرزنی می شود و سپس توسط دستگاه پرس شده و بسته بندی یا بلوک زنی می شود.   همانطور که گفته شد این مراحل تولید کمپوست به صورت کاملا مختصر بود در صورتی که تولید کمپوست کاری بسیار تخصصی تر از تولید قارچ است و ما در این سایت فعلا قصد وارد شدن به این موضوع را نداریم و برای تولیدکننده قارچ هم دانستن چنین مطالبی ضرورتی ندارد و اگر درجایی به آن نیاز باشد حتما به آن خواهیم پرداخت.

اموزش پرورش قارچ

آشنای با بذر قارچ

نوشته شده توسط مدیر (علی افشاری) در . نوشته شده در آشنایی با پرورش قارچ

بذر قارچ با بذر بقیه گیاهان متفاوت است و در واقع چیزی که به آن بذر قارچ گفته می شود دانه های گندم پخته شده هستند که هاگ ها و یا اسپورهای (ُُSpore) قارچ روی آنها کشت داده شده اند. قارچ وقتی به بلوغ می رسد پره های پشت کلاهکش باز می شود و از بین پره ها گردی در هوا پخش می شود که این گرد هما هاگ ها یا اسپورهایی هستند که با چشم عادی قابل دیدن نیستند. این اسپورها برای زنده ماندن احتیاج به تغذیه دارند به همین دلیل گندمها را می پزند که نرم شوند تا اسپور قارچ بتواند از آنها استفاده بکند. فایده دیگری هم که پختن گندم دارد این است که به اصطلاح گندم عقیم شده و دیگر جوانه نمی زند و به این صورت تمام مواد غذایی آن برای اسپورها باقی می ماند و صرف رشد جوانه گندم نمی شود. /**/ تولید بذر قارچ کار بسیار حساسی است و در تولید قارچ نقش بسیار مهمی دارد به همین دلیل این کار باید در آزمایشگاههایی با استانداردهای مخصوص این کار که هم از لحاظ تجهیزاتی و هم از لحاظ بهداشتی است انجام شود زیرا در این مرحله اسپورها بسیار حساس بوده و در صورت مخلوط شدن آلودگی با آنها بذرهای ناخالصی تولید خواهد شد که این بذرهای آلوده باعث می شود که آلودگی ها به صورت گسترده در کمپوست رشد کرده و آن را مصرف کنند. کار تولید بذر اکثرا توسط خود تولید کنندگان کمپوست انجام می شود و با کمپوست به میزان لازم مخلوط می گردد. اضافه کردن کمتر یا بیشتر از حد لازم بذر با کمپوست نیز باعث مشکلاتی می شود که در مباحث بعدی به آن می پردازیم. در نهایت تولیدکننده قارچی که کمپوست را آماده می خرد نیاز چندانی به دانستن اطلاعات در مورد تولید بذر ندارد و در همین حد برای او کافی است. /**/

اموزش پرورش قارچ

آشنایی با مراحل پرورش قارچ

نوشته شده توسط مدیر (علی افشاری) در . نوشته شده در آشنایی با پرورش قارچ

در این مطلب به کلیتی از مراحل کشت قارچ می پردازیم :  
جدول مراحل روزانه کشت قارچ
 نام مرحلهروز دمای داخل کمپوست رطوبت سالن
  1- ضدعفونی کردن سالن1 تا 3 30*  —
  2- ورود کمپوست به سالن و چیدن آن در قفسه ها4 25  —
  3- صاف کردن سطح بلوکهای کمپوست بدون بریدن کیسه 5  25 —
  4- میسلیوم رانی (پنجه دوانی)5 تا 14 25
  5- بریدن کیسه های روی بلوکها و تخته کوبی (تخت کوبی) 1425 90%
  6- خاکدهی و آبیاری خاک15 25 90%
  7- انداختن روزنامه روی بستر و مرطوب نگه داشتن آنها15 تا 2725 90%
  8- رافلینگ (پنجه کشی) 2225 90%
  9- برداشتن روزنامه ها و شوکدهی  روز اول28 20 95%
  10- شوکدهی   روز دوم29 16 95%
  11- شوکدهی  روز سوم30 18 90%
  12- فلش یک (اولین محصول دهی)37 تا  4118 90%
  13- فلش دو (دومین محصول دهی)  47 تا 5018 85%
  14- فلش سه (سومین محصول دهی) 57 تا 5918  85%
  15- تخلیه کمپوست و نظافت  60
  *دمای سالن        — بدون اهمیت
  در مطالب بخش کشت به هرکدام از مراحل کشت به طور مجزا خواهیم پرداخت ولی اکنون توضیح مختصری در مورد مواردی که شاید کمی نامفهوم باشند ارائه میکنیم. مرحله 4 : میسلیوم به تارهای نازک سفیدی گفته می شود که از بذر قارچ رشد میکند ودر تمامی کمپوست حرکت کرده و آن را بعد از مدتی یکدست سفید می کند. مرحله 5 : تخته کولی یا تخت کوبی که در آن کیسه های روی کمپوست ها را می بریم و سطح روی بلوکهای کمپوست را می کنیم و با یک تخته یا ماله بنایی دوباره آنها را صاف می کنیم. چون سطح کممپوست در جا به جایی ها ناهموار می شود باید این کار را انجام داد تا برای مرحله خاکدهی سطحی هموار داشته باشیم. مرحله 6 : بعد از اینکه کمپوست کامل با میسلیوم سفید شد روی آن را با لایه ای از خاک مخصوص به نام پیت به ضخامت 4 سانتیمتر می پوشانیم که قارچ درون این لایه خاک رشد می کند. مرحله 8 : رافلینگ در واقع همان عمل پنجه کشی یا شخم زدن خاک است به صورتی که میسلیوم هایی که در خاک رشد کرده اند به هم بخورند تا در آینده قارچها یکنواخت برروی بستر رشد کنند. مرحله 9 و 10 و 11 : شوکدهی به مراحلی گفته می شود که باعث می شوند رشد میسلیوم متوقف شود و میسلیوم ها یکپارچه شده و شروع به تولید اندام باردهی که همان قارچ دکمه ای است، کنند. مرحله 12 و 13 و 14 : رویش و چیدن قارچ بعد از شوکدهی هر روزه و یکنواخت نیست بلکه در روزهایی قارچ قابل برداشت بسیار زیاد، در روزهایی کم ور در روزهایی هم اصلا قارچی برای چیدن موجود نیست. به روزهایی که قارچ قابل برداشت زیادی وجود دارد فلش می گویند.

اموزش پرورش قارچ

آشنایی با مراحل پرورش قارچ

نوشته شده توسط مدیر (علی افشاری) در . نوشته شده در آشنایی با پرورش قارچ

در این مطلب به کلیتی از مراحل کشت قارچ می پردازیم :  
جدول مراحل روزانه کشت قارچ
 نام مرحلهروز دمای داخل کمپوست رطوبت سالن
  1- ضدعفونی کردن سالن1 تا 3 30*  —
  2- ورود کمپوست به سالن و چیدن آن در قفسه ها4 25  —
  3- صاف کردن سطح بلوکهای کمپوست بدون بریدن کیسه 5  25 —
  4- میسلیوم رانی (پنجه دوانی)5 تا 14 25
  5- بریدن کیسه های روی بلوکها و تخته کوبی (تخت کوبی) 1425 90%
  6- خاکدهی و آبیاری خاک15 25 90%
  7- انداختن روزنامه روی بستر و مرطوب نگه داشتن آنها15 تا 2725 90%
  8- رافلینگ (پنجه کشی) 2225 90%
  9- برداشتن روزنامه ها و شوکدهی  روز اول28 20 95%
  10- شوکدهی   روز دوم29 16 95%
  11- شوکدهی  روز سوم30 18 90%
  12- فلش یک (اولین محصول دهی)37 تا  4118 90%
  13- فلش دو (دومین محصول دهی)  47 تا 5018 85%
  14- فلش سه (سومین محصول دهی) 57 تا 5918  85%
  15- تخلیه کمپوست و نظافت  60
  *دمای سالن        — بدون اهمیت
  در مطالب بخش کشت به هرکدام از مراحل کشت به طور مجزا خواهیم پرداخت ولی اکنون توضیح مختصری در مورد مواردی که شاید کمی نامفهوم باشند ارائه میکنیم. مرحله 4 : میسلیوم به تارهای نازک سفیدی گفته می شود که از بذر قارچ رشد میکند ودر تمامی کمپوست حرکت کرده و آن را بعد از مدتی یکدست سفید می کند. مرحله 5 : تخته کولی یا تخت کوبی که در آن کیسه های روی کمپوست ها را می بریم و سطح روی بلوکهای کمپوست را می کنیم و با یک تخته یا ماله بنایی دوباره آنها را صاف می کنیم. چون سطح کممپوست در جا به جایی ها ناهموار می شود باید این کار را انجام داد تا برای مرحله خاکدهی سطحی هموار داشته باشیم. مرحله 6 : بعد از اینکه کمپوست کامل با میسلیوم سفید شد روی آن را با لایه ای از خاک مخصوص به نام پیت به ضخامت 4 سانتیمتر می پوشانیم که قارچ درون این لایه خاک رشد می کند. مرحله 8 : رافلینگ در واقع همان عمل پنجه کشی یا شخم زدن خاک است به صورتی که میسلیوم هایی که در خاک رشد کرده اند به هم بخورند تا در آینده قارچها یکنواخت برروی بستر رشد کنند. مرحله 9 و 10 و 11 : شوکدهی به مراحلی گفته می شود که باعث می شوند رشد میسلیوم متوقف شود و میسلیوم ها یکپارچه شده و شروع به تولید اندام باردهی که همان قارچ دکمه ای است، کنند. مرحله 12 و 13 و 14 : رویش و چیدن قارچ بعد از شوکدهی هر روزه و یکنواخت نیست بلکه در روزهایی قارچ قابل برداشت بسیار زیاد، در روزهایی کم ور در روزهایی هم اصلا قارچی برای چیدن موجود نیست. به روزهایی که قارچ قابل برداشت زیادی وجود دارد فلش می گویند.

تکنیک 478

این تکنیک که توسط دکتر ویل از دانش‌آموختگان دانشگاه هاروارد ابداع شده است، یک تکنیک تنفسی ضد اضطراب است؛ به این معنی که شما یاد می‌گیرید در مواقعی که تنش ندارید با تمرین مکرر آن، خود را برای کاهش اضطراب و پرخاشگری در مواقعی که تنش دارید آماده کنید.

روش اجرا بسیار ساده است. باید بر روی یک تخت یا مبل راحتی دراز بکشید. ابتدا به مدت 4 ثانیه نفس را فرو دهید و سپس به مدت 7 ثانیه نگه دارید و درنهایت به مدت 8 ثانیه اجازه دهید هوا از ریه‌های‌تان خارج شود و این مراحل را چندین بار تکرار کنید.

این تمرین، به‌مرور تنش‌های عضلانی و اضطراب شما را برطرف می‌کند و سبب می‌شود در تنش‌ها کنترل بیش‌تری بر رفتار خود داشته باشید و کم‌تر عصبی شوید. هم‌چنین سبب محافظت از حملات قلبی در شما می‌شود.

اگر تنبلی نکنید و هر روز این تمرین را انجام دهید، تأثیرات معجزه‌آسای آن را خواهید دید.

خلاقیت

آیا دوست دارید یک خلاق تمام و کمال باشید؟ یعنی نه تنها ایده های چالش برانگیزی داشته باشید بلکه واقعاً چیزهای قابل توجه ای خلق کنید و به باربیاورید؟ برای اینکه فرآیند خلاقیت موثر باشد، باید چهار نقش مجزا را اجرا کرد. در هر کدام از این نقشها، لازم است که شما نقش متفاوتی را با طرز فکر و مهارتهای متفاوت، بازی کنید. این نقشها عبارتند از: جستجوگر، هنرمند، قاضی، جنگجو.

 


یادبگیرید که هر کدام از این نقشها چگونه به شما کمک می کند تا خلاقیت خود را رها سازید و چگونه باید در هر کدام از مهارتهای مورد نیاز این نقشها، ماهر شوید.

یک. جستجوگر
ایده ها خود بخود از آسمان فرو نمی ریزند. برای ایده سازی، اول باید مواد خام را جمع کنید، یعنی واقعیتها، مفاهیم، تجارب، دانش و احساسات. اینها همان چیزی هستند که ایده ها از آنها ساخته می شود. برای دست یابی به این مواد خام، نیاز به نگرش مداومِ کنجکاوانه و جستجوگرایانه دارید.

جستجوگر همیشه در جستجوی چیزهای جدید است. او بی وقفه کنجکاوی می کند و هرگز خود را محدود به میدان بخصوصی از تجربه یا دانش نمی کند. ایده داشتن، یعنی اتصال دادن نقاط. از آغاز و در درجه نخست، لازم است که نقاط زیادی برای متصل کردن داشته باشید؛ در واقع، برای تشکیل ایده های جدید، نیاز به سوخت دارید.

چگونه رل جستجوگر را پرورش دهیم؟
کنجکاو و گوش به زنگ باشید. در زمینه های مختلف، سرک بکشید. مانند یک کودک باشید؛ به جهان توجه کنید و پذیرای آن باشید. لذت و خوشی را در کشف کردن بازیابید.

تا جایی که می توانید به دنبال ورودی ها بگردید. خود را به آنچه که آزمایش شده و باید درست باشد محدود نکنید. کتابهای مختلفی را بخوانید که دوست دارید و فیلمهایی را که دوست دارید ببینید. همچنین، رفتن دنبال اطلاعاتی را که "هرگز از آنها استفاده نمی شود" بی فایده ندانید. زمینه های بسیار مختلفی را از دانش، جستجو کنید.

با طیف های گوناگون مردم، صحبت کنید. سعی کنید با چشم اندازهای متفاوتی آشنا شوید. با غریبه ها صحبت کنید. خود را به پیشنهادهای متخصصانه، محدود نکنید.

دو. هنرمند
هنرمند، ایده دارد. او مواد خام را از جستجوگر می گیرد و به بدیع ترین روش، ترکیب می کند.

وقتی مردم می گویند که کسی "خلاق" است، معمولاً اشاره آنها به هنرمند است. هنرمند معمولاً ایده ها را با امتحان کردن چیزهای جدید، بدست می آورد. او با مرتب کردن مجدد چیزها، برعکس کردن و برانگیختن آنها، تخیلش را به کار می گیرد. رویکردهای مختلف را دنبال می کند و به ارتباطات غیرمنتظره، دست می یابد. هنرمند، بازیگوش است؛ توجهی نمی کند که مردم درباره اش چه می اندیشند.

چگونه رل هنرمند را پرورش دهیم؟
ایده های خود را قدرتمندانه به رخ بکشید. به محض اینکه ایده جدیدی به ذهنتان رسید، آن را بر کاغذ بنویسید؛ این کار، مغز شما را تحریک می کند که ایده های بیشتر و بیشتر تولید کند. همچنین، از ابزار تولید ایده استفاده کنید، بطور مثال لیستهای صدتایی، روش سهمیه ایده (Idea Quota) و روش اسکمپر(SCAMPER).

بازی کنید! همه ما بخوبی می دانیم که موثرترین راه برای تولید ایده، خوش گذراندن است. همیشه مسئله ها را، جدی نگیرید. خودتان را سرگرم کنید و مغزتان را تازه و آماده نگه دارید.

از تخیل خود استفاده کنید. فکر عملی بودن را کنار بگذارید و از اینکه به تخیلتان اجازه دهید که وحشیانه حرکت کند و احتمالات جدید را به تصور بکشد، نترسید. جرأت پرسیدن "چه می شد اگر" را داشته باشید و شاهد آشکار شدن واقعیتی جدید شوید.

سه. قاضی
قضاوت، تماماً در مورد "واقعی کردن" است. کار قاضی، تحلیل ایده های مخاطره آمیز هنرمند و ارزیابی این است که آیا این ایده ها، در جهان واقعی، عملی است یا نه.

قاضی، فرضیات را مورد سوال قرار می دهد؛ او مقایسه و تحلیل می کند. او بررسی می کند که چقدر ایده ها عملی است. فرقی ندارد که هنرمند چقدر ایده خود را دوست داشته باشد، چون به هر حال قاضی، به دنبال استدلالهای مخالف است و شواهد را بررسی می کند و تصمیمات دشوار، می گیرد. قاضی، با ترکیب آمیختن حس جرأت خود و ابزار تحلیلی اش، فقط اجازه ایده های عملی را می دهد.

قاضی، معمولاً نقش بدنامی است، چون مردم این نقش را خیلی زود فرا می خوانند؛ کشتن یک ایده، قبل از اینکه هنرمند بتواند با آن بازی کند، تأسف آور است اما بعضی اوقات، لازم است که این ایده، بعداً کشته شود.

چگونه رل قاضی را پرورش دهیم؟
تفکر انتقادی را پرورش دهید. فرضیات خود را، با آزمایش آنها و تحلیل و بیرون کشیدن نتایج، بررسی کنید. در تصمیم گیری، ماهر شوید.

از تله های فکری، آگاه باشید. ذهن، ما را فریب می دهد. همیشه هوشیار باشید و مراقب تعصبات، باشید. در واقع، بیش از اینکه بتوانید تصور کنید، ممکن است تفکر شما، راه اشتباهی را برود.

واقعی باشید. آیا این ایده، شما را به چیزی که می خواهید می رساند؟ آیا منابع لازم را برای به وقوع رساندن آن، دارید؟ آیا مایلید که برای وقوع آن، تلاش کنید؟ عملگرا و عینی گرا باشید.

چهار. جنگجو
به محض اینکه ایده شما آماده اجرا شود در می یابید که جهان بر این برپا نشده است که با هر ایده جدیدی که ظهور می کند، موافقت داشته باشد. ممکن است دشمنان، خارجی باشند. رقابت، وحشیانه است و ممکن است که مردم به راحتی ایده های زیبای شما را نخواهند. آنچه که سخت تر است، این است که به اندازه کافی، در درون خود، دشمن دارید؛ دشمنانی مثل مقاومت فکری، بهانه ها و ترس از شکست.

کار جنگجو این است که ایده را به بار بنشاند. برای این منظور، نه تنها نیاز به یک استراتژی و برنامه برای عملکرد خود دارید، بلکه باید ساعتها وقت بگذارید و مبارزه روزانه خود را انجام دهید.

این به معنی مولد و موثر، باقی ماندن و پرورش حالت ارتجاعی و فنری شما و شجاعت، برای غلبه بر موانع است، در حین اینکه قادر هستید که ایده های خود را به کرسی بنشانید و هر کاری را که لازم است، برای عملی کردن آن انجام دهید.

چگونه رل جنگجو را پرورش دهیم؟
بر مقاومت غلبه کنید. وقتی چیز جدیدی را خلق می کنید، ناگزیر، مقاومت به درون شما می خزد. لازم است که راه هایی را برای جلوگیری از به تعویق انداختن و مولد و موثر باقی ماندن، پیدا کنید.

شجاع باشید. برای تحقق ایده ها، لازم است از خودتردیدی ها بیرون بروید و بر ترس از شکست، غلبه کنید.

ایده هایتان را تبلیغ کنید و به کرسی بنشانید. آیا فقط شما هستید که فکر می کنید، ایده تان عالی است؟ آیا می توانید دیگران را متقاعد کنید که ارزش ایده شما را بفهمند؟ اگر نتوانید ایده هایتان را به کرسی بنشانید، خیلی فراتر نخواهند رفت.

آگاهی و زمان بندی نیز، بسیار حیاتی است.

در واقع، همه ما می دانیم که مسیر خلاقیت متوالی نیست؛ یعنی به صورت جستجوگر به هنرمند، هنرمند به قاضی و قاضی به جنگجو نیست. معمولاً چندین بازگشت به جلو و یا عقب بین نقشها وجود دارد، مثلاً ممکن است که قاضی، ایده ای را برای توسعه بیشتر به هنرمند بازگرداند، یا هنرمند، برای یک ایده معین، اطلاعات بیشتری از جستجوگر بخواهد.

این پروسه خوبی است. مسئله اصلی آگاه بودن از هر نقشی هست که در هر نقطه از زمان بازی می کنید. ما معمولاً در رل جستجوگر زیاد می مانیم. یا با آنکه هنرمند هنوز بر جادوی ایده خود کار میکند، نقش قاضی را فراخوانی می کنیم. به طرق مختلف ممکن است که زیادی برای نقشی وقت بگذاریم و یا زمان خیلی کمی به آنها اختصاص دهیم یا باعث شویم که آنها به طور غیرموثری با هم تداخل داشته باشد.

درسی که باید بگیرید، این است: اطمینان حاصل کنید که نه تنها باید مجموعه مهارتهای هر نقش را پرورش دهید، بلکه هر نقش را در زمان مناسب، بازی کنید. آگاه باشید که چه فازی از پروسه خلاقیت را طی می کنید و سعی در تکمیل چه چیزی دارید. همه نقشها، اهمیتی برابر دارند. مطممئن شوید که همه آنها با هم نقش خود را خوب بازی می کنند.

بیشتر دوست دارید بدانید؟ برای شما پیشنهادی دارم:

مفاهیم فوق، مفاهیم جدیدی نیستند. ایده چهار رل خلاقیت، از کار کلاسیک وان آوِچ (Von Oech) با عنوان "ضربه ای به سوی سر" و همچنین، "بسته ضربه خلاق"، گرفته شده است ( این بسته شامل دسته کارتهایی برای هر کدام از چهار نقش است؛ خیلی جالب است، حتماً نگاهی به آن بیاندازید.)

سالهاست که این کتاب را دارم، اما به تازگی، از اصول آن استفاده کرده ام و از مراحل پروسه خلاقیت، آگاه شده ام. افسانه ای است که می گوید خلاقیت باید وحشیانه و برنامه ریزی نشده باشد، اما به این طریق نمی توان خلاق بودن را پرورش داد. من هر روز بیشتر متقاعد می شوم که این درست نیست و هرچه بیشتر جستجو می کنم، این موضوع را بیشتر توضیح خواهم داد. در ضمن، "ضربه ای به سوی سر" و "بسته ضربه خلاق"، دو منبع واقعاً عالی هستند که آن را به افرادی که علاقه مند هستند بیش از این خلاق باشند، پیشنهاد می کنم.

اصول 40 گانه تریز

اصول چهل گانه تریز

تریزتریز روشی نظام یافته برای پرورش خلاقیت است. این روش توسط آلتشولر که در اداره ثبت اختراعات روسیه کار می کرد، از مطالعه بیش از بیست هزار اختراع و دسته بندی نکات مشترک آنها به دست آمده است. با چک کردن اصول زیر در حل هر مسأله ای، تا حدودی اطمینان حاصل می شود که تمام نکاتی که ممکن است باعث ایجاد خلاقیت در حل مسأله شوند، مورد بررسی قرار گرفته اند. توجه به هر یک از این اصول می تواند جنبه هایی از خلاقیت را در حل مسأله بگنجاند:

اصل 1 - جداسازی
الف) جسم را به اجزای جدا از هم تقسیم کنید.
ب) جسم را به صورت قطعه قطعه در آورید.
ج) میزان قطعه قطعه بودن جسم را افزایش دهید.
مثال: تقسیم شدن تسمه نقاله به نوارهای باریک، باعث کارایی بیشتر آن شده است.
 
اصل 2- استخراج
الف) مشخصه یا قطعه ای مزاحم جسم را از آن جدا کرده یا حذف کنید.
ب) تنها مشخصه یا قطعه لازم را برگزیند.
مثال: استفاده از نوار آموزشی یک سمینار به جای رفتن به خود سمینار برای صرفه جویی در هزینه های آموزش (جدا کردن قسمت مفید که همان مطالب ارائه شده در نوار آموزشی است که تنها مشخصه لازم است.)
مثال: استفاده از مترسک به جای آدم برای فراری دادن پرندگان از مزارع (گزینش فرم بدن از سایر مشخصات انسان).

اصل 3- کیفیت موضعی
الف) از ساختار همگن یک جسم یا محیط خارجی (عملکرد بیرونی)، به سوی ساختار ناهمگن گذر کنید.
ب) اجرای مختلف جسم را به انجام کارکردهای مختلف وا دارید.
ج) هر قسمت از جسم را، در شرایطی که عملکرد آن مطلوب تر است قرار دهید.
مثال: مداد پاک کن: یک طرف آن برای نوشتن و یک طرف دیگر برای پاک کردن لذا هر طرف آن از کیفیت موضعی مختلفی برخوردار ست.
مثال: چکش دوسر که از یک طرف آن برای کوباندن میخ و از طرف دیگر آن برای کشیدن میخ استفاده می شود.

اصل 4 - عدم تقارن
الف) فرم تقارن یک جسم را با فرم نامتقارن آن جایگزین کنید.
ب) در صورتی که جسم موجود نامتقارن است میزان عدم تقارن آن را افزایش دهید.
مثال: کلیدها معمولا غیر متقارن و غیر شبیه بهم هستند.
مثال: پلاک سه شاخه ای برق برای رعایت سیم فاز و نول به صورت غیر متقارن است تا فقط از یک طریق در پریز مربوطه وارد شود.
مثال: عینک هم از نظر افقی غیر متقارن هست و هم از نظر نوع عدسی متناسب با هر چشم و احتمالاْ با کانون های نوری متفاوت است.

اصل 5 - ترکیب کردن (ادغام کردن)
الف) اجسام مشابه یا اجسامی را که برای انجام عملکردهای پیاپی در نظر گرفته شده اند به صورت مکانی با یکدیگر ترکیب کنید.
ب) عملکردهای مشابه یا پیاپی را به صورت زمانی با یکدیگر ترکیب کنید.
مثال: ترکیب آب گرم و سرد توسط شیرهای ترکیبی.
مثال: استفاده از کاتریج رنگی در پرینتر برای ترکیب رنگ ها.

اصل 6 - جامعیت
به منظور رفع نیاز به چند جسم، یک جسم می تواند عملکرد های چند گانه ای ارائه دهد.
مثال: چاقوی ارتشی سویسی (چند کاره)
مثال: آچار فرانسه که با تغیر اندازه آن می توان برای باز و بسته کردن پیچ های مختلف از آن استفاده کرد.

اصل 7 - تو در تو بودن
الف) جسمی را داخل جسم دوم و جسم دوم را نیز داخل جسم سوم قرار دهید.
ب) جسمی از داخل حفره ای در جسم دیگر بگذرانید.
مثال: آنتن های تلسکوپی و تو درتو
مثال: متر اندازه گیری فنری
مثال: عروسک های روسی تو درتو
مثال: میز و صندلی های در هم رو
مثال: ظروف و وسایل آشپزخانه تو درتو
 
اصل 8 - عامل تعادل و توازن
الف) وزن جسم را به وسیله اتصال دادن آن با جسم دیگری که دارای نیروی بالا برنده است، جبران کنید.
ب) وزن جسم را به وسیله نیروهای آیرودینامیکی یا هیدرودینامیکی جبران کنید.
مثال: کیسه هوا (آبدان) ماهی برای حفظ تعادل آن در آب
مثال: بال عقب ماشین های مسابقه ای برای حفظ تعادن آنها در سرعت های بالا
 
اصل 9 - مقابله پیشاپیش
الف) در صورتی که لازم است عملکردی انجام شود، مقابله پیشاپیش نسبت به آن را مد نظر داشته باشید.
ب) در صورتی که لازم است جسمی تحت کشش باشد، کشش متضاد آن را پیشاپیش مد نظر داشته باشید.
مثال: لباس قلعی ضد اشعه X
 
اصل 10 - کنش پیشاپیش
الف) کنش مورد نیاز را به صورت کلی و جزئی، پیشاپیش انجام دهید.
ب) به اجسام طوری نظم بدهید که بدون اتلاف وقت در زمانی که منتظر کنش هستند، وارد عمل شوند. (در مناسب ترین وضعیت)
مثال: دیوارهای پیش ساخته
مثال: مرغ پرکنده و از قبل آماده شده
 
اصل 11- حفاظت پیشاپیش
قابلیت اطمینان نسبتا پایین یک جسم را با یک حرکت خنثی کننده، پیشاپیش جبران کنید.
 
اصل 12 - هم پتانسیلی
شرایط کار را طوری تغییر دهید که لازم نباشد جسمی بالا رفته یا پایین بیاید.
مثال: استفاده از قفل کانال برای حر کت کشتی از یک سطح به سطح دیگر.
 
اصل 13 - معکوس کردن
الف) به جای عملکردی که توسط مشخصات مساله تحمیل شده عملکرد مخالف آن را به کار گیریم.
ب) شئ را به یک قطعه متحرک تبدیل کنید، یا اینکه قطعات غیر متحرک را متحرک ساخته و محیط خارج را غیر متحرک نماید.
مثال: یک شرکت آمریکایی نوشابه ای با نام تجاری dnL به بازار عرضه کرده که معکوس نام تجاری 7up است و از این ایده بسیار سود برده است.
 
اصل 14 - کروی ساختن
الف) قطعه های خطی و سطوح مسطح را با قطعات و سطوح خمیده و همچنین اشکال مکعبی را با اشکال کروی تعویض کنید.
ب) از غلتک ها، توپ ها و مارپیچ ها استفاده کنید.
 
اصل 15- پویایی
الف) مشخصات جسم یا محیط خارج را به گونه ای بسازید که برای عملکرد بهینه، عملیات در هر مرحله به طور خودکار تنظیم شود.
ب) جسم را به عناصری تقسیم کنید که بتوانند به صورت مرتبط با هم، موقعیت خود را تغییر دهند.
ج) در صورتی که جسمی غیر قابل حرکت یا قابل تعویض کنید.
مثال: صندلی تا شو
 
اصل 16- عملکرد ناقص، بیش از حد یا مازاد
اگر به دست آوردن 100% یک اثر مطلوب مشکل است، برای ساده سازی مساله مقداری کمتر یا بیشتر از آن را به دست آورید.
 
اصل 17 - حرکت به ابعادی جدید
الف) مسائل مربوط به حرکت خطی جسم را با امکان پذیر ساختن حرکت در دو بعد، برطرف کنید (در راستای یک سطح). به نحو مشابه، مسائل مربوط به حرکت جسم در یک صفحه را با امکان پذیر ساختن حرکت در سه بعد، برطرف نمایید.
ب) به جای آرایش اجسام در یک لایه، آرایشی چند لایه ای را به کار ببرید.
ج) جسم را کج کرده یا بر روی لبه خود بچرخانید.
د) تصاویر را بر روی سطوح مجاور یا عقب جسم بیاندازید.
 
اصل 18- ارتعاش مکانیکی
الف) جسم را به ارتعاش وا دارید.
ب) اگر جسم در حال نوسان است، فرکانس آن را تا حد فرا صوت افزایش دهید.
ج) فرکانس تشدید را به کار بگیرید.
د) به جای ارتعاشات مکانیکی از ارتعاشات پیزو استفاده کنید.
ه) ارتعاشات فرا صوت و میدان الکترومغناطیسی را با هم به کار بگیرید.
 
اصل 19 - عملکرد دوره ای
الف) به جای عملکرد مستمر از یک عملکرد دوره ای (ضربه ای) استفاده کنید.
ب) در صورتیکه یک عملکرد هم اکنون دوره ای است، فرکانس آن را عوض کنید.
ج) از توقف های بین ضربه ها برای تامین کنش های اضافی بهره بگیرید.
 
اصل 20 - تداوم کنش مفید
الف) عملکرد را بدون توقف به انجام برسانید، در این حال باید تمام قطعات جسم به طور مستمر و با ظرافت کامل، در حال کار باشند.
ب) یک حرکت زاید و واسطه ای را حذف کنید.
مثال: استفاده از پرینتری که هم در موقع رفت و هم در موقع برگشت کاتریج آن عمل پرینت را انجام می دهد. (تداوم کنش مفید)
 
اصل 21- حمله سریع
عملکرد زیان بار یا خطرناک را با سرعت بسیار بالا به انجام برسانید.
مثال: بهره گیری از دریل پر سرعت برای تراش دندان بدون احساس درد.
 
اصل 22- تبدیل ضرر به سود
الف) یک اثر زیان بار یا یک عامل زیان بار محیطی را برای به دست آوردن یک اثر مثبت به کار بگیرید.
ب) با ترکیب یک عامل زیان بار با یک عامل زیان بار دیگر، آن را از میان بردارید.
ج) مقدار کنش زیان بار را تا جایی که ضررهای آن بر طرف شود، افزایش دهید.
 
اصل 23- باز خورد
الف) بازخورد را ارائه کنید.
ب) در صورتی که بازخورد هم اکنون موجود است، آن را معکوس کنید.
 
اصل 24- واسطه و میانجی
الف) برای انتقال یا انجام یک عملکرد، از یک جسم واسطه استفاده کنید.
ب) جسم به طور موقت به جسم دیگری که حذف کردن آن آسان است، متصل کنید.
 
اصل 25- خدمت دهی به خود
الف) کاری کنید که شئ مورد نظر کارهای خدماتی، کارکردهای کمکی و عملیات مربوط به تعمیرات خود را، خود انجام دهد.
ب) از زایدات مواد و انرژی استفاده کنید.
 
اصل 26- کپی کردن
الف) به جای استفاده از جسمی که ساختار پیچیده دارد، گران قیمت و حساس است و کار با آن راحت نیست، از کپی ساده و ارزان قیمت آن استفاده کنید.
ب) یک جسم یا سیستمی متشکل از چند جسم را با کپی و یا تصاویر اپتیکی آن تعویض کنید برای کوچک و بزرگ کردن تصویر می توانید از یک مقیاس استفاده کنید.
ج) در صورتی که از کپی های اپتیکی با نور معمولی استفاده می کنید آنها را با نوع مادون قرمز یا ماورای بنفش تعویض کنید مثال: استفاده از زیور آلات بدلی به جای اصلی
 
اصل 27- استفاده از جسم ارزان قیمت با عمر کوتاه به جای جسم گران قیمت و با دوام
یک جسم گران قیمت را با مجموعه ای از اجسام ارزان قیمت تعویض کرده و از برخی مشخصا ت چشم پوشی کنید (برای مثال عمر طولانی).
مثال: استفاده از کبریت به جای فندک برای روشن کردن سیگار
مثال: استفاده از وسایل یک بار مصرف (نظیر ظروف - دستمال - تیغ - فندک - دوربین - موبایل - پیش بند کودک - مسواک - لباس آزمایشگاه - کلاه و غیره)
 
اصل 28- تعویض یک سیستم مکانیکی
الف) سیستم مکانیکی را با یک سیستم نوری صوتی یا بویایی تعویض کنید.
ب) از میدان های الکترونیکی، مغناطیسی یا الکترو مغناطیسی برای اثر گذاری بر جسم استفاده کنید.
ج) میدان ها را تعویض کنید.
د) یک میدان را به همراه ذرات فرو مغناطیس به کار ببرید.
 
اصل 29- استفاده از ساختار پنوماتیک یا هیدرو لیک

قطعات جامد یک جسم را با مایع یا گاز تعویض کنید این قطعات برای باد شدن می توانند از هوا یا آب استفاده کنند، همچنین می توانید بالش های هوا یا هیدرواستاتیک را به کار بگیرید.
 
اصل 30- پرده های انعطاف پذیر یا پوسته های نازک
الف) ساختار معمول را با غشای انعطاف پذیر و پرده های نازک تعویض کنید.
ب) یک جسم را به وسیله پرده های نازک غشای ظریف از محیط خارج آن جدا کنید.
 
اصل 31 - استفاده از متخلخل
الف) جسم را متخلخل نموده یا از اجرای متخلخل اضافی استفاده کنید (به صورت محتویات داخلی، روکش و غیره)
ب) در صورتی که جسم هم اکنون متخلخل است، حفره ها را پیشاپیش با ماده ای پر کنید.
 
اصل 32- تعویض رنگ
الف) رنگ جسم یا محیط اطراف آن را تغییر دهید.
ب) شفافیت جسم یا محیط اطراف آن را تغییر دهید.
ج) به منظور مشاهده بهتر اجسام یا اشیایی که دیدن آنها مشکل است، از مواد افزودنی رنگین استفاده کنید.
د) در صورتی که هم اکنون از چنین مواد افزودنی استفاده می شود، از علایم درخشان یا اجزای ردیاب استفاده کنید.
مثال: شیشه الکترو کرومیک (تغییر رنگ بر اساس تابش نور)
 
اصل 33- همجنس و همگن سازی
کاری کنید که اجسام با جسم اولیه هم جنس خود، یا جنسی با رفتار مشابه جنس خود، تعامل داشته باشند.
 
اصل 34- ردکردن و باز سازی قطعات
الف) پس از تکمیل یک عملکرد و یا بی استفاده شدن یک جزء از جسم، آن را دور انداخته یا تغییر دهید (مثلا آن را تخریب یا حل کنید یا بخار نمایید)
ب) هر قطعه استفاده شده جسم را سریعاً بازسازی کنید.
مثال: پوکه گلوله مسلسل یا تفنگ پس از شلیک بلا مصرف بوده و بیرون انداخته می شود.
 
اصل 35- تغییر خواص فیزیکی و شیمیایی یک جسم
حالت کلی یک جسم، تراکم چگالی، میزان انعطاف پذیری و یا دمای جسم را عوض کنید.
مثال: صابون مایع
 
اصل 36 - تغییر فاز
اثری را که زمان تغییر فاز یک ماده اتفاق می افتد، به کار بگیرید نمونه های زمان تغییر حجم یا زمان تغییر حجم یا زمان آزاد سازی یا جذب انرژی هستند.
 
اصل 37- انبساط حرارتی
الف) از انبساط (انقباض) یک ماده به کمک حرارت (سرما) استفاده کنید.
ب) از مواد متفاوت با ضرایب انبساط حرارتی متفاوت بهره بگیرید.
مثال: سویچ های حرارتی
 
اصل 38 - استفاده از اکسید کننده های قوی
الف) هوای معمولی را با هوای غنی شده جایگزین کنید.
ب) هوای غنی شده را با اکسیژن جایگزین کنید.
ج) در داخل اکسیژن یا هوا، ماده را در معرض اشعه یونیزه کننده قرار دهید.
د) از اکسیژن یونیزه شده استفاده کنید.
مثال: کپسول غواصی
 
اصل 39 - محیط بی اثر
الف) محیط معمولی را با محیط بی اثر تعویض نمایید.
ب) فرایند را در خلا به انجام برسانید.
 
اصل 40 - مواد مرکب

ماده همگن را با یک ماده مرکب جایگزین کنید

کشف استراتژی

چگونه به استراتژي ديگران پي ببريم :

استراتژي به معني "تركيبي از عواملي چون انواع تصورات  دروني، كيفيتهاي حسي لازم و ترتيب اين عوامل است كه ما را به نتيجه معيني مي رساند." كليد موفقيت ما در كشف استراتژي ديگران اين است كه بدانيم افراد تمام اطلاعات لازم مربوط به استراتژي خود را بصورت كلمات، حركات بدن حتي با حركات چشم و ايما و اشاره به شما انتقال مي دهند.قبل از اينكه بتوانيد استراتژيهاي ديگران را دريابيد، لازم است كه بدانيد هريك از علائم، بازگو كننده چيست؟ دو راه براي يافتن درك صحيح از مردم و استراتژي آنها ذكر شده است :

  • ·      نظر متعادلي نسبت به ديگران و خودتان پيدا كنيد  ضمن تماس با ديگران اين نكته را مورد توجه قرار دهيد كه ديگران انسانهاي مهمي هستند ولي به خاطر داشته باشيد شما هم انسان با ارزش و مهمي هستيد.
  • ·      نگرش عاقلانه اي نسبت به ديگران اتخاذ كنيد  سعي كنيد با ديدي عاقلانه به رفتار و كردار و نظريات ديگران، نگاه كنيد. عده اي خواهان رشد شما هستند و عده اي ممكن است به شما حسد بورزند، آماده ضربه خوردن از طرف حسودان باشيد.

ترس از مردم ترس بزرگي است ولي راه غلبه بر آن اين است كه درك درستي از مردم داشته باشيد و از آنها شناخت كافي پيدا كنيد، ملاحظه خواهيد كردكه واقعاً اينگونه نيست وخواهيد توانست بر ترس خود از آنها غلبه كنيد.

امام صادق مي فرمايند:" مي خواهيد بدانيد ديگران نسبت به شما چگونه قضاوت مي كنند به خود بنگرديد كه نسبت به آنها چگونه نگاه مي كنيد."

ايجاد ارتباط موثر با ديگران :

ارتباط به معناي برخوردهاي متفاوت با اشخاص متفاوت است،اما بعضي از مردم در اين زمينه دچار گرفتاريهايي ميشوند، علت اصلي گرفتاريهاي آنها در برقراري ارتباط با يكديگر،اين است كه هر كدام به شيوه خود با ديگران ارتباط برقرار ميكنند.

"ارتباط موثر با ديگران، نياز به خلاقيت دارد."

هر يك از ما در هر لحظه در شرايط ادراكي ويژه اي به سر مي بريم. اگر از شيوه مورد علاقه شخص مخاطب خود استفاده كنيد و خود را در سطح ديگران قرار دهيد و از زبان آنها براي انتقال نقطه نظرهاي خود استفاده نماييد، او به اقدام و خواسته شما پاسخ مثبت خواهد داد و اغلب به نتيجه دلخواه مورد نظر خود يعني ارتباط موثر خواهيد رسيد.

در بحث ايجاد ارتباط و چگونگي برقراري آن، متقاعد نمودن ديگران، هنر بدست آوردن حمايت و همكاري افراد و فرآهم آوردن شرايطي كه افراد بتوانند مطابق ميل و خواسته شما رفتار كنند، عناصري اصلي و تعيين كننده هستند.

راههاي ايجاد ارتباط موثر با اطرافيان :

ايجاد ارتباط از راههاي مختلفي صورت مي پذيرد. سه راه حل كلي عبارتند از :

الف)        به حرفهاي ديگران خوب گوش دهيد

   يكي از روشهاي مهم در برقراري ارتباط موثر و درك بهتر مخاطب خود و ايجاد شرايطي كه او نيز بتواند شما را بهتر درك كند، گوش دادن پويا است، كه هنريست همپاي سخن گفتن و كسي كه بخوبي به صحبتهاي ديگران گوش مي سپارد مي تواند رابطه خوبي با آنها برقرار كند. واژه" گوش دادن" توسط "كارل راجرز" در بررسيهاي روانشناختي دهه هاي 1940 و 1950 مورد توجه قرار گرفت. "راجرز" به مهمترين مانع بر سر راه ايجاد ارتباط موثر اشاره مي كند و در ضمن آن، درباره گرايش افراد به ارزيابي و داوري كردن در رابطه با نقطه نظرهاي ديگران توضيح مي دهد. او ميگويد :

"ارتباط واقعي زماني ايجاد مي شود كه به سخنان مخاطب خود به خوبي گوش فرادهيم، منظور اين است كه به گفته ها و طرز تلقي و نقطه نظر هاي مخاطب خود به گونه اي خاص گوش فرادهيم، متوجه گرديم او چه منظوري و چه احساسي دارد و به قالب فكري او در مورد حرفي كه مي زند دقيق شويم. درك همدلانه، روش بسيار موثري است كه مي تواند تغييرات فراواني در شخصيت ايجاد كند" بنا براين گوش دادن موثر به مخاطب بدين معناست كه بتوان مانند او ديد، شنيد و احساس كرد. در واقع اين نوعي همگام شده و برقراري ارتباط مؤثر است.

در رابطه با همگام شدن و همزباني روحيه شما با مخاطبان، سرعت صحبت و حتي هم نفس شدن شما با آنها، ارتباط موثرتري ايجاد مي كند و درك متقابل شما و او را به حداكثر مي رساند. با همسان كردن روشهاي ادراكي خود با مخاطبتان تضمين مي كنيد كه شما و او در سطح مشابهي ارتباط برقرار مي سازيد.

اما بايد به اين مساله توجه داشت كه حتي اگر منظور و نيت مخاطب خود را به درستي درك كنيد، ممكن است هنوز در بسياري مواقع اشخاص از معناي پنهان در پس پرده سخن خود آگاه نباشند. از جمله راههاي اطلاع از معاني پنهان و در پس پرده، استفاده از كليد "چرا" است، اما كلمه پرسشي "چرا؟" نيز مي تواند مشكلاتي ايجاد كند. وقتي از ما مي خواهند براي گفته يا رفتار خود دليلي بياوريم، از ما سوالي شبيه"چرا دير كردي؟" يا "چرا آن كار رابموقع انجام ندادي؟" مي شود.اين طرز سوال كردن گاه در شخص مخاطب احساس تحقير و يا جبهه گيري ايجاد ميكند، بخصوص اگر با لحني متهم كننده مطرح شود، داوري منفي را به مخاطب شماانتقال مي دهد.

راه ديگر براي اطلاع از معاني پنهان در پس سخنان ديگران،طرح كلمه سوالي "چه" است. اين كلمه پرسشي و كلماتي چون چه كسي؟ كدام؟ كجا؟ اگر به شكل تهديد كننده اي مطرح نگردداغلب جواب هاي مشخصي فراهم ميآورد.

در كل بايد به اين نكته توجه داشت كه سؤالاتي كه با "چه؟" شروع مي شوند، درمقايسه با جملاتي كه با "چرا؟" شروع ميشوند جواب مشخصتري به دست مي دهد. طرح جملات سوالي با "چرا؟" اغلب منجر به تعميم دادن يا گرفتن موضع تدافعي، ميشود.

در انتها ضمن صحبت با مخاطب خود اقدامات زير را انجام دهيد:

¨      با آرامش خاطر و اطمينان بنشينيد و نگاهتان را به چشمان مخاطب خود بدوزيد.

¨      با دقتي وسواس گونه به حرفهايش گوش دهيد.

¨      در صورت نياز از او توضيح بخواهيد، زيرا افراد خوششان مي آيد و اين تصور ايجاد مي شود كه مطالبشان مهم بوده و شما به آن توجه داريد.

¨      اگر صلاح دانستيد، درپايان صحبتهايتان با ديگران با صراحت اظهار نظر كنيد و در صورت نياز پيشنهاد داده ولي بياد داشته باشيد كه اگر مي خواهيد پيشنهادي ارائه دهيد، سعي كنيد اصول و ضوابط لازم را در نظر بگيريد، پيشنهاد و طرحهايي كه فقط موارد ايراد را در نظر مي گيرند، پذيرفته نخواهند گرديد.

ب ) چگونه سخن گفتن را بياموزيد

اين موضوع كه طرف صحبت شما چه كسي است، اهميت ندارد مهم آن است كه به هنگام گفتگو رفتار و گفتاري پسنديده داشته باشيد تا به نتيجه دلخواه و مورد نظر دست يابيدو ارتباط مناسبي را با آنها برقرار سازيد.

 رعايت نكات زير به شما در روند يك مذاكره سودمند ياري مي رساند:

¨      در سخن گفتن شتاب نكنيد.

¨      موضوع بحث و گفتگو را چندين بار قبلاً با خود با صداي بلند تكرار كنيد تا هنگام اداي آنها دچار فراموشي يا لكنت زبان نشويد.

¨      جملات ساده، كوتاه و رسا بكار ببريد و شيوه خلاصه گويي را در پيش بگيريد.

¨      گفته هاي خويش را با اطمينان و اعتماد به نفس ادا كنيد و انتظار نداشته باشيد ديگران آنچه را كه شما با شك و ترديد بر زبان مي آوريد، باور كنند.

¨      اگر در حين مذاكره متوجه شديد كه مخاطبتان مايل به صحبت كردن است به او مجال دهيد افكارش را بروز دهد و اطلاعات و معلوماتش را براي شما بيان كند.

¨      در برابر ترشروترين و عبوس ترين اشخاص هرگز بشاشيت خود را از دست ندهيد و هنگام گفتگو نيز تمام قوايتان را براي كسب كاميابي متمركز سازيد.

¨      در اكثر مذاكرات بايد ابتدا بين طرفين، تمايل اوليه به صحبت كردن وجود داشته باشد. در اين زمان است كه ميدان براي ارائه تفكر و تبادل انديشه گسترده تر شده و در نتيجه امكان موفقيت بيشتر ميشود.

¨      در سخن گفتن و مذاكره بايد شيوه اي درست و مبتني بر انديشه ، دقت و حوصله و تعقيب اصولي مطالب، در پيش گرفت و گرنه موفقيت از آن ما نخواهد بود.

ج)    همگام شدن راهي براي ايجاد ارتباط موثر

  يكي از قديميترين شيوه هاي ايجاد ارتباط موثر را "ميلتون اريكسون" ارائه داده است، او مشهورترين پزشك متخصص هيپتونيزم بود و مي توانست بر مقاوم ترين بيماراني كه ساير روان درمانگرها توان خواب كردن آنان را نداشتند غلبه كند. روش مورد استفاده " اريكسون" را "همگام شدن" ناميده اند.

در اين مضمون براي همگام شدن با بيمار در موضع او قرار ميگيريد و تا حدي كه موافق هستيد با او هم راي و همصدا ميشويد. همگام شدن روش ويژه اي براي برقراري ارتباط موثر با اشخاص است. در اين روش با جلب دوستي ديگران به آنان كمك مي كنيد.

همگام شدن با ديگران روشهاي مختلفي دارد. مي توانيد با روحيه، با زبان بدن و انگاره هاي سخن وري او(لحن صدا و بلندي و كوتاهي آن و كلمات و عبارات و تصاويري كه شخص از آن استفاده مي كند)و يا باورها و اعتقادات اشخاص همگام شويد. هرچه دامنه درك و رفتار شما وسيعتر باشد، ساده تر مي توانيد با انواع طرز رفتار ديگران و يا انواع تيپهاي شخصيتي آنان كنار بياييد.

با روحيه ديگران همراه شويد

هر كس با هر روحيه اي خواهان معاشرت و همراهي است. درست به همان گونه كه كه اشخاص بيكار و ناباب، دوستاني هم طراز خود انتخاب مي كنند،اشخاص مشتاق و بشاش هم مي خواهند با اشخاصي مانند خود معاشرت كنند.

درحاليكه بعضي ها وقتي صبح از خواب برميخيزند كاملا مطيع و مقهور هستند، گروه ديگري، برعكس و نقطه مقابل گروه نخست هستند و وقتي از خواب برمي خيزند كاملا بيدار و گوش به زنگ هستند.

دنيا لزوما به طور يكسان ميان اين دو گروه تقسيم نشده است. اما اگر روزي با چشمان كاملا باز سركار بياييد و با همكار خود كه هنوز خواب را در چشمان پف كرده اش احساس مي كنيد، روبرو شويد و بايد با او ارتباط برقرار كنيد، بهتر است لحن صداي خود را با روحيه او تطبيق دهيد.

به همين شكل اگر شخصيت خونسردي هستيد توصيه مي شود راهي براي نيرو دادن به خويشتن بيابيد. بي حالي و رخوت شما احتمالا با روحيه كسي كه مي خواهد برق چشمان شما را ببيند مطابقت نمي كند. "ويليام جيمز" در اين مورد مي گويد:"به نظر مي رسد كه عمل از احساس شما تبعيت مي كند. اما در واقع عمل و احساس دست در دست هم دارند. مي توانيم با تنظيم عمل كه بيشتر تحت كنترل ماست به طور غير مستقيم احساس رانيز منظم و كنترل كنيم."

او در ادامه مطلب مي گويد:" بنابراين راه بشاش شدن اين است كه خندان بنشينيد و با شور و شوق به اطراف خود نگاه كنيد و طوري حرف بزنيد و رفتار كنيد كه انگار كاملا بشاش هستيد. اگر اين طرز برخورد شما را شاداب نكرد، هيچ عامل ديگري نمي تواند چنين كاري كند و به عبارت ديگر اگر احساس خمودگي مي كنيد، خود را بشاش نشان دهيد، ديري نميگذرد كه احساس بشاش بودن ميكنيد."

اشخاص كساني را دوست دارند كه مانند خود آنها باشند. اگر شما پرحرارت باشيد و بخواهيد روي كسي كه به مراتب از ذوق و شوق كمتري برخوردار است اثر بگذاريد، بايد از روشهاي همگام شدن استفاده كنيد. در اين مورد زماني را انتخاب كنيد كه كه فرد مخاطبتان در وضعيت روحي و جسمي مناسبي قرار داشته باشدو در غير اينصورت ممكن است نقطه نظر شما با مقاومت شديدي روبرو شود كه البته به معناي ضعيف بودن نقطه نظر شما نيست، بلكه ناراحتي مخاطب شما مي تواند باعث بروز اين مساله شده باشد.

اهميت همگام شدن را مي توان اينگونه تعريف كرد:"وقتي شما با كسي همگام مي شويد در واقع به او مي گويي، من مثل تو هستم و مي تواني روي من حساب كني."

همگام شدن راهي براي ايجاد اعتماد و اطمينان در طرف مقابل است. البته راههاي ديگري نيز براي كسب اعتبار و جلب نظر موافق مخاطب وجود دارد، از جمله مي توان به استفاده از زبان و كلام مناسب اشاره كرد.

همگام شدن روش فوق العاده مفيدي بوده كه در مورد هر رويارويي و گفت و گويي مصداق دارد.همگام شدن با روحيه يا رفتار ديگران هميشه ساده نيست. اما دست كم مي توانيد در حد رفتار ديگران ظاهر شويد. پديده اي كه با آن روبرو هستيم اين است كه وقتي با كسي همگام مي شويد، در قدم بعدي، او همگام با شما شده است. يكي از بهترين راههاي تغيير رفتار ديگران اين است كه ابتدا خود را با يك يا جند جنبه از رفتار او همگام نماييد وبعد خود را تغيير دهيد. اگر شما شخصيت غيرقابل انعطافي براي خود برنامه ريزي كرده باشيد، از انعطاف لازم براي اينكه در سطح ديگران ظاهر شويد برخوردار نخواهيد بود. اما اگر دامنه روحيه شما از مخاطبتان متغيرتر و انطباق پذيرتر باشد، نه تنها مي توانيد خود را در سطح او قرار دهيد و رابطه مؤثر ايجاد كنيد، بلكه مي توانيد آنها را در جهتي جديد كه مورد نظر شماست به حركت درآوريد. اگر در سطح ديگران ظاهر شويد آنها براساس راهنمايي و هدايت شما حركت خواهند كرد.

بفهميم كه ديگران چگونه مي فهمند

افراد مختلف اطلاعات را به شيوه هاي مختلف پردازش مي كنند، طرز اين پردازش در برقراري ارتباط نقش مهمي دارد. البته ارتباط در اينجا به معناي برخوردهاي متفاوت با اشخاص متفاوت است. در اين زمينه، هر يك از افراد بايد طوري با يكديگر ارتباط برقرار كنند كه مخاطبشان بتواند آن را درك كند، زيرا هر انساني در هر لحظه در شرايط ادراكي ويژه اي بسر مي برد. در اين زمينه "رابرت سومر"پروفسر روانشناس مي گويد:" اشخاص تصويري از دنياي احساسي متفاوتي در مقايسه با ديگران دارند." حال، براي اينكه منظور خود را به ديگران منتقل كنيد، ابتدا بايد بفهميد كه آنها چگونه مي فهمند و يا دستكم براي درك كردن چه كوششي به خرج مي دهند. وقتي بدانيد ديگران اطلاعات را چگونه پردازش مي كنند، مي توانيد اطلاعات خود را به گونه اي انتقال دهيد كه با درك آنها همخواني داشته باشد. همچنين بايد بدانيد كه افراد شيوه ارتباطشان چگونه است و ادراك آنها از چه راهي صورت مي پذيرد. زيرا افراد و مخاطباني كه با آنها در ارتباط هستيم داراي شيوه هاي ارتباطي  و ادراكي متفاوتي هستند، كه اگر از آنها اطلاع داشته باشيم، مطمئنا در برقراري ارتباط با آنها، فهم و درك آنها و گفته هايشان در وضعيت بهتري قرار خواهيم گرفت و امكان بيشتري براي موفقيت نفوذ در آنها به وجود خواهد آمد. بر همين اساس انسانها را به دسته هاي زير تقسيم كرده ايم:

الف- اشخاص پديداري(تصويري)

اين افراد دنياي رواني خود را بر اساس تصاوير و فضاسازي تنظيم مي نمايند. اين افراد فضا را دوست دارند و دوست داراند كه با شما ارتباط نزديكتري داشته باشند و بيشتر تعامل شخصي را دوست دارند. اين افراد از واژه هايي مانند من تصور ميكنم، فضاي اجتماعي اينگونه به نظر مي رسد و... استفاده كرده و اغلب در انتهاي جلسات مينشينند.

ب- اشخاص احساسي(همجواري)

دنياي رواني خود را با احساسهاي دروني و بيروني ترسيم مي كنند و واژه هاي احساسي مانند دوست دارم، احساس مي كنم و... بيشتر استفاده مي كنند. از نظر ارتباط خيلي به شما نزديك مي شوند هرچند كه ممكن است فكر شود حالت تهاجمي دارند و بيشتر ميز و صندلي خود را نزديك به شما مي گذارند و در جلوي جلسات مي نشينند.

ج- اشخاص شنيداري(صوتي)

اين افراد دنياي رواني خود را با صداها دارند.آنها به چشمان مخاطب خود نگاه نمي كنند و گوش خود را ميزان كرده اند. ضمن مكالمه يا ارائه يك مطلب ممكن است به نقطه ديگري نگاه كنند، زيرا آنان با گوش فرا دادن سعي به گرفتن مطالب مينمايند. قصد بي ادبي و بي اعتنايي ندارند و سعي ميكنند آنچه گفته مي شود را بفهمند. اين افراد بجاي خوب فهميدي ميگويند خوب شنيدي و از زير و بم صدا خوششان مي آيد.

د- اشخاص ارقامي(زباني)

اين گروه تركيبي از سه دسته پيشين هستند. آنان قبل از اينكه بتوانند دنياي رواني خود را ترسيم كنند، مجبورند دريافتهاي خام حسي را به يك زبان خاص، از طريق كلمات، اعداد يا علايم كامپيوتري منتقل نمايند. آنها دوست دارند اطلاعات مكتوب و به سبك منطقي به آنان ارائه شود، واژه ها بايد تعريف شده باشند و از نظر املائي، علايم نقطه گذاري، دستوري، حواشي و صفحه بندي درست باشد و همچنين عناوين، پاراگرافها و فواصل كوتاه را در نگارش دوست دارند. براي جلب توجه آنها كافيست بخشهايي از پيام بصورت 1- 2- 3 و يا الف- ب- ج تنظيم شود.

چگونه شرايطي فراهم آوريم كه ديگران ما را درك كنند

وقتي از شيوهء مورد علاقه شخص مخاطب خود واطرافيان استفاده مي كنيد، آنها به اقدام و خواستهء شما پاسخ مثبت ميدهند. ممكن است مجبور باشيد كه كمي بيشتر تلاش كنيد، اين تلاشي ارزشمند است كه به اجرا و انجام آن مي ارزد، زيرا در وقت و نيروي آينده شما صرفه جويي مي كند . شخص مخاطب شماو اطرافيانتان نيز از اقدامي كه كرده ايد استقبال خواهند كرد زيرا مي فهمند كه براي تماس با شما از چه شيوهاي بايد استفاده كنند تا آنها را به نتيجه دلخواهشان برساند. يكي از بهترين راههاي كسب اطلاع در اين زمينه كه مخاطب شما چه روشي را مي پسندد اين است كه از او مستقيما سوال كنيد و نظرش را جويا شويد در مواقعي كه اطلاع يافتن از روش برقراري ارتباط با اطرافيان و مخاطبان دشوار به نظر مي رسد، بهتر است از روش آزمايش و خطا استفاده كنيد. به عبارت ديگر اگر ندانيد كه آنها از ميان انواع شخصيتهاي ارتباطي ديداري ،شنيداري،احساسي، ارقامي كدام را بيشتر مي پسندند، مي توانيد در فواصل صحبتها با او گاهي لحظه اي مكث كنيد و از او بپرسيد : ( آيا اين نقطه نظر را قبول داريد؟)،(آيا مي توانيد خود را ببينيد كه به اين روش كار ميكنيد؟) يا ( اين مطلب به نظرتان چگونه است؟)،....

اگر نتوانيد پاسخ مورد نظرتان را دريافت كنيد به روش ديگري متوسل شويد. مثلا از روش ديداري به روش شنيداري روي آوريد و اگر روش شنيداري خواسته شما را برآورده نساخت ، از روش احساسي استفاده كنيد.

يكي از اشتباهات رايجي كه اشخاص مرتكب مي شوند اين است كه وقتي از مخاطب خود جواب مساعد نمي گيرد، فورا فرض را بر اين مي گذارند كه روش مورد استفاده آنان مناسب  نبوده، حال آنكه در واقع ممكن است روش مورد استفاده آنان مناسب بوده باشد و خود آنان نتوانسته اند به شكل مناسب و حساب شده از روش مورد اشاره استفاده كنند. در واقع تقصير از خود شخص است كه نمي تواند با مخاطب خود ارتباط سازنده و مؤثر برقرار كند. با داشتن انعطاف در سبك رفتاري مي توانيم از يك شيوه ادراكي به شيوه ديگر روي آوريم، مي توانيم به اشخاص بيشتري دسترسي پيدا كنيم و آنان نيز به نحو بهتري از خواسته هاي ما آگاه مي شوند. اين كار به ما امكان مي دهد كه همكاري و حمايت آنان را جلب كنيم.

مردم را دوست داشته باشيد

موفقيت هر شخصي به حمايت ديگران بستگي دارد پس مردم را دوست داشته باشيد تا شما را دوست داشته باشند و از شما حمايت كنند. شما در انجام كارهايتان به حمايت و پشتيباني آنها نياز داريد، زيرا برخي از كارها فقط با همكاري ديگران امكانپذير خواهد بود. ولي در اين مورد همواره به ياد داشته باشيد كه با چه كساني ارتباط داريد و چه كساني از شما حمايت مي كنند.

هنر شناخت و ارتباط با افراد با تملق ها و چاپلوسيهاي رايج بسيار متفاوت مي با شد. برخي سعي دارند با تملق به اهداف خود دست يابند. تملق يقينا تباه كننده هر رابطه مپبت است. همكاري با ديگران مستلزم شناختي عميق از شخصيت آنهاست واز اين طريق است كه به اطلاعاتي دست مي يابيدو در مذاكرات و مباحثات به كارتان خواهد آمد.

رعايت نكات زير از شما مصاحبي صديق و مطلع مي سازد:

  • §    سعي كنيد روحيه اطرافيان خود را خوب بشناسيد.
  • §    با آگاهي از قلق ها وشيوه هاي مورد پسند مخاطب خود، هيچگاه درايجاد ارتباط و گفتگو با او، درگير نخواهيد شد.
  • §    براي ايجاد رابطه اي سالم با طرف مخاطب هرگز از حربه تهديد و گوشه و كنايه استفاده نكنيد، بهترين راه نرمش، حوصله و دقت در طرز فكر طرف مقابل است.

اصول زير را بكار گيريد زيرا باعث مي شود مورد حمايت قرار گرفته و شما را آسان تر به اوج موفقيت برسانند:

  • ·      سعي كنيد اسامي افراد را به خاطر بسپاريد. اين نشان مي دهد به آنها اهميت مي دهيد.
  • ·      فرد راحتي باشيد تا هيچكس در معاشرت با شما احساس ناراحتي و اجبار نكند.
  • ·      اين اعتقاد را در خودتان تقويت كنيد كه " هرچه پيش آيد، خوش آيد" در اينصورت هيچ چيز نمي تواند آرامشتان را بهم بزند. اين به شما كمك مي كند كه براي مقابله با هر موقعيتي همواره آماده باشيد.
  • ·      خودپرست نباشيد و بيهوده تظاهر نكنيد كه به همه چيز آگاهي داريد، به يادداشته باشيد عالمان متواضع ترند.
  • ·      خصوصياتي را در خودتان پرورش بدهيد كه جالب توجه باشد و مردم در معاشرت با شما به برداشتهاي ارزشمندي برسند.
  • ·      شخصيت خودتان را زير ذره بين ببريد، تا بتوانيد عوامل " ناهنجار" را از آن خارج كنيد. زيرا هممين عوامل ناهنجار منفي هستند كه باعث دور شدن ديگران از اطراف ما مي شوند.
  • ·      صميمانه وباروحيه سعي كنيدخودتان را ازشر سوء تفاهم ها خلاص كرده وگلايه ها را از ذهنتان بيرون كنيد.
  • ·      آنقدر دوست داشتن افراد را تمرين كنيد كه اين كار به صورت يك عادت ثانويه در شما درآيد.
  • ·      هميشه از فرصتهايي كه براي تيريك گفتن يا احساس همدردي در غم، اندوه و ناكاميهاي افراد پيش مي آيد استفاده كنيد. و سعي كنيد اين كار را در همان زمان خودش انجام دهيد و به آينده موكول نكنيد.
  • ·      به مردم قدرت روحي بدهيد تا محبت بي ريايشان را نصيبتان كنند.

به كار بردن بعضي عبارات، در ديگران ايجاد مقاومت مي كند و سبب از دست دادن حمايت ديگران مي شود. سه عبارت است كه در هنگام محاوره و ايجاد ارتباط با ديگران مي توان به كار برد، بطوريكه هم احترام طرف مقابل را حفظ كنيد و هم مطلب خود را منتقل سازيد:

  • ·      با شما موافقم
  • ·      نظر شما را تحسين مي كنم
  • ·      به عقيده شما احترام مي گذارم

برداشت و باور:

اغلب مسائل ارتباطي ريشه در برداشت مردم از واقعيتها دارد، هركسي دنيا را به زعم خود معني ميكند و برداشتها و استنباطهاي ما مي توانند منجر به "تضاد شخصيت" و يا "فروپاشي ارتباط " شوند. حل و فصل مسائل استنباطي دشوار است، زيرا همه معتقدند كه دنيا به همان شكلي است كه آنها استنباط مي كنند و در واقع اين اشخاص مي گويند "اگر با من مخالفت كني، خود به خود در اشتباهي زيرا ترديد ندارم كه حق با من است"، اگر افراد بدانند كه مشكل اصلي در ارتباط برداشت آنها از واقعيتهاست، اغلب مشكلات ارتباطي حل و فصل مي شوند.

نگرشها و رفتارها :

 براي ايجاد ارتباط بهتر به نگرشهاي ويژه اي احتياج داريم.

نگرشها :

  • §         به تو ايمان دارم، صميميت تو را مورد ترديد قرار نمي دهم.
  • §         به روابطمان بها مي دهم و مي خواهم اختلافاتمان را بر طرف كنم.
  • §         من حرف حساب را مي پذيرم و به راحتي تغيير مي كنم.

رفتارها :

  • §         گوش كنيد تا بفهميد.
  • §         حرف بزنيد تا شما را بفهمند.
  • §         از موارد مورد توافق شروع كنيد و به تدريج به موارد مورد اختلاف برويد.

وقتي اين سه نگرش در شما ايجاد شد، تقريباً تمام مسائل استنباطي را مي توانيد حل كنيد. وقتي فردي اين موضوع را درك كند طرز سخنش را تغيير مي دهد به جاي اينكه بگويد "همانطور است كه من ميگويم"مي گويد : "من چنين نظري دارم" به جاي "من درست مي گويم" مي گويد : "به نظر من..." يا به "اعتقاد من..." يا " آنطور كه من استنباط مي كنم..." وقتي اين چنين با ديگران برخورد مي كنيم در واقع به آنها مي گوييم" تو هم مهم هستي و حق داري احساسات و نظراتت را مطرح كني." وقتي ديگران در مورد ما قضاوت مي كنند يا نظر ديگري دارند، مي توانيم به آنها بگوييم " شما طور ديگري به مساله نگاه مي كنيد مايلم بدانم شما چه استنباطي داريد".زمانيكه با نظر كسي مخالفيم به جاي گفتن "من درست مي گويم و تو در اشتباهي" مي توانيم بگوييم "من طور ديگري فكر ميكنم. بگذار نظرم را با تو در ميان بگذارم."

كلمات و مناسبات :

بعد مهم در برقراري ارتباط، رابطه است. بسياري از مشكلات از ارتباط ناشي مي شود. وقتي روابط خوب نيست بايد مراقب كلماتي باشيم كه به كار مي بريم در غير اينصورت ممكن است سوء تفاهم ايجاد شود. وقتي روابط خوب نيست طبيعتاً افراد به هم سوء ظن پيدا مي كنند و اعتمادشان را به يكديگر از دست مي دهند و به جاي توجه به نيت و منظور گوينده به عبارات او استناد مي كنند و حرفهايشان را به حساب توهين مي گذارند.

 از سوي ديگر وقتي روابط هماهنگ باشد، حتي بدون كلمه هم مي توانيم ارتباط برقرار كنيم وقتي اعتماد و احساس خوبي جاري باشد نيازي نيست مراقب كلاممان باشيم.مي توانيم در صورت تمايل لبخند بزنيم يا نزنيم و با اين حال منظورمان را مخابره كنيم و به تفاهم برسيم. وقتي روابط حسنه نيست حتي يك فصل كلمه براي مخابره پيام كافي نيست زيرا معاني را نميتوان در كلمات يافت، معاني در اشخاص هستند.

نكته مهم در ارتباط موثر رابطه شخص با شخص است، به محض اينكه با كسي اينگونه ارتباط برقرار ميكنيم در يكديگر اعتماد و اطمينان به وجود مي آوريم. در همين زمينه ببينيد كه ملاقات خصوصي مديران با كاركنان و صحبت خصوصي با يك مشتري يا موكل تا چه اندازه اهميت دارد.

نقشه و قلمرو :

ايجاد روابط هماهنگ و رسيدن به تفاهم متقابل مي تواند دشوار باشد، همه ما در دو دنيا زندگي ميكنيم. يكي دنياي خصوصي ذهني كه در سر ماست و ديگري دنياي عيني كه بيرون از ما قرار دارد. ميتوانيم اولي را نقشه هاي شخصي و دومي را قلمرو در نظر بگيريم.

هيچ كس نقشه صد در صد كامل و بي كم و كاستي از قلمرو و يا دنياي عيني و حقيقي ندارد، هر ا ز گاهي تجاربي پيدا مي كنيم كه استنباط يا نقشه ذهني ما از قلمرو يا از جهان عيني را تغيير مي دهد. وقتي اين اتفاق مي افتد، رفتارمان تغيير ميكند و استنباط جديدي پيدا مي كنيم. در واقع سريع ترين راه تغيير رفتار يك شخص اين است كه نقشه يا قالبهاي استنباطي او را تغيير دهيم و اين كار ميسر نيست مگر اينكه به آن شخص نقش يا مسئوليت جديدي واگذار كنيم ويا او رادر موقعيت متفاوتي قرار دهيم.

مهارت و امنيت :

مهارتهاي ارتباطي شبيه يك كوه يخ شناور هستند، بخش كوچكي از كوه يخ شناور كه از آب بيرون آمده سطح مهارت ارتباط است. توده عظيم كوه يخ كه پنهان از ديد ماست سطح عميق تري را در بر گرفته است مي توانيم اين سطح را مبناي امنيت شخصي در نظر بگيريم، براي اينكه بهبود بلند مدت معني داري در توانايي برقراري ارتباط خود ايجاد كنيم بايد به دو سطح مهارت و امنيت توجه داشته باشيم.

ارتباط موثر مستلزم مهارت است، براي بهبود مهارتهاي ميان فردي بايد تمرين كرد و احتياج به صرف وقت دارد ولي متاسفانه بعضي ها اصلاً علاقه اي به آموختن مهارتهاي جديد ندارند و نمي خواهند در مقام بهبود مهارتهاي همدلانه باشند.

گوش فرادادن با تمام وجود به گفته ديگران به امنيت خاطر بسيار زيادي احتياج دارد، آسيب پذيريهاي انسان را بروز ميدهد. ممكن است تغيير كنيم و اگر در اعماق وجود خود احساس عدم امنيت كنيم جرات تغيير يافتن را به خود نخواهيم داد و خيليها از دور نماي تغيير وحشت دارند. اگر در اثر گوش دادن همدلانه تغيير كنيم و يا تحت تاثير قرار بگيريم بايد بتوانيم بگوئيم كه : "اشكالي ندارد، تفاوت چنداني ايجاد نمي كند." زيرا اعماق وجود ما بدون تغيير باقي مانده است. در اعماق وجود ما مجموعه ارزشها و احساساتي وجود دارند كه خويشتن حقيقي ما را نشان مي دهد.احساس ارزشمندي كه مستقل از رفتار ديگران با ماست اين خويشتن مخدوش نشدني هويت واقعي ماست.

منطق و احساس :

ارتباط موثر ايجاب مي كند كه به زبان منطق و احساس صحبت كنيم، زبان منطق و زبان احساس دو زبان متفاوت هستند و در اين ميان زبان احساس و عاطفه بسيار قدرتمندتر و انگيزه بخش تر است. به همين دليل است كه مي گوييم بايد با تمام وجود يعني ابتدا با چشمان و با دل گوش كنيم و بعد از گوشهايمان براي شنيدن استفاده نماييم.

 براي ابراز موثر نقطه نظر خود بايد نظرات ديگران را درك كرد.

همدردي و همدلي :

توجه با تمام وجود ، حضور داشتن كامل، خود را به جاي ديگران گذاشتن و از دريچه چشم آنان نگاه كردن مستلزم شجاعت، شكيبايي و احساس امنيت خاطر است، به معناي آمادگي براي يادگرفتن و تغيير كردن است، به معناي رفتن به اذهان و دلهاي ديگران به منظور نگاه كردن از زاويه ديد آنان است. بدين معنانيست كه احساس آنها را داشته باشيد،اين همدردي است. بلكه منظور اين است كه احساس آنها را درك كنيد و ببينيد كه چگونه به دنيا نظر مي كنند، اين همدلي است. همدلي شما را پذيرا، باز و گشوده نگاه مي دارد، ديگران احساس مي كنند كه چيزي مي آموزيد. به اين نتيجه مي رسند كه نفوذ پذير هستيد. براي نفوذ بر ديگران ، آنها ابتدا بايد به اين نتيجه برسند كه ميتوانند روي شما نفوذ كنند.

وقتي گوش دادن را مي آموزيم و براي فهميدن تلاش مي كنيم ، درباره ارتباط به درك تازه اي مي رسيم. به اين نتيجه مي رسيم كه استفاده از ذهن براي غلبه بر دل تلاشي بيهوده است. به اين نتيجه مي رسيم كه كه با دو زبان روبرو هستيم، يكي زبان منطق و ديگري زبان احساس و اينكه اشخاص بيش از آن مقدار كه فكر مي كنند از روي احساس خود حرف مي زنند، به اين نتيجه مي رسيم اگر ميان اشخاص احساس خوبي وجود نداشته باشد، تحت تاثير موانع احساسي نمي توانند به زبان منطق با هم حرف بزنند. ارتباط موضوعي مربوط به اعتماد كردن به ديگران و پذيرفتن آنهاست و پذيرفتن عقايد و احساسات آنهاست. پذيرفتن اين حقيقت است كه آنها متفاوت از ديگران هستند و اينكه خود را بر حق مي دانند.

اموزش پروش قارچ

اموزش پرورش قارچ

مقدمه

انسان از زمانهای بسیار دور با قارچ آشنا بوده است. عامه مردم با قارچهای چتری خوراکی که بر روی درختانِ در حال پوسیدن وجود داشت آشنا هستند، افراد مختلف از راههای گوناگون در طول زندگی با قارچ سروکار دارند. به عنوان مثال عده ای در کارخانه ها به خصوص کارخانه های صنایع غذایی و دارویی ساخت آنتی بیوتیک ها و تهیه الکل از قارچ استفاده می نمایند، همچنین بیماریهای مختلف پوستی و کچلی که در بین مردم رایج می باشد منشاء قارچی دارند.

این مساله باعث شده است همواره این سوال در ذهن بشر، نقش ببندد که قارچ چیست و نحوه تشخیص و شناسایی آن چگونه می باشد.

قارچ ها موجودات متنوعی بوده که به دلیل اختلافات زیادی که با گیاهان و جانوران دارند، امروزه به یک سلسله جداگانه تعلق یافته اند.

در دنیای قارچ شناسی هزاران نوع قارچ در شکل، اندازه و رنگهای گوناگون وجود دارند. از قارچهای کوچک در حد یک باکتری تا قارچهای بزرگ با کلاهکی در حد 18 سانتیمتر (قطر کلاهک) و ساقه ای به ارتفاع 60 تا 70 سانتیمتر در میان آنها دیده شده است. همچنین قارچهای غول پیکری دیده شده است که قطر آنها به 2 متر نیز رسیده است. قارچها دارای رنگ آمیزی بسیار متنوع و اعجاب انگیز می باشند به طوریکه قارچهای با رنگهای سایه دارِ قرمز، بنفش پررنگ، سفید، سیاه و ... نیز یافت شده اند.

همچنین کلاهک قارچهای دارای طرحهای گوناگون می باشند که در بعضی از آنها سطح کلاهک همانند مخمل نرم و پرزدار است و در برخی دیگر لکه هایی به شکل دایره و به رنگهای زرد و قرمز و سیاه یا بنفش وجود دارد.

قارچها دارای عطر و طعم و مزه کاملا متنوعی هستند به طوریکه بعضی از آنها دارای بو و طعم مطبوعی بوده و بعضی دیگر تلخ می باشند.

 


روشهای کنترل بیماری:

الف- دستکاری شرایط محیطی: هوادهی صحیح و اجرای دقیق آبیاری (رطوبت)، کنترل حرارت، رطوبت و غلظت Co2

 

ب- روش فیزیکی: پاستوریزاسیون خاک پوششی به وسیله بخار آب و اشعه تابی با طول موج کوتاه.

 

ج- مبارزه شیمیایی: استفاده از سمّ پُرُکُلوراز مَنگَنِز و کاربرد مواد کُلُردار.

د- کنترل بیولوژیکی: به کارگیری باکتریهای آنتاگونیست علیه بیماری لکه قهوه ای. در مبارزه بیولوژیک باید هیچ مانعی برای باکتریهای آنتاگونیست وجود نداشته باشد. با یکبار مصرف باکتریهای آنتاگونیست در خاک پوششی کنترل قابل قبولی را بدست می آورد، باکتریهای آنتاگونیست برای قارچهای خوراکی مضر نبوده و مقدار محصول را کاهش نمی دهند، سازگاری با سایر روشهای کنترلی دارد


بیماریها:

۱. بیماری قارچی وِرتِسلیومی (حباب خشک = جوش خشک):

علایم مشخصه این بیماری ظهور نقاط آب سُخته در روی کلاهک قارچ و تبدیل آنها به لکّه هایی به رنگ قهوه ای مایل به خاکستری است. اگر آلودگی در مراحل اولیه رشد قارچ صورت گیرد باعث بدشکلی کلاهک و کاهش بازارپسندی می شود. در مراحل پیشرفته بیماری کلاهک قارچ چروکیده شده و بافت آن حالت چرمی به خود می گیرد. منابع اصلی آلودگی اولیه را بقایای کمپوست اطراف سالنها یا اسپُر موجود در فضای سالن محل رشد و پرورش قارچ تشکیل می دهند. اندام های آلوده کننده قارچ ممکن است به وسیله ترشحات آب آبیاری روی کلاهک قارچ قرار گیرد و به وسیله مگس ها و حشرات دیگر به سایر نقاط بستر منتقل شود. رشد و نمو این بیماری در حرارتهای بالاتر از 28 درجه سانتیگراد حاصل می شود، تهویه نامناسب، رطوبت نسبی بالا توسعه بیماری را افزایش می دهد به منظور جلوگیری از آلودگی قارچهای سالم باید بلافاصله پس از چیدن قارچهای آلوده را از بین برد. در صورت رعایت کامل بهداشت زراعی و مشاهده بیماری در بسترها حرارت سالن را به کمتر از 14 درجه سانتیگراد کاهش می دهیم.

 

2. بیماری قارچی دُنبلان کاذب: این بیماری بیشتر اوقات به عنوان رقیب قارچ خوراکی به شمار رفته است تا به عنوان یک قارچ انگل. معمولاً مسلیوم قارچ به صورت توده ای پنبه ای شکل در سطح بستر قارچ در سالنها دیده می شود. این توده پنبه ای شکل به سرعت افزایش حجم پیدا کرده، به رنگ صورتی متمایل به قهوه ای در می آید و به شکل اندامی چروکیده و رویشی شبیه به مغز گاو یا دنبلان را پیدا می کند. در بسترهای آلوده بوی نامطبوعی استشمام می شود. کاهش چشمگیری در میزان محصول به خصوص در نقاط آلوده بستر دیده می شود، مهمترین روش کنترل این بیماری پیشگیری است. افزایش رطوبت بسترها و حرارت بالاتر از 20 درجه سانتیگراد بعد از مصرف خاک پوششی و تهویه کم همراه با رطوبت نسبی بالا.

 

3. بیماری قارچی سفیدک (تارعنکبوتی): مسلیوم قارچ به صورت پوشش رویشی سفید رنگ ابریشمی روی سطح خاک پوششی بسترها را می پوشانند. مسلیوم قارچ در سطح خاک پوششی به هر طرف گسترش یافته و در مسیر حرکت خود تمام سطح بسترها را می پوشاند. مسلیوم مُسِن و پیرتر از حالت ابریشمی به صورت پوشش سفید رنگ تغییر حالت می دهد. قارچ های مورد حمله رنگ خود را از دست داده و حالت آبکی فرم پیدا می کند. عمده ترین منبع آلودگی اولیه این بیماری خاک پوششی است. بنابراین پاستوریزاسیون دقیق خاک پوششی بسیار ضروری است. در فواصل زمانی متعدد که بیماری در سالن ها ظاهر می شود خاک پوششی و نقاط آلوده باید به وسیله فُرمالین ضدعفونی شود. معمولاً عملیات ضدّعفونی سرعت پیشرفت بیماری را کاهش داده یا از آن جلوگیری می کند.

 

4. بیماری قارچی حباب تر (جوش تَر): مهمترین علایم این بیماری گسترش یا توسعه بافت مزمحل شده بر روی اندام باردهی که در ابتدا سفیدرنگ و پنبه ای بوده و با گذشت زمان به رنگ قهوه ای در می آید.

 

5. قارچهای هرز یا رقیب: گروه زیادی قارچهای هیفومسیت که به اصطلاح کپک نامیده می شود، بر روی بسترهای قارچ مشاهده می شوند این قارچها در سالن های پرورش بسیار بوده و عمدتاً به نام قارچهای رقیب یا هرزه نامیده شدند، این قارچها از نظر سرعت جذب مواد غذایی و قدرت تطبیق با شرایط اکولوژیکی قارچ خوراکی برتری داشته و می تواند به سرعت بر روی بستر مستقر شوند و یا اینکه مستقیماً از رشد مسلیوم قارچ خوراکی جلوگیری کند. با جذب مواد غذایی و در نتیجه محصول به طور غیر مستقیم کاهش می دهد.


از مهمترین قارچهای هرز می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف- کپک قهوه ای: مسلیوم قارچ به صورت توده سفید رنگ بر روی سطح خاک پوششی و کمپوست بسترها دیده می شود. در نقاط آلوده خاک پوششی قارچ خوراکی قادر به رشد نبوده و در نتیجه محصول کاهش پیدا می کند.

 

ب- کپک سبز و آبی: با ترشح مواد سمّی از تولید قارچ خوراکی در نقاط آلوده جلوگیری می کند.

 

ج- کپک سبز زیتونی: این قارچ عمدتاً بر روی کمپوست رشد می کند و هرگز در روی خاک پوششی به رشد و نمو نمی پردازد. این کپک به وسیله تولید اندام های باردهی سبز زیتونی خود که به اندازه نخود و دارای زوائد فراوانی است قابل تشخیص و شناسایی می باشد.

 

د- کپک آتشی: بعد از ضدّعفونی سالنها چنانچه کمپوست مصرف شده در اطراف یا در سالنها برای مدتی باقی بماند افزایش می یابد و مسلیوم در ابتدای رشد به رنگ سفید کرمی است. اما به زودی رنگ نارنجی به خود می گیرد. اگر باعث آلودگی شود کنترل آن بسیار مشکل است.

 

هـ- قارچهای هرز کلاهک دار: این قارچ در کمپوست با ساقه های دراز و کلاهک های نازک دیده می شوند و به صورت یک توده سیاه رنگ تبدیل می شوند. قارچهای مذبور یا خارج کردن مواد غذایی از کمپوست برای کسب مواد غذایی با مسلیوم قارچ خوراکی رقابت می کنند و بدین ترتیب باعث عدم رشد اسپان و کاهش عملکرد می شود. اسپُرهای آن به وسیله جریان هوا پخش می شوند و کمپوست را اشغال می کنند.

« نحوه تهیه مایع قارچ »

تولید بذر باید در شرایط کاملاً استریل انجام بگیرد . قارچ همانطور که گفته شد از بافت قارچ و گاهی اوقات نیز از اسپر استفاده می شود . برای تهیه مایع قارچ (مسلیوم) در آزمایشگاه کاملاً استریل یک نمونه از قارچ سالم را از بستر کشت انتخاب کرد یم را در الکل خالص فرو برده و به سرعت از روی شعله عبور می دهیم تا ضدعفونی گردد سپس تکه های بسیار نازکی از بافت درونی آن را جدا نموده و روی محیط کشت قرار می دهیم


« مورفولوژی (شکل شناسی) قارچ صدفی »

قارچ صدفی دارای کلاهک و پایه می باشد که پایه آن معمولاً خیلی کوتاه است و رنگ آن نیز همانند رنگ کلاهک می باشد. کلاهک زمانیکه جوان است شبیه بادبزن می باشد اما به تدریج شکافهایی عمیق برداشته و تشکیل قسمتهای مستقلی را می دهد به گونه ای که قارچ خوشه ای شکل به نظر می رسد.

 

  • در هوای گرم کلاهک قارچ نرم و سفید می شود
  • در هوای سرد خاکستری رنگ می شود.

در قسمت زیرین کلاهک تیغه های متعدد بلند، متوسط و کوتاه و حتی خیلی کوتاه به صورت متناوب قرار دارد.

« مواد و نحوه به عمل آوردن کود کمپوست »

الف- مواد اصلی: مواد اصلی مورد نیاز جهت تهیه کمپوست قارچ دکمه ای عبارتند از کاه و کلوش گندم همراه با کود اسبی یا بدون آن. البته در صورت عدم دسترسی به کاه و کلوش گندم می توان از ساقه و سایر غلات مانند جو، ذرت، باگاس نیشکر و ... نیز استفاده نمود.

هدف اصلی استفاده از این مواد تامین سلولز، همی سلولز، لِگنین مورد نیاز قارچ می باشد. از کاه و کلوش برنج در این مورد کمتر استفاده می شود زیرا این مواد زود تجزیه می شوند و عناصر غذایی مورد نیاز قارچ زودتر از دسترس خارج می شود.

استفاده از کاه و کلوش گندم برای تهیه بستر اولین بار در سال 1944 توسط دانشمندی لهستانی به نام تریشو صورت گرفت. باید دقت نمود که استفاده از کاه و کلوش باران نخورده، برای کشت قارچ مناسب تر می باشد. کلوشهایی برای بستر قارچ مناسب تر می باشند که رنگ زرد براق خود را زیاد از دست نداده باشند و بیش از یک سال از عمر آنها گذشته باشد و استحکام بافت آنها حفظ شده باشد. چنانچه رشته های کاه و کلوش بلند باشند قبل از تهیه کمپوست باید آنها را خورد نمود زیرا در غیر این صورت به علت زیاد بودن فاصله بین قطعات، رطوبت خود را سریع از دست می دهند و عمل تخمیر دیرتر صورت می گیرد ولی زمانیکه کاه خورد شده باشد فشردگی هنگام تهیه کمپوست افزایش یافته و تراکم بیشتر می شود، در نتیجه رطوبت دیرتر از بین می رود و عمل بی هوازی افزایش یافته و کمپوست سازی سریعتر می شود.

 

ب- مکمل های غذایی: به منظور کمک به تبخیر و بهبود کیفیت کمپوست باید از مکمل های غذایی استفاده نماییم که مهمترین آنها عبارتند از کودهای حیوانی مانند کود اسبی و کود مرغی که این مواد ناپایدار می باشند و زودتر تجزیه می شوند که علاوه بر تامین مواد غذایی در تراکم نهایی حجم کمپوست موثر می باشند و میزان ازُت در این کودها از 1 تا 5 درصد متفاوت می باشند.

*تذکر: کود گاوی برای کمپوست استفاده نمی شود، زیرا زود تجزیه نمی شود و پایدار هستند.

کود اسبی برای تهیه کمپوست استفاده می شود، باید به همراه کاه و کلوش گندم، جو یا برنج که به عنوان بستر حیوان مصرف می شود در فواصل کوتاه جمع آوری گردد. کود مواد مصرفی نباید همراه با خاکروبه یا مخلوط با کود سایر حیوانات باشد، همچنین همراه کود نباید آب زیادی وجود داشته باشد زیرا در غیز این صورت عمل کمپوست سازی رضایت بخش نمی باشد.

 

ج- مواد غذایی کنستانتره: این مواد غالباً در جیره غذایی حیوانات مصرف می شوند و شامل سبوس گندم، سبوس جو، پوسته برنج و مواد غذایی حاصل از دانه های ذرت، سویا و گندم و کنف می باشد. این ترکیبات حاوی دو ماده ازُت و کربوهیدرات می باشند که به تدریج احتیاجات قارچ را تامین می نمایند. ازت موجود در این مواد از 3 تا 12 درصد متغیر می باشد. میزان روغن و سایر عناصر و املاح معدنی موجود در بعضی از این مواد کنستانتره روی ارزش غذایی قارچ اثر می گذارد.

 

د- کودهای ازُته: از کودهای شیمیایی ازُته مانند: 1- سولفات آمونیوم، 2- اوره، 3- نیترات کلسیم، 4- آمونیوم و غیره در تهیه کمپوست می توان استفاده نمود، که ازت موجود در این مواد به سرعت آزاد شده و موجب تسریع در رشد قارچ می شود.

 

هـ- املاح معدنی:ترکیباتی مانند: 1- سوپرفسفات کلسیم، 2- کربنات کلسیم و 3- سولفات کلسیم ئیدراته به عنوان املاح معدنی در تهیه کمپوست استفاده می شود، که باعث خنثی شدن چربیها می شود و از لزج شدن و بهم چسبیدن کمپوست جلوگیری می نمایند.


« مزایای کمپوست مصنوعی »

کمپوست مصنوعی نه تنها از نظر کیفیت قابل مقایسه با کمپوست طبیعی است بلکه در بعضی موارد نیز محصول بیشتر با کیفیت بالاتری از آن بدست می آید که این افزایش محصول بیشتر به دلیل هوادهی مطلوبی است که در بستر بوجود می آید با گسترش صنعت تولید قارچ و کمبود کود اسبی برای تولید کمپوست بر اهمیت کمپوست مصنوعی افزوده شد و استفاده از کمپوست مصنوعی در بسیاری از کشورها به ویژه خاورمیانه رواج روزافزونی یافته است. این کمپوست از نظر کیفیت و بافت تا حدود زیادی یکنواخت بوده و شرایط مطلوبی را برای توسعه مسلیوم قارچ ایجاد می نماید. البته در صورت کاهش رطوبت هوا کمپوست نیز سریعتر خشک می شود.

به تجربه مشاهده شده است که مخلوط مساوی از کود طبیعی و کود مصنوعی دارای بافت فیزیکی بسیار مطلوبی خواهد بود و پس از بذر پاشی یا عمل تلقیح در بستر افزایش غیر طبیعی دما دیده نمی شود و کمپوست نیز به سرعت خشک نمی شود.

« مراحل به عمل آوری کمپوست به روش دراز مدت »

1-      روز اول: خیس نمودن کاه و کلوش، مخلوط کردن مکمل های غذایی و انباشته نمودن کمپوست.

2-      روز چهارم: اولین مرحله زیر و رو کردن کمپوست و قالب زنی مجدد کمپوست.

3-      روز هشتم: دومین مرحله زیر و رو کردن کمپوست و قالب زنی مجدد کمپوست.

4-      روز دوازدهم: سومین مرحله زیر و رو کردن کمپوست و قالب زنی مجدد کمپوست.

5-      روز شانزدهم: چهارمین مرحله زیر و رو کردن کمپوست و قالب زنی مجدد کمپوست.

6-      روز بیستم: آخرین مرحله زیر و رو کردن کمپوست.

 

در این روش به جز پودر سنگ گچ را در سومین و چهارمین مرحله زیر و رو کردن کمپوست به مقدار کافی اضافه می نمایند.

 

در آخرین مرحله زیر و رو کردن کمپوست 20 لیتر محلول آب حاوی 40 میلی لیتر سمّ مالاتیون روی کمپوست می پاشند تا آفات و حشرات درون کمپوست از بین بروند.

** البته از سموم دیگر مانند: 1- دیازیون، 2- گوزاتیون (آزینفوس متیل)، 3- ملاتیون، 4- آترازول، 5- لیندین، 6- تیونازین، 7- دروسپان می توان به این منظور استفاده نمود. ** ــ حشره کش هستند ــ

 

* از سنگ گچ برای گرفتن رطوبت اضافی و جلوگیری از بهم چسبیدن کمپوست استفاده می شود.

* برای کمپوستهای طبیعی آخرین مرحله برگرداندن کمپوست به جای روز بیستم روز شانزدهم میباشد.


« کنترل آفات و بیماریها »

استفاده از قارچ کُش ها، باکتری کُش ها آب کُلُردار و حشره کُش ها در کنترل آفات و بیماریهای قارچ خوراکی موضوعی کاملاً اختصاصی است. زیرا میزبان و هم پاتوژن هر دو میکرواُرگانیسم هستند، تعداد نسبتاً کمی از ترکیبات شیمیایی اختصاصی می باشند.

عمده ترین حشره کُش های مورد استفاده عبارتند از :

  • دیازنون
  • مالاتیون
  • لِندین
  • سِوین – اسم تجاری ( کارباریل ) – برای مبارزه با حلزون و کرم برگ خوار
  • تیونازین
  • آترازول
  • پِری میفوس مِتیل
  • گوزاتیون

که در ضدعفونی سطح بسترهای کمپوست و کنترل حشرات به کار می رود.

 

کنه کُش ها:

  • نیسرون
  • آبامِکتین
  • نئورون – اسم ایرانی ( برو مو پُروپیلات )
  • اورتوس     بسیار خوب است
  • تترادیفون

 

قارچ کُش ها:

  • زینِب
  • کاپتان
  • مانکوزب
  • بنومیل
  • کاربندازیم ( باوِستین )
  • مانِب
  • کار بکسین
  • تیابندازول
  • پُرُ کُلُراز منگنز

و غیره قارچ کش می باشند که در کنترل بیماریهای قارچی مورد استفاده قرار می گیرند.

 

کُلُرین یک باکتری کُش قویع و مفید برای کنترل لکه باکتریایی مورد استفاده قرار می گیرد.

 

 

هنوز هیچ نوع ترکیب شیمیایی مفیدی برای کنترل بیماریهای ویروسی شناخته نشده است.


« شناسایی اصول نگهداری سَویه »

در مورد تهیه سویه 3 روش شناخته شده است:

1-      روش کشت توده اسپر

2-      روش کشت بافت

3-      روش کشت مِسِلیوم

 

با کشت متوالی مسلیوم بر روی محیط کشت های مناسب طی سالهای طولانی اسپان سَویه مورد نظر را می توان تهیه نمود. فراهم نمودن سویه به روش کشت اسپُر فقط زمانی امکان پذیر است که قبل از استفاده وسیع با سویه مادر مقایسه و در صورت مطلوب بودن اقدام به تهیه بذر یا اسپان شود، اینچنین کشتهایی که از کشت اسپُر ناشی شده اند ممکن است اختلافات ژنتیکی متعددی از خود نشان دهند.

در کشت بافت یک قطعه کوچک از اندام باردهی قارچ در شرایط کاملاً استریل جدا شده، روی محیط کشت منتقل می شود. مسلیوم حاصل می تواند برای تولید بذر در دوره های متعدد استفاده شود. تجدید کشت مسلیوم باید هر 3 ماه یکبار انجام شود.

ضروری است در هنگام انتقال مِسلیوم بعضی از خصوصیات ظاهری آن مانند شکل کُلُنی، کُرکی یا پنبه ای شکل بودن آن و چگونگی رشد مسلیوم به دقت کنترل شود.


« شناسایی اصول کاشت اسپان قارچ در بستر »

بذرکاری در بستر عبارت از افزودن مسلیوم قارچ به بستر آماده شده می‌باشد. برای بدست آوردن نتیجه مطلوب باید به نکات ذیل توجه کرد:

الف) بذر قارچ باید بوسیله آزمایشگاههای مطمئن تهیه شود.

ب) بذر قارچ باید از سویه‌های مناسب انتخاب و تهیه شده باشد.

ج) بذر موردنظر باید تازه بوده و دانه‌های غلات کاملاً با مسلیوم قارچ پوشیده شده باشد.

د) بذر مورد نظر باید عاری از هرگونه آلودگی قارچی و باکتریایی باشد.

 

میزان بذر مصرفی نسبت به شرایط مختلف متفاوت می‌باشد. بطور متوسط مقدار 200 تا 250 گرم بذر برای مصرف در جعبه یا یک متر مربع از بستر کافی می‌باشد. البته در شرایط مساعد می‌توان از بذر کمتری استفاده نمود.

کیفیت کمپوست به میزان بذر بستگی دارد.

« شناسایی اصول ضدّ عفونی خاک پوششی »

به منظور از بین بردن عوامل زنده زیان آور از قبیل آفات، قارچها، نماتُدها، باکتریها و غیره لازم است خاک پوششی را ضدّعفونی کنیم. در مراکزی که استفاده از بخار آب گرم وجود دارد معمولاً خاک پوششی به مدت 6 ساعت با بخار آب در دمای 60درجه سانتیگراد پاستوریزه می شود. (همانند پاستورازیسیون کمپوست در سطح وسیع)

 

در سطح محدود می توان برای ضدّعفونی کردن خاک پوششی از فُرمالین و کلروپیکرین استفاده می شود. برای این منظور خاک پوششی را در لایه ای به قطر 15 سانتیمتر روی یک لایه صاف سیمانی پخش می نمایند و سپس فُرمالین 4% روی آن می پاشند ، مجدداً لایه دوم با همین ضخامت پخش شده و سطح آن را با پلاستیک پوشانده و به همان ترتیب لایه سوم و چهارم نیز فُرمالین پاشی می گردد و بلافاصله سطح آن با پلاستیک پوشانده می گردد پس از 2 تا 3 روز گاز فُرمالین کاملاً در لایه های خاک نفوذ کرده و آن را استریل می نمایند. معمولاً برای ضدّعفونی یک متر مکعب خاک پوششی حدود 600 تا 700 میلی لیتر فُرمالین 37% در 10 لیتر آب نیاز می باشد.

 

خاک پوششی که به وسیله فرمالین ضدّعفونی می شود باید فاقد هرگونه کلوخ و دارای رطوبت مناسب باشد.( نه زیاد خشک و نه دارای رطوبت زیادی که ذرات بهم بچسبند. )

 

در زمان پاستوریزه شدن درجه حرارت خاک پوششی باید بین 18 تا 24 رجه سانتیگراد باشد و پس از اتمام عمل استریل خاک باید کاملاً تهویه شود تا هیچ گونه اثری از گاز فرمالین در آن دیده نشود.

 

عملی ** خاک پوششی آماده جهت مصرف باید رطوبت کافی داشته باشد زیرا رطوبت زیاد در پخش یکنواخت خاک در سطح بستر ایجاد اشکال می نماید و کمبود رطوبت باعث بروز مشکل در پنجه دوانی و نفوذ قارچ در خاک پوششی می شود، چنانچه رطوبت خاک کم باشد با آب پاشی روی خاک رطوبت را به حد مطلوب می رساند.

 

برای اندازه گیری مقدار رطوبت کافی است مقداری خاک را بین دو انگشت شصت و سوّابه فشار داد، چنانچه خاک در اثر فشار دو انگشت به هم چسبید ولی هیچ گونه آبی از آن خارج نشد رطوبت مناسب است.


« شناسایی اصول روش کوتاه مدت تهیه کمپوست »

این روش دارای 2 مرحله می باشد:

1- مرحله اول: مانند مراحل اولیه روش دراز مدت می باشد با این تفاوت که اولین مرحله برگرداندن کموست در روز سوم انجام می گیرد، و مراحل دوم و سوم برگرداندن کمپوست به ترتیب در روزهای ششم و نهم یا دهم تهیه کمپوست صورت می گیرد. در مرحله سوم برگرداندن کمپوست سنگ گچ به مواد اضافه می شود و آماده برای فاز دوم می باشد.

 

2- مرحله دوم،مرحله پیک حرارتی (پاستورازیسیون): هدف از این مرحله تامین شرایط مناسب برای فعال شدن میکرواُرگانیسم های گرما دوست و پاستوریزه نمودن کمپوست می باشد. در این مرحله کمپوست و هوای اطراف آن را حرارت می دهند تا دما به 60 درجه سانتیگراد برسد، در نتیجه کلیه اُرگانیسم های مضّر از بین می روند.

 

نحوه پاستورازیسیون کمپوست:

برای پاستوریزه نمودن کمپوست ابتدا قفسه ها و جعبه ها را با کمپوست تهیه شده و در اتاق پاستورازیسیون به فاصله 20 سانتیمتر روی هم قرار می دهند به گونه ای که جریان هوا و بخار از میان آنها به راحتی عبور نماید. به تدریج بر اثر فعالیت میکروبی درون کمپوست حرارت به تدریج افزایش می یابد. در این هنگام باید درهای اتاق کاملاً بسته باشد تا از خروج حرارت جلوگیری به عمل آید. درجه حرارت کمپوست در این فعل و انفعالات می تواند به حدود 52 تا 54 درجه سانتیگراد برسد، باید مراقب بود که درجه حرارت در تمامی قفسه های حاوی کمپوست به طور یکنواخت ایجاد شود. کمپوست را به مدت 2 تا 4 روز در دمای 52 تا 54 درجه سانتیگراد نگه می دارند، سپس درجه حرارت را به طور مصنوعی به وسیله بخار آب گرم به 59 الی 60 درجه سانتیگراد افزایش می دهند، پس از 8 ساعت به تدریج هر 2 ساعت 2 تا 3 درجه از درجه حرارت کاسته می شود تا مجدداً دما به 52 تا 54 درجه سانتیگراد برسد.

** سپس کمپوست برای 5 روز در این حرارت نگه داری می شود تا آمونیاک موجود در آن کاملاً از بین برود. در این هنگام کمپوست را خنک کرده تا حرارت آن به 24 تا 25 درجه سانتیگراد کاهش یابد. در تمام این مراحل باید رطوبت نسبی کافی در اطراف کمپوست وجود داشته باشد تا از خشک شدن سطح آن جلوگیری به عمل آید.

 

به تازگی روشهای جدیدی ارائه شده مانند استفاده از تونل.

مراحل پاستورازیسیون درون محیطی مسدود به نام تونل پاستورازیسیون با اتاق اتاق عمل آوری صورت می گیرد. این روشها در کشورهای پیشرفته مانند ایتالیا و فرانسه و هنلد با موفقیت مورد استفاده قرار می گیرد.

در این روش پس از آماده نمودن کمپوست در مرحله اول به روش کوتاه مدت کمپوست را درون تونل پاستورازیسیون انباشته می کنند، سپس در و پنجره و هواکش ها را بسته و از ورود هوای آزاد به اتاق کاملاً جلوگیری به عمل می آید، سپس با ورود بخار آب گرم دمای هوای تونل را به 57 تا 58 درجه سانتیگراد می رسانند، در این هنگام دمای درون کمپوست به حدود 62 تا 63 درجه سانتیگراد خواهد رسید. پس از 4 تا 8 ساعت هوای تازه را وارد اتاق می نمایند تا درجه حرارت به تدریج به 46 تا 48 درجه سانتیگراد کاهش یابد و به مدت 4 تا 6 روز در این دما نگه داشته می شوند تا مراحل رسیدن کمپوست تکمیل شود. پس از رسیدن کمپوست درجه حرارت تا سطح 24 تا 25 درجه سانتیگراد کاهش می دهند. در این هنگام کمپوست آماده بذرپاشی می شود.


« شناسایی اصول چیدن جعبه ها در سالن های پرورش قارچ »

پس از انجام عمل بذرپاشی جعبه ها را تا 4 تا 5 ردیف روی هم قرار می دهند، ردیف های جعبه از سقف و از ردیف بعدی باید در حدود 1 متر فاصله داشته باشد تا عمل تهویه به راحتی صورت گیرد. بین هر ردیف از جعبه ها نیز باید حدود 20 تا 25 سانتیمتر فاصله وجود داشته باشد تا اجرای کارهای مختلف از قبیل خاک دهی، آبیاری، چیدن قارچ و ... به راحتی صورت گیرد.


« شناسایی اصول تهیه بذر قارچ صدفی »

قارچها نیز مانند گیاهان به روش جنسی و هم به روش غیرجنسی تکثیر می شوند، در روش جنسی به جای بذر تولید اِسپُر می نماید و این اِسپُر دارای نیمی از صفات کلی قارچ بوده و وقتیکه دو اِسپُر غیر همجنس ولی سازگار کنار هم قرار می گیرند می توانند تولید اندام باردهی نمایند این روش تکثیر ممکن است اختلافات ژنتیکی متعددی از خود نشان دهد بنابراین در کارگاههای تولیدی از این روش جهت تولید قارچ استفاده نمی کنند. فقط در آزمایشگاه جهت تهیه سَویه های مناسب و مقاوم و پرمحصول از این روش استفاده نموده و پس از تست به روش غیر جنسی برای تکثیر استفاده می کنند. در روش تکثیر غیر جنسی از مِسِلیوم که توسط کِشت بافت تهیه شده استفاده می گردد. برای تولید اسپان قارچ یک آزمایشگاه مورد نیاز است. فاصله آزمایشگاه و سالن پرورش حداقل 500 تا 600 متر باید باشد تا آلودگی ایجاد نشود. هنگام احداث آزمایشگاه جهت باد هم باید در نظر گرفته شود اگر واحد تهیه کمپوست هم داشته باشیم نباید جهت وزش باد از سالن های نگه داری کمپوست به طرف آزمایشگاه باشد.


« شناسایی اصول تهیه اسپان قارچ با کود اسب »

کود اسبی کمپوست شده کاملاً شسته می شود تا بعضی از مواد موجود در آن که مانع رشد مسلیوم قارچ می شوند از آن خارج شوند. آب اضافی کمپوست را خارج کرده و پس از آنکه رطوبت آن حدود 60% رسید آن را در شیشه های نیم متری یا کیسه های پلاستیکی پلی پروپلین ریخته و کمی استریل می کنند. درِ شیشه ها یا کیسه های پلاستیکی را با درپوش پنبه ای بسته و در حرارت 121 درجه سانتیگراد به مدت 2 ساعت در اتوکلاو استریل می نمایند. پس از سرد شدن با استفاده از کشت خالص قارچ مایه زنی می شود و در محل مناسب و تاریک اَنکوباتور در حرارت 22 تا 24 درجه سانتیگراد نگهداری می شود و پس از 2 هفته قارچ رشد نموده و اسپان آماده مصرف می گردد. از این بذر به عنوان ماده تلقیح برای کیسه ها و شیشه های دیگر نیز می توان استفاده نمود.


« شرایط زیست محیطی مناسب برای قارچ صدفی »

در میان عوامل فیزیکی درجه حرارت یکی از فاکتورهای لازم جهت تولید و پرورش قارچ می باشد ولی قارچ می تواند رِنج وسیعی از تغییرات درجه حرارت را تحمل نماید. در مرحله ریشه دوانی جهت رشد سریع مِسِلیوم درجه حرارت باید ثابت نگه داشته شود. که حرارت مطلوب در این مرحله 25 درجه سانتی گراد می باشد.( قارچ دکمه ای، 18 درجه سانتیگراد برای تولید اندام باردهی)

تشکیل اندام های باردهی در حرارت 15 تا 25 درجه سانتی گراد صورت می گیرد که بیشترین میزان آن در حرارت 18 تا 22 درجه سانتی گراد است.

در گونه پلوروتوس اُستراتوس حرارت مطلوب باید برای تشکیل اندام باردهی در حدود 16 درجه سانتی گراد می باشد. وجود CO2 یا دی اکسیدکربن، در مرحله ریشه دوانی موجب تحریک رشد مِسِلیوم قارچ می شود که غلظت 2 تا 28% علاوه بر آنکه سبب تحریک رشد مِسِلیوم می گردد باعث می شود قارچ صدفی در رقابت با سایر میکرواُرگانیسم ها (موجودات میکروسکپی در کمپوست) که نمی توانند غلظت بالای CO2را تحمل نمایند پیروز شود.

تذکر: غلظت 5/37% CO2  مانع رشد مِسِلیوم می گردد. مِسِلیوم قارچ صدفی ادر است تحت شرایط نیمه هوازی (در غیاب اکسیژن زیاد) رشد می کند ولی برای تولید اندام باردهی باید اکسیژن کافی در اختیار قارچ قرار داده شود.

در مراحل اولیه تشکیل اندام باردهی نور مناسب اهمیت بسیار زیادی در افزایش محصول خواهد داشت. رطوبت مطلوب کمپوست قارچ صدفی 65 تا 70% و رطوبت مطلوب هوای داخل سالن (رطوبت نسبی اهمیت دارد) در حدود 85 تا 90% می باشد.


« روشهای تولید کود کمپوست »

2 روش عمده برای تولید کمپوست وجود دارد:

الف- روش دراز مدت : یک روش قدیمی و اولیه بوده و برای تولید کمپوست به منظور کشت قارچ در سطح تجاری مناسب نیست. البته به علت گرانی تکنولوژی روش کوتاه مدت، در بیشتر کشورهای آسیایی هنوز از روش دراز مدت برای تهیه کمپوست استفاده می گردد. تهیه کمپوست با این روش دارای مراحل ذیل می باشد:

1- خیس کردن کاه و کلوش: اولین گام در تهیه کمپوست خیس کردن کاه و کلوش می باشد در این روش کلوش مصرفی را به صورت لایه نازک در سطح سوله پخش می نمایند و با پاشیدن آب فراوان بر روی آن طی مراحل مختلف آن را خیس می نمایند به نحوی که کاملا اشباح از آب شود و نتواند آب بیشتری را جذب نماید، به این ترتیب در این مرحله رطوبت کاه به 75% می رسد. یک تُن کاه خشک تقریباً نیاز به 5000لیتر آب برای رسیدن به نقطه اشباح دارد.

2- مخلوط کردن و قالب زدن کمپوست: مرحله دوم کار پس از خیس نمودن کاه و کلوش اضافه کردن تمام مکملهای غذایی به جز پودر سنگ گچ به کمپوست می باشد که باید به صورت یکنواخت در سطح کاه انجام شود که این مواد باید به خوبی مخلوط شود، پس از مخلوط نمودن مکملهای غذایی با کمپوست، مخلوط را به صورت یک توده به ارتفاع 1 متر و عرض 1 متر روی هم انباشته می نمایند که در اصطلاح این عمل را قالب زنی نام دارد.

در مرکز کمپوست حرارت 59 الی 60 درجه می باشد.

عمل قالب زنی می‌‌تواند با دست یا به کمک قالبهای مخصوص و با استفاده از تراکتور صورت بگیرد. اندازه ابعاد قالب کمپوست بستگی به اندازه قطعات کاه و کلوش و دمای هوا دارد.

هر چه قطعات کاه و کلوش بزرگتر باشد و هوا سردتر باشد نیاز به قالب های بزرگتر می باشد ( 1 × 5/1 ).

3- برگرداندن کمپوست: به منظور بدست آوردن کمپوستِ مناسب و اطمینان از تأمین درجه حرارت مطلوب ( 70 تا 75 درجه سانتی‌گراد)ضروری می باشد. همچنین برای جلوگیری از عمل تخمیر زیاد کمپوست و تامین مواد غذایی مورد نظر باید طی مراحل تهیه کمپوست چندین مرحله عمل قالب زنی و برگرداندن کمپوست صورت گیرد


« دسته بندی قارچها »

الف) قارچهای خوراکی:

قارچهای خوراکی که چه به صورت ماده اصلی مواد غذایی و چه به صورت قارچهای خوراکی خودرو در فصل بهار و پاییز در طبیعت به محض اینکه محیط آماده می شود، می روید ( دما، رطوبت، نور ) و به طور سنتی مورد بهره برداری قرار می گیرد. قارچهای پرورشی در محیط مصنوعی با تنظیم میزان رطوبت، درجه حرارت مناسب و آماده سازی بستر به دست انسان کِشت شده و پرورش داده می شود. قارچهای چتری متعلق به زیر رده هلوبازیدیومسیت و رده بازیدیومسیت بوده و آن گروه از آنها که خوراکی هستند را اصطلاحاً ماشروم می نامند.

 

قارچهای خوراکی به دو دسته تقسیم میشوند:

1-    قارچهای خوراکی میکروسکپی (مخمر): این گروه از قارچها به صورت تازه و خشک مورد مصرف قرار می گیرند و از نظر مواد غذایی غنی و باارزش می باشد و دارای پروتئین، قند، چربی، ویتامین و آنزیم هایی مانند: هیدروژناز و پپسین و ... می باشند. از قارچهای میکروسکپی مهم می توان مخمر آب جو و خمیر ترش را نام برد.

2-      قارچهای خوراکی ماکروسکپی : این گروه از قارچها علاوه بر مصرف مستقیم در صنایع داروسازی، کنسروسازی، نوشابه سازی و غیره نیز به کار برده می شود. از مهمترین قارچهای این گروه می توان قارچ صدفی و دکمه ای را نام برد.

 

ب) قارچ سمی:

انسان قرن هاست که از سمی بودن قارچها آگاهی داشته، برخی از موارد مسمومیت از دوران رُم و یونان توسط قارچها به ثبت رسیده اند. این گروه از قارچها به صورت مختلف باعث مسمومیت در انسان می شود و گاهی نیز موجب مرگ می گردند. به طور مثال می توان قارچهای ذیل را نام برد:

1-       قارچ سمی آمانیتا موسکاریا

2-       قارچ سمی آمانیتا ریگالِس

3-       قارچ سمی آمانیتا پورفیرا

 

ج) قارچهای دارویی:

خصوصیات دارویی قارچها در طول تاریخ مورد توجه اقوام و ملل مختلف بوده است و در بسیاری از کشورها نقش مهمی را در درمان سرطان داشته است. در آزمایشگاههای داروسازی برخی از قارچها را به خدمت می گیرند و آنها را کِشت می دهند و از آنها داروهای شفابخش برای انسان و جانوران می سازند. به عنوان مثال: قارچ موکورال، برای تهیه و ساخت داروی کورتیزون مورد بهره برداری قرار می گیرد یا از کپک پنی سیلیوم داروهای گوناگونی مانند انواع آنتیبیوتیک ها به ویژه پنی سیلین و فراورده های آن ساخته می شود. همچنین می توانیم تهیه جوهر لیمو (اسید سیتریک) و اسید اگزالیک را از کپک سیاه یا آسپرژیلوس نِگرا نام ببریم.


« خصوصیات خاک پوششی »

1-      خاک مصرفی باید در نگه داری آب از ظرفیت بالایی برخوردار باشد تا از نفوذ سریع آب به لایه های زیری و از بین رفتن آن جلوگیری نماید.

2-      از نظر PH خنثی یا کمی غلیایی باشد. 3/7 ، 4/7

3-      فاقد هرگونه آلودگی قارچی، باکتریایی، تخم و لارو حشرات و مواد آلی کاملاً نپوسیده باشد.

4-    بافت آن زیاد سنگین نباشد، زیرا در غیر این صورت سطح خاک زود سِله می بندد و از رسیدن اکسیژن لازم و رطوبت به لایه های زیرین سطح خاک پوششی جلوگیری می نماید و سبب کاهش محصول می شود.( سوراخهای ریز و درشت در خاک را خُلَل-خُرَج می گویند)

 

موادی که می توانند به عنوان خاک پوششی مصرف شوند:

با توجه به آنکه خاک پوششی نقش چندانی در تغذیه ندارد، لذا کیفیت و خصوصیات فیزیکی خاک پوششی بر جنبه های غذایی آن برتری دارد. در کشورهای اروپایی از مخلوط پیت و آهک به عنوان خاک پوششی استاندارد استفاده می شود. در بعضی مناطق که خاک پیت در اختیار ندارند برای پوشاندن بستر از خاک مزرعه استفاده می کنند. در کِشت و صنعتهای بزرگ از مخلوط سیلت لوم و بقایای کمپوست مصرفی را که حداقل یکسال در معرض هوا قرار گرفته است خُرد و سَرَند –الک می کنند و با خاک مخلوط می نمایند.

چنانچه خاک پیت در اختیار نباشد با استفاده از هورمونهای زیر می توان خاک پوششی تهیه نمود:

1- خاک رُسی لوم  + کود گاوی کاملاً پوسیده        * به نسبت 1 : 1

2- خاک رُسی لوم  +  کود گاوی کاملاً پوسیده  +  کمپوست مصرف شده (2ساله)   * به نسبت 2 : 1 : 1

3- پرلیت  +  کمپوست مصرف شده  +  خاک رُسی لوم         * به نسبت 1 : 2  : 2

4- کمپوست مصرف شده  +  خاک رُسی لوم         * به نسبت  1 : 4

5- ورمیکولایت (خاک وارداتی)  +  کمپوست مصرف شده  +  خاک باغچه (رُسی لوم)       *به نسبت 1 : 2 : 2

 

** تذکر: چنانچه از خاک باغ در تهیه خاک پوششی استفاده می شود باید توجه نمود که خاک را از لایه سطحی مزرعه که محل فعالیت میکرواُرگانیسم های زیادی است برداشت ننمود بلکه لایه های تحتانی زمین برداشت نمود. در حدود 30 سانتیمتری زیر خاک


« توانایی پرورش قارچ صدفی »

قارچ صدفی از جمله قارچهای خوراکی می باشد که در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری از رشد مطلوبی برخوردار است، در حال حاضر گونه های متعددی از قارچ صدفی شناخته شده است که از قدرت تولید بالا و کیفیت مناسبی برخوردار می باشد و در شرایط حرارتی بالا نیز رشد مطلوبی دارد. بسیاری از گونه های قارچ صدفی بر روی چوبهای پوسیده و یا در حال پوسیدن و بقایای چوبی از جمله خاک ارّه و ضایعات کاغذ، ساقه های سبز موز، پوست غوزه پنبه، کنجاله سویا و بسیاری از مواد لینگوسلولزی دیگر رشد می نماید.

کِشت قارچ صدفی در کشورهای آسیای جنوب شرقی اروپا و آمریکا بسیار رایج می باشد و در طول فصول رشد می توان آنرا پرورش داد. اغلب گونه های قارچ صدفی رشد مِسِلیومیِ بالایی دارد و به راحتی مواد سِلولزی را تجزیه می کند لذا قدرت ساپروفیتیِ بالایی دارد. از نظر تغذیه و رفع گرسنگی و نیز احیای اقتصاد کشاورزی در کشورهای در حال توسعه پرورش گونه های صدفی نسبت به سایر قارچ های خوراکی از اهمیت و امتیاز بالایی برخوردار است. هر ساله هزاران تُن مواد زائد کشاورزی در ایران سوزانده و یا دور ریخته می شود که این مواد در اکثر نقاط ایران به وفور یافت می شود. یکی از راهکارهای مناسب ارتقاع کیفی این مواد استفاده از آنها به عنوان بستر کِشت قارچ صدفی می باشد. لذا استفاده از این مواد به عنوان بستر قارچ یکی از بهترین راههای ایجاد فرصت های شغلی جدید می باشد و سبب کاهش آلودگی محیط زیست می گردد.


« تشخیص قارچهای خوراکی و سَمّی از یکدیگر»

قارچها در طبیعت بسیار فراوانند، که بعضی از آنها خوراکی و بعضی دیگر سَمّی می باشند. سوالی که معمولاً از یک قارچ شناس می شود این است که چگونه می توان قارچ سمی از قارچ خوراکی تشخیص داد. واقعیت امر این است که تشخیص قارچ سَمّی از قارچ خوراکی بسیار مشکل است در گذشته گفته می شد که قارچهای سَمّی در اثر قطعه قطعه شدن تغییر رنگ می دهند و هنگام طبخ اگر سکه نقره در مجاورت آنها قرار گیرد سکه سیاه می شود یا آنکه قارچهای سمی را حلزون نمی خورد و چنانچه با پیاز تماس پیدا کند پیاز قهوه ای رنگ می شود، این قضاوتهای عجولانه در تفکیک گونه های سمی و خوراکی نه تنها هیچ ارزشی ندارد بلکه گاهی سبب ایجاد مسمومیت های خطرناکی نیز می شود. قارچهای سمی یا خوراکیِ تازه سکه نقره یا پیاز را سیاه نمی کند بلکه قارچهای فاسد یا در حال فساد مواد گوگرد دار از خود تولید می نماید که موجب سیاه شدن بعضی از اجسام می گردد، همچنین وجود حلقه بر روی ساقه قارچ نیز نمی تواند دلیل خوراکی بودن آن باشد، زیرا قارچهای سمی آمانیتا نیز دارای حلقه می باشند. بهترین راه تشخیص قارچهای سمی و خوراکی از یکدیگر به خاطر سپردن صفات ظاهری می باشد و از مصرف قارچهایی که در خوراکی بودن آنها اطمینان وجود ندارد باید اجتناب کرد. مسمومیت قارچی فقط از طریق خوردن ایجاد می شود و هیچ قارچی از طریق لمس کردن انسان را مسموم نمی کند. از تعداد چهار هزار گونه قارچ شناسایی شده حدود 700 الی 800 گونه آنها خوراکی است و لکن تعداد گونه های قارچی سَمّی خیلی کم و محدود، 60 – 70 گونه می باشد.


« تاریخچه قارچ چینی »

چینیان اولین افرادی بودند که بیش از 100 سال پیش موفق به تولید قارچ به روش مصنوعی شدند. روش پرورش قارچ احتمالاً از چین به سایر کشورهای مختلف منتقل شده و توسعه یافته است. در حال حاضر در بیشتر کشورها به ویژه کشورهای جنوب شرقی آسیا که مزارع برنج دارند تحت شرایط کنترل شده تولید می شود.


« تاریخچه پرورش قارچ خوراکی »

با توجه به آنکه قارچها سرشار از مواد غذایی گوناگونی می باشند میتوان با اطمینان ادعا نمود که تاریخ مصرف قارچ به عنوان غذا و دارو به زمانهای بسیار دور برمیگردد و بشر از زمانهای دور با این ماده غذایی آشنا بوده است و این ماده را به عنوان مواد غذایی بر جیره غذایی خود افزوده است.

 

آزتک ها از قارچها به عنوان مواد توهم زا در فالگیری استفاده می کردند و قارچ را گوشت خدا معرفی می کردند. در نوشته های کلاسیک و مذهبی بابلیان قدیم و یونان و رُمی ها نیز در مورد استفاده از قارچها مطالبی آمده است. قارچها در آسیای شرقی حدود 2000 سال قبل در چین و ژاپن پرورش داده میشد و در کشورهای غربی نیز کم و بیش تاریخ استفاده از قارچ به سالهای قبل از میلاد می رسد.... 2000 سال قبل از میلاد مسیح یک پزشک یونانی به نام نیکاندر به روشی ابتدایی قارچ را پرورش داد و چند سال بعد دیوسکورید روش ساده دیگری را برای تولید قارچ ابداع کرد.

 

در این میان فرد دیگری نیز روشهای مختلفی را برای پرورش قارچ ارائه دادند که مشکل همه این روشها کِشت انها در فضای آزاد بود زیرا پرورش قارچ در زمستان به علت سرما و یخبندان و در تابستان به علت گرما و وجود انگلها و بیماریهای گوناگون امکان پذیر نبود. به همین دلیل به مرور به فکر کِشت قارچ در گلخانه برای اولین بار در سال 1754 در سوئد ابداع شد و پس از آن به انگلستان و سایر نقاط اروپا گسترش یافت از آنجا که قارچ در تاریکی بهتر رشد می نماید، در اوایل قرن نوزدهم کِشت و پرورش آن در غارهای طبیعی در فرانسه توسعه زیادی پیدا کرد و در اوایل نیمه دوم قرن نوزدهم پرورش قارچهای خوراکی از اروپا به ایالات متحده آمریکا سرایت کرد و به سرعت در مناطق مختلف سالن های ویژه ای برای پرورش قارچ خوراکی بنا شد و در سال 1910 در ایالات متحده آمریکا سالن های استاندارد پرورش قارچ همراه با کنترل دقیق درجه حرارت، رطوبت و تهویه در تمام فصول سال ساخته شده اند.

 

در سالهای 1938 و 1946یک انقلاب صنعتی نیز در تهیه کمپوست مصنوعی برای صنعت پرورش قارچهای خوراکی به وجود آمد، اگرچه روشهای مختف کاشت و برداشت قارچهای خوراکی در کشورهای مختلف آسیایی برای مردم تقریباً شناخته شده است ولی روشهای کاشت و پرورش علمی آن نیز هنوز به خوبی توسعه نیافته است. هندوستان از جمله کشورهای آسیایی است که در آن پرورش قارچ خوراکی توسعه مناسبی یافته است و از سال 1941 تحقیقات خوبی پیرامون تکنولوژی تولید و پرورش قارچ در این کشور صورت می گیرد.


« بیماریهای ویروسی »

مجموعه‌ای از چند ویروس موجب بیماری خطرناک در قارچ خوراکی می‌شود که تحت نامهای بیماری قهوه‌ای، بیماری ساقه آبکی، بیماری X و بیماری خشکیدگی قارچ در منابع گزارش شده است. این بیماری موجب خسارت شدید به محصول قارچ در بسترها می‌شود. معمولاً ساقه قارچ بیمار در اثر بیماری کشیده و قارچ به شکل چوب طبل یا بشکه‌ای شکل در می‌آید. . کلاهک قبل از موعد باز می‌شود. باید توجه داشت که باز شدن قبل از بلوغ تیغه‌های کلاهک قارچ و دراز شدن ساقه قارچ ممکن است در اثر عوامل زیست محیطی و زراعی نیز به وجود آید.

بیماری ویروسی ممکن است علائم مشخصی نداشته باشد اما کاهش میزان محصول در واحد سطح شاید بهترین و مشخص‌ترین علامت بیماری باشد. ویروس باعث ضعیف شدن و کاهش مسلیوم قارچ می‌شود. انتقال ویروس‌ها از طریق اسپُراسپان به راحتی صورت می‌گیرد. لاروها، زنبورها و کنه‌ها به عنوان ناقلان ویروسهای قارچ خوراکی در منابع گزارش شده‌اند.


« بیماریهای قارچی »

در این زمینه 2 گروه بیماری به شرح ذیل از اهمیت خاصی برخوردارند.

·         بیماریهایی که در اثر عوامل زنده ایجاد می شوند.

·         بیماریهایی که در اثر اختلالات ژنتیکی و مطلوب نبودن شرایط محیطی در سالن های پرورش قارچ ظاهر می شود.

 

بیماریهای گروه اول نسبت به گروه دوم از اهمیت بیشتری برخوردارند و در صورت بی توجهی به آنها می توانند بخش عمده ای از محصول را از بین ببرند. عوامل زنده نیز از لحاظ وارد نمودن خسارت کیفی و کمّی بر محصول به دو دسته تقسیم می شوند:

1.موجوداتی که به صورت عامل بیماریزا(پاتوژن) مستقیماً به قارچ حمله کرده و از آن به عنوان میزبان و محیط رشد استفاده می کنند و سرانجام باعث از بین رفتن محصول می شوند، در این گروه قارچها باکتریها و ویروسها قرار می گیرند.

2.عوامل رقیب که با نابودکردن محیط رویشی به طور غیر مستقیم باعث بروز خسارت در قارچ می شود. بروز عوامل بیماریزا خصوصاً در مواقعی که بستر کشت ضدعفونی کامل نشده باشد و یا زمانیکه کشت درون کیسه ها به صورت فشرده انجام شود بیشتر است.


تفسیر و تعبیر علایم یک بیماری در تولید و پرورش قارچ دو عامل زیر است:

1.        چگونگی رشد و توسعه محصول در زمان وقوع بیماری

2.        راه ورود عوامل بیماریزا به محیط پرورش که با دانستن آن می توان به منبع آلودگی پی برد.

 

به طور کلّی 5 ناقل عمده برای آلودگی در محیط های پرورش قارچ باید در نظر داشت:

1.کارکنان سالنهای محیط کِشت

2. هوا

3. مواد استفاده در بسترهای کِشت

4. اِسپان

5. ابزار و تجهیزات مورد استفاده

 

 

بیماریهای اِسپان قارچ خوراکی:

1. اسپُرژیلوس       Aspergillus                                      6. کلادُس پُریوم             ClalosPorium

2. پِنی سِلیوم         Penicillium                                     7.  اپی کُکُم                    Epicocum  

3. فوزاریوم        Fusarium                                           8. هِلمین توس پُریوم   HelminThosPorium

4. آلترناریا             Alternaria                                       9. اسپُرین دونیما         SporenDonema  

5. نورُسپُرا        Nourouspora 


« بیماریهای باکتریایی »

در اثر بالا بودن رطوبت نسبی بیش از 80% و دمای 16 تا 25 درجه سانتیگراد به سرعت باعث این بیماری می شود و در نهایت موجب تقلید کمیت و به خصوص کیفیت می شود.

مهمترین بیماریهای باکتریایی:

  1. بیماری لکه قهوه ای قارچ خوراکی: عامل بیماریزای این بیماری باعث ایجاد لکه های زرد کمرنگ بر روی کلاهک و پایه می شود، لکه با گذشت زمان قهوه ای تیره و شکلاتی می شوند.
  2. بیماری لکه باکتریایی تیره: در اثر این بیماری لکه های روی کلاهک و حتی ساقه به شکل فرورفته یا حالت لزج ظاهر می شود.
  3. بیماری تیغه های اشک ریز       
  4. بیماری مومی شدن قارچ

راههای انتقال بیماری:

  1. منابع اولیه آلوده کننده ( خاک پیت، سنگ آهک، سنگ گچ )
  2. منابع ثانویه‌شان کلاهک‌های بیمار، دستها و کفشهای کارگران، سبدها، چاقوها (کاترها)، مگس‌ها و کنه‌هایی که به عنوان آفت محصول قارچ می‌باشند.
  3. 3.   
    « بیماری فیزیولوژیکی »
  4. بیماری تاج خروسی: در این بیماری اسپُرُُفُر (اسپرهایی که وجود دارند) حالت غیرعادی پیدا می کند، تیغه ها کوچک شده و در روی سطح کلاهک قارچ تشکیل می شود و یا در هین تغییر شکل دادن حالت باز مثل تاج خروس پیدا می کند. این بیماری عمدتاً در اثر ورود حاصل از سوزاندن روغن و ذغال در اطراف سالنها به وجود می آید. چنانچه کلاهک قارچ در مراحل اولیه تشکیل در معرض بخار یا گازهای ناشی دُز بالای قارچ کُش از مصرف قارچ کش ها یا گازهای ضدّعفونی کننده قرار گیرد نیز دچار تغییر شکل خواهد شد، زیرا این مواد سبب اختلال در رشد کلاهک و تیغه ها می شود.
  5. 5.   
    « آفات »
  6. ۱. مگس ها: معمولاً در روی کمپوست خاک پوششی یا در روی قارچهای خوراکی تخم ریزی می کنند و در شرایط طبیعی تخم ها در مدت 4 تا 5 روز تفریخ شده و تبدیل به لارو می شود. لاروها با تغذیه خود دالانهایی درون ساقه و کلاهک قارچ به وجود می آورند. سپس به درون خاک پوششی نفوذ کرده و در داخل خاک پوششی و کمپوست تبدیل به شفیره می شود. مگس بالغ خسارت چندانی به بار نمی آورد اما می تواند به عنوان ناقل قارچ حباب تر یا حباب خشک، عامل لکه باکتریایی و کنه ها عمل کند. خسارت عمده به وسیله لارو مگس در بسترها  بیشتر گزارش می شود و باعث کاهش ارزش اقتصادی آن می شود.
  7.  
  8. 2. زنبورها: بعضی از گونه های زنبور مهمترین آفات قارچهای خوراکی به حساب می آیند. لارو این زنبورها مسلیومهای موجود در کمپوست را کاملاً از بین می برند، همچنین با تغذیه از کلاهک ها در آنها ایجاد دالانهای متعدد می کند. زنبورهای بالغ با نفوذ نور غیر مستقیم خورشید به درون سالنها شروع به تخم ریزی نمایند.
  9.  
  10. 3. کنه ها: کنه ها می توانند خسارت چشمگیری به بذر موجود در کمپوست بزنند، علاوه براین با تغذیه از قارچ باعث ایجاد حفره هایی در سطح قارچها می شوند. کنه ها معمولاً همراه کاه و کلوش ، کود مرغی، و خاک پوششی پیت و یا به وسیله کمپوستهای غیر استاندارد وارد سالنها می شوند. کنه ها با تغذیه از مسلیوم قارچ خسارت شدیدی وارد می کنند و همچنین کنه ها ناقل ویروسهای قارچ خوراکی می باشند. شرایط غیرهوازی، افزایش رطوبت نسبی بسترها شرایط را برای گسترش و افزایش جمعیت کنه ها فراهم می نماید.
  11.  
  12. 4. نماتُدهای انگل: 3 دسته نماتد معمولاً در محیط های پرورش قارچ خوراکی مشاهده می شود عبارتند از
  13.   الف- نماتُدهای ساپروفیت (نماتُدهای آزاد)      ب- نماتُدهای شکارچی        ج- نماتُدهای انگل
  14. نماتُد انگل خسارت شدیدی به محصول وارد می کند و باعث کاهش رشد مسلیوم قارچ در کمپوست و بروز آلودگی ثانویه به وسیله باکتریها می شود. در صورتیکه خاک پوششی یا کمپوست پاستوریزه نشده باشد خسارت شدیدتر می شود.
  15. 15. 
    « آشنایی با مناسبترین زمان خاک دهی »
  16. زمانی عمل خاک دهی روی بستر انجام می شود که مرحله پنجه دوانی قارچ کامل شده و مسلیوم قارچ حداقل 75% سطح بستر را اِشغال نموده باشد. مدت زمان پنجه دوانی بستگی به نوع، مقدار، کیفیت بذر مصرفی، کیفیت کمپوست و شرایط محیطی موجود متفاوت می باشد و معمولاً 14 روز طول می کشد لذا حدود 14 روز پس از عمل تلقیح بسترها می توان از خاک پوششی استفاده نمود. خاک پوششی معمولاً به قطر 3 تا 5 سانتیمتر روی بستر قارچ پخش می شود. ** چنانچه رطوبت محیط را نتوان در حد لازم تامین نمود قطر خاک پوششی را ضخیم تر در نظر می گیرند.** برای یکسانی قطر خاک پوششی در تمام سطح بستر ضروری است قبل از مصرف خاک پوششی سطح بستر کاملاً صاف و فشرده شود.
  17. 17. 
    « آشنایی با مفهوم کود کمپوست »
  18. به مخلوط بقایای حیوانی (کود حیوانی) و بقایای گیاهی (کاه و کلوش) کود کمپوست گفته می شود.
  19. در شیوه های سنّتی پرورش قارچ، کود اسبی کمپوست شده مناسبترین بستر قارچ را تشکیل می داد. این بسترها قادر به تامین حدود زیادی از مواد غذایی مورد نیاز قارچ می باشد، به همین دلیل کاربرد وسیع آنها نتیجه بسیار مطلوبی داشت. در حال حاضر از سایر مواد به ویژه بقایای گیاهی و مواد زائد سلولزدارِ کارخانجات قند (نیشکر، چوب، کاغذ، ...) برای تهیه کمپوست قارچ در دنیا استفاده می شود و نتیجه مطلوبی نیز در بر دارد. بر اثر فعالیت میکروارگانیسم های درون کود حیوانی، پروتئین ها و کربوهیدراتها و املاح معدنی موجود در آن به شکل قابل جذب برای قارچ در می آیند. مسلیوم ها در طول رشد خود نیاز به لِگنین فراوانی دارند که به وسیله کاه موجود در کمپوست تامین می شود، بر اثر تجزیه سلولز نیز ویتامین های مورد نیاز قارچ فراهم می شود.
  20.  
  21.  
  22. کمپوست سازی برای پرورش قارچ خوراکی 3 هدف اساسی را تعقیب می کند:
  23. 1-    تبدیل کود اسبی و کاه و کلوش به موادی که بیشتر برای رشد قارچ خوراکی دکمه ای مناسب باشد نه برای سایر میکروارگانیسم هایی که در محیط وجود دارند.
  24. 2-      ایجاد محیط مناسب برای رشد میکروارگانیسم ها که به رشد قارچ خوراکی کمک می نمایند.
  25. 3-      حرارت بالایی که در نتیجه تخمیر درون کمپوست ایجاد می شود باعث از بین رفتن اغلب پاتوژن ها و آفات مضر می گردد.
  26. 26. 
    « آشنایی با فواید پرورش قارچ خوراکی »
  27. بقایای گیاهی از قبیل کاه و کلوش گندم و برنج و سایر مواد زائد کشاورزی، بقایای محصولات جنگلی و ضایعات صنعتی سلولزدار که کمتر مورد استفاده قرار می گیرند و اغلب با آتش زدن یا روشهای دیگر از بین می روند، عدم استفاده مناسب و به موقع از این منابع عظیم منجربه از بین رفتن آنها گشته و آلودگی محیط زیست را به همراه دارد. لکن با روشهای مختلف می توان این بقایای گیاهی را به مواد اولیه جهت پرورش قارچهای خوراکی تبدیل نمود و از کمپوست مصرف شده به عنوان کودِ آلی مرغوب در باغها و مزارع استفاده کرد، همچنین ضایعات کشاورزی بیش از 50 درصد منابع بالغوه خوراک دام کشور را تامین می کند، که به دلیل خَشَبی بودن و دارا بودن مواد لیگنوسلولزی و برخورداری از ضریب هضمی پایین عملاً کارایی لازم را در این مورد ندارد.
  28. یکی از راههای مناسب ارتقاع کِیفی این مواد استفاده از آنها به عنوان ماده اولیه بستر کِشت قارچِ صدفی می باشد که نهایتاً منجر به تجزیه فیزیکی و شیمیایی مواد به کار گرفته می شود و موجب افزایش مواد مُغذّی و پروتئینی آنها می گردد، علاوه بر این بعد از پایان برداشت می توان از کمپوستها به عنوان خوراک دام نیز استفاده نمود و کاه را به یک جیره غذایی غنی و پرارزش برای حیوانات اهلی در نظر گرفت.
  29. از دیگر مزایای کِشت و پرورش قارچهای خوراکی، امکان پرورش آنها در اتاقها یا سالن های سربسته می باشد، به خصوص در مواردی که هدف (صرفه جویی در استفاده از زمین می باشد). در سالن های پرورش قارچ می توان بیشترین میزان محصول را در واحد سطح نسبت به سایر سبزیجات و گیاهان گلخانه ای تولید نمود، و با توجه به رشد بسیار سریع قارچهای خوراکی پرورش قارچ دکمه ای کاری مفید و پرمنفعت معرفی شده است و همچنین تولید قارچ و به کار گیری مواد زائد کشاورزی در این زمینه یکی از بهترین راههای ایجاد فرصتهای شغلی جدید و ایجاد جاذبه در روستاها و تامین پروتئین گیاهی به حساب می آید.
  30. 30.  « آشنایی با فرمولبندی کمپوست »
  31. یک الگوی ثابت و استاندارد در سراسر دنیا برای تهیه کمپوست قارچ وجود ندارد، هدف اساسی از فرمولبندی کمپوست ایجاد تعادل بین کربن و ازُت موجود در کمپوست می باشد.
  32. میزان ازُت موجود در کمپوست در مرحله شروع کمپوست سازی حدود 5/1% وزن خشک مواد است و نسبت کربن به ازُت برابر 1  : 25 تا 30 می باشد در حالیکه در پایان مراحل آماده سازی کمپوست مقدار ازُت 2 تا 3/2% بوده و نسبت کربن به ازُت در کمپوست 1 : 17 می باشد.
  33. برای پرورش قارچ دکمه ای از دو نوع کمپوست استفاده می شود:
  34. الف- کمپوست طبیعی: به کمپوستی که مخلوطی از کاه و کود اسبی تهیه شود اصطلاحاً کمپوست طبیعی می گویند.
  35. به عنوان مثال..کود اسبی به مقدار 1 تُن، سبوس گندم 350 گرم، اوره 3 کیلوگرم، سولفات کلسیم ئیدراته به مقدار 30 تا 40 کیلوگرم.
  36. تذکر: به جای اوره می توان 100 تا 110 کیلوگرم کودمرغی استفاده نمود.
  37. کمپوست طبیعی تهیه شده از کود اسبی به علت ارزانی هنوز در کشورهای آمریکا و اروپا طرفداران زیادی دارد. اِشکال اساسی در کمپوست طبیعی اختلاف در کیفیت آن است، که باعث تاثیرات نامطلوب روی محصول خواهد شد، همچنین چنانچه در مراحل تهیه کمپوست دقت لازم صورت نگیرد و کمپوست یکنواخت بدست نیاید و عمل ضدعفونی به دقت انجان نشود، دمای درون بستر افزایش می یابد و تاثیر نامطلوب روی رشد مسلیوم می گذارد و علاوه بر این محیط مناسبی برای فعالیت آفات و بیماریها می شود.
  38. ب- کمپوست مصنوعی: به کمپوستی که مواد پایه آن را کاه و کلوش تشکیل می دهد کمپوست مصنوعی گفته می شود.
  39. برای تهیه کمپوست مصنوعی فرمولهای متعددی ارائه شده که تنوع آنها به مراتب بیشتر از کمپوستهای طبیعی می باشد که به عنوان مثال با بعضی از این فرمولها آشنا می شوید.
  40. کاه و کلوش گندم به مقدار 300 کیلوگرم، سبوس گندم 5/22 کیلوگرم، اوره 5 کیلوگرم، نیترات کلسیم و آمونیوم به مقدار 4 کیلوگرم، سولفات کلسیم ئیدراته به مقدار 88 کیلوگرم.
  41. فرمول زیر در کشت صنعتهای پرورش قارچ در ایران از کارایی مناسبی برخوردار می باشد. کاه و کلوش گندم 6 تُن، کودمرغی 3500 کیلوگرم، اوره 100 کیلوگرم، فلاس 100 کیلوگرم، سولفات کلسیم ئیدراته به مقدار 400 کیلوگرم.
  42. 42.  « آشنایی با روشهای آماده سازی بستر »
  43. الف- آماده سازی بستر در سطح زمین: در این روش احتیاج به فضای زیادی می باشد. از اشکالات دیگر این روش، خشک شدن سطح بستر می باشد که برای جلوگیری از آن باید سطح بستر با پلاستیک پوشیده شود تا رطوبت نسبی لازم در هوای اطراف آن تامین گردد.
  44. ب- روش قفسه ای: در این روش سالن های پرورش قارچ را با قفسه های متعدد طبقه بندی می کنند. چهارچوب قفسه ها معمولاً از چوب یا استیل ساخته شده و صفحات آنها چوبی یا توری می باشد. حدّ فاصل هریک از قفسه ها حداقل نیم متر است(50 سانتیمتر) و پایین ترین طبقه هر قفسه حداقل باید 20 سانتیمتر از زمین فاصله داشته باشد.
  45. در صورت استفاده از کمپوست سنگین ضخامت آن نباید بیشتر از 20 سانتیمتر باشد و اگر کمپوست سبک استفاده می شود می توان ضخامت کمپوست را 25 تا 30 سانتیمتر در نظر گرفت. در این روش عمل پنجه دوانی بذر و مرحله رشد قارچ در یک سالن اجرا می شود.
  46. ج- روش جعبه ای: در این روش از جعبه های ارزان قیمت استفاده می شود که این جعبه ها را می توان از مغازه ها تهیه کرد یا با چوب ساخت. در این روش جعبه ها را با کمپوست پُر می نمایند و پس از بذرپاشی داخل اتاقی روی هم می پوشانند و جعبه ها را به اتاق رشد منتقل می نمایند.
  47. جعبه های مصرفی نباید زیاد بزرگ باشند، جعبه هایی به ابعاد 15×50×100 سانتیمتر بسیار مناسب می باشد. جعبه ها باید از چوب محکم درست شده باشند و به منظور تهویه بهتر کمپوست و خروج آب اضافی باید در کف جعبه ها در محل اتصال تخته ها شکافی به عرض 1 تا 5/1 تعبیه شود.
  48. در چهارگوش جعبه پایه هایی قرار می دهند تا هنگام چیدن جعبه ها روی هم فضای کافی در بین آنها ایجاد شود، پایه های استفاده شده به ارتفاع 15 سانتیمتر می باشد، این فضا در هنگام برداشت قارچ استفاده می شود.
  49. این جعبه ها ظرفیت حدود 25 تا 35 کیلوگرم کمپوست را دارد.
  50. د- روش کیسه ای: روش رایجی است. با توجه به گران بودن جعبه ها و هزینه زیاد جایگزینی جعبه های سالم به جای جعبه های شکسته می توان از کیسه های پلاستیکی به عمق 45 سانتیمتر استفاده کرد.
  51. کیسه ها معمولاً ظرفیتهای متفاوتی دارند، در حدود 25 کیلوگرم ظرفیت آنها می‌باشد. کیسه‌ها را معمولاً بصورت قفسه‌ای یا در کف اتاق پهلوی هم قرار می‌دهند. استفاده از سیستم قفسه‌ای با صرفه‌تر می‌باشد، زیرا چیدن قفسه‌ها در کف اتاق باعث می‌گردد از کل فضای اتاق استفاده مطلوب بعمل نیاید، با توجه به آنکه قطر کمپوست در روش کیسه‌ای معمولاً زیاد می‌باشد ممکن است دمای درون آن افزایش یافته و باعث ایجاد خسارت گردد. به همین دلیل، استفاده از این روش بیشتر در مناطق خنک و یا در شرایطی که درجه حرارت قابل کنترل می‌باشد قابل توسعه می‌باشد
  52. 52. 
    « آشنایی با خاک پوششی بستر سالن های پرورش قارچ »
  53. به تدریج با رشد اسپان قارچ در کمپوست شبکه مسلیومی سفیدرنگی در سطح بستر تشکیل می شود که به تدریج به صورت یک پوشش یکنواخت سفید در سطح بستر مشاهده می گردد. در این هنگام باید سطح بستر با خاک پوششی مناسب پوشانده شود که به این عمل لایه کِشی گفته می شود. – بعد از 14 تا 15 روز –
  54.  
  55. به خاک پوششی روکش بستر گفته می شود.
  56.  
  57. ** خاک پوششی یکی از مراحل اساسی در تولید و پرورش قارچ دکمه ای می باشد. خاک پوششی به منظور متوقف کردن رشد رویشی قارچ و وادار کردن مسلیوم به تولید اندام باردهی مورد استفاده قرار می گیرد.**
  58.  
  59. اهداف اصلی خاک پوششی:
  60. 1-      خاک پوششی موجب یک تغییر متابولیسمی بر روی مسلیوم شده و منجربه تشکیل اندام باردهی می گردد.
  61. 2-      خاک پوششی به عنوان تکیه گاهی برای استقرار اندام باردهی مورد مصرف قرار می گیرد.
  62. 3-      رطوبت لازم برای تشکیل و رشد اندام باردهی قارچ را فراهم می سازد.
  63. 4-      از تبخیر رطوبت بستر جلوگیری به عمل می آورد.
  64. 64. 
    « آشنایی با چرخه زندگی قارچ صدفی »
  65. قارچ صدفی در هنگام بلوغ تعداد زیادی اِسپُر تولید می کند که به طور متناوب آزاد می شود. این اِسپُرها از طریق باد پخش می شوند و در روی بستر مناسب جوانه می زنند و مِسِلیوم اولیه را به وجود می آورند. سلولهای مِسِلیوم اولیه تک هسته ای می باشد و از برخورد دو مِسِلیوم اولیه حاصل از دو اِسپُر مختلف، مِسِلیوم ثانویه حاصل می شود. مِسِلیوم ثانویه دو هسته دارد و به سرعت رشد نموده و گره های اولیه را به وجود می آورند. این گره یا دکمه ها با رشد خود اندام های باردهی را به وجود می آورند.
  66. 66. 
    « آشنایی با تقسیم بندی قارچ »
  67. زمانیکه صحبت از قارچ به میان می آید بیشتر افراد قارچهای کلاهکدار و خوراکی را در ذهن خود تداعی میکنند. ولی قارچها دارای تنوع زیادی می باشند، دسته ای از آنها تک سلولی بوده و با چشم دیده نمی شوند و به عنوان انگل روی موجودات زنده زندگی می نمایند و مواد غذایی را از بدن آنها بدست می آورند. این گروه از قارچها برای جانداران خطرناک هستند، زیرا عموماً مولد بیماری در نزد گیاهان به حساب می آیند. با عنوان مثال در گیاهان سبب بیماری سفیدک خیار (سطحی) و سوختگی سیب زمینی و ... می شود و در جانوران بیماریهایی مانند کچلی و گَری را ایجاد می کنند.
  68. قارچهای انگل در بیشتر موارد میزبان خود را از بین می برند و پس از مرگِ میزبان شروع به پوسیده خواری می نمایند، این گروه از قارچها انگل یا پارازیت نامیده می شوند که این قارچها خوراکی نبوده و فقط یک نوع از آنها به نامِ فلامولینا خوراکی می باشد.
  69. گروهی دیگری از قارچها به صورت توده ای و کلاهدار گاه خیلی ریز و گاه خیلی درشت در طبیعت وجود دارند که اکثر این قارچها مواد غذایی مورد نیاز خود را از مواد آلی و پوسیده تامین می نمایند که باعث تجزیه این مواد می گردد. این گروه از قارچها از مواد آلی و پوسیده گیاهی و جانوری تغذیه می نمایند به قارچهای گندرو یا ساپروفیت معروف می باشند که قارچهای صدفی و  دکمه ای در این گروه قرار دارند.
  70. بعضی دیگر از قارچها با سایر گیاهان و جانوران زندگی مشترکی تشکیل می دهند به طوریکه قارچ و موجود میزبان متقابلاً از وجود یکدیگر سود می برند، به این گروه قارچها همزیست گفته میشود.( سیمبیوتیک ) قارچهای همزیست خیلی ریز بوده و با چشم دیده نمی شوند و خوراکی نیز نمی باشند، این دسته از قارچها مواد معدنی را که از محیط دریافت می دارند در اختیار میزبان قرار می دهند و آنزیم هایی را ترشح کرده و توسط مسلیوم های خود به درون آوندهای گیاه می فرستند (آوندهای آبی ،مواد غذایی) و سبب رقیق شدن شیره گیاهی می شوند و غذای آماده شده را توسط اندام های ویژه ای به نام میکوریز از گیاه میزبان جذب می نمایند.
  71. مثال دیگر این گروه گل سنگ می باشد که نوعی همزیستی بین قارچ و جلبک می باشد که سودرسانی آنها دو جانبه بوده به طوریکه قارچ آب و مواد معدنی را در اختیار جلبک قرار می دهد و جلبک با انجام عمل فتوسنتز ماده غذایی را علاوه بر مصرف خود در اختیار قارچ نیز قرار می دهد. در کتب پزشکی هندوستان که 3000 سال قبل از میلاد چاپ شده است، قارچها به 3 دسته: 1- قارچهای خوراکی 2- قارچهای سمی 3- قارچهای دارویی، تقسیم شده اند.
  72. 72. 
    « آشنایی با تاریخچه پرورش قارچ صدفی »
  73. کِشت قارچ صدفی برای اولین بار توسط آقای دکتر مصطفوی کارشناس رفع آفات وزارت کشاورزی در سازمان تحقیقات کشاورزی شد و مطالعاتی در این زمینه انجام پذیرفت. ایشان اقدام به تاسیس واحد تولید قارچ به نام اسب سفید نمودند که در سال 1365 به محصول دهی رسید. تهیه اِسپان قارچ صدفی نیز توسط آقای اسلان عزیزی و خانم حبیبه باقرپور در سال 1362 در جهاد دانشگاهی تهران در قالب طرحی ارائه شد و با موفقیت به پایان رسید.
  74. 74. 
    « آشنایی با انواع قارچهای صدفی »
  75. قارچ صدفی متعلق به رده بازیدیو مسیت ، راسته آگاریکالز ، خانواده آگاریکاسه و جنس پلوروتوس می باشد. گونه های این قارچ متفاوت می باشد که اغلب آنها رشد مِسِلیومی بالایی داشته، به راحتی مواد سلولزی را تجزیه می نماید.
  76.  
  77. در ذیل با برخی از این گونه ها آشنا می شوید:
  78. 1-    پلوروتوس اِستِراتوس : این قارچ یکی از بهترین گونه های شناخته شده در بین قارچهای صدفی می باشد و در سطح تجاری روی چوب و کاه و کلوش غلات و سایر بقایای گیاهی کِشت داده می شود. باردهی قارچ در طبیعت در کشورهای معتدل در فصول پاییز و زمستان که حرارت زیر 16 درجه سانتی گراد است صورت می گیرد.
  79.  
  80. 2-   پلوروتوس فُلوریدا : این قارچ را اولین بار در سال 1975 در مناطق نیمه گرمسیری فلوریدا آمریکا گزارش کردند. این گونه از نظر شکل ظاهری مانند گونه اُستراتُس محصول بیشتری داشته و قادر است شرایط حرارتی بالایی را تحمل نماید.   (قارچ اُستراتُس ــ صدف درخت هم گفته میشود.)
  81. 3-   پلوروتوس اِرینجی : این قارچ به طور طبیعی در جنوب اروپا، مناطق مرکزی آسیا و آفریقای جنوبی رشد می کند و به صورت انگل روی ریشه بعضی از گیاهان خانواده چتریان (هویج) رشد می کند. این گونه تا کنون فقط در سطوح آزمایشگاهی کِشت شده است، بوی دلپذیر و کیفیت پُخت مناسب آن را در ردیف مرغوبترین گونه های پلوروتوس قرار داده است. در بازارهای اسپانیا، افغانستان، مراکش، هندوستان و ایران به صورت تازه و خشک یافت میشود.
  82.  
  83. 4-    پلوروتوس سیستیدیوسوس : این قارچ در کشور تایوان به فراوانی کِشت شده و به صدف تابستانی مشهور است. متاسفانه این قارچ بوی تندی داشته و باب طبع بسیاری از مصرف کنندگان نمی باشد.
  84.  
  85.  
  86. 5-   پلوروتوس فِلابِلاتوس : روش کِشت این قارچ را از هندوستان گزارش نموده اند، لکن اطلاعات کافی در مورد خصوصیات زراعی و امکان کِشت آن در سطح تجاری در دست نیست.
  87.  
  88. 6-    پلوروتوس کورنوکوپی : این قارچ دارای رنگ زرد می باشد و از سایر گونه های پلوروتوس قابل تشخیص است، کِشت ان فقط در سطوح آزمایشگاهی انجام یافته است و در طبیعت روی چوب درختان بلوط، انجیر، راش و غیره این قارچ رشد می نماید.
  89.  
  90.  
  91. 7-   پلوروتوس ساپیدوس : این گونه ها از لحاظ شکل ظاهری با سایر گونه های پلوروتوس اختلاف دارد. اما مزه آن شبیه قارچ صدفی اُستراتُس می باشد. اِسپُرهای این قارچ دارای رنگ بنفش روشن است در حالیکه در گونه اُستراتُس اِسپُرها دارای رنگ سفید می باشد.
  92.  
  93. 8-    پلوروتوس ساجِرکاجو ( قارچ صدفی دینگِری ): این قارچ را اولین بار جان دیک و کاپور در سال 1976 در هندوستان از طبیعت جمع آوری نمودند و از آن کِشت خالص تهیه کردند. در مقایسه با سایر گونه های خوراکیِ پلوروتوس این گونه بسیار مرغوب تشخیص داده شده است. این قارچ به علت رشد آسان و باردهی عالی و شکل و مزه خوب به سرعت به صورت یک گونه تجاری در بسیاری از کشورها به خصوص آسیای جنوب شرقی مورد بهره برداری قرار گرفت.
  94. 94. 
    « آشنایی با انواع قارچهای خوراکی و جنبه های اقتصادی پرورش آن »
  95. الف- قارچ دکمه ای 
  96. ب- قارچ صدفی            
  97. ج- قارچ چینی ، والواریلا
  98.  
  99. قارچ دکمه ای دارای عطر و طعم طبیعی و بسیار مطبوع می باشد، قارچ دکمه ای جزء قارچهای ساپروفیت می باشد که بر روی مخلوط کود حیوانی و بقایای گیاهی قابل پرورش می باشد، و قارچ صدفی بر روی بقایای گیاهی به خصوص کاه گندم و برنج رشد می کند و از لحاظ غذایی نیازمند سلولز، هِمی سلولزی و لیگنین می باشد و جزء قارچهای ساپروفیت می باشد. این قارچ از جمله قارچهای خوراکی است که در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری پرورش می یابد و به علت هزینه کم و رشد آسان پرورش دهندگان قارچ امروزه به پرورش این قارچ روی آورده اند و قارچ چینی از جمله قارچهای خوراکی است که در مناطق گرمسیری و معتدل رشد می کند و بسیار خوشمزه است، بر روی کاه برنج به راحتی رشد کرده و چینیان اولین افرادی بودند که این قارچ را به روش مصنوعی بیش از 1000 سال پیش تولید نموده اند!

« اصول مراقبت از بسترها پس از خاک دهی »

پس از خاک دهی باید شرایط لازم برای رشد و نفوذ مسلیوم قارچ در خاک پوششی فراهم شود که این شرایط عبارتند از :

1-      تنظیم درجه حرارت در بستر در حدود 23 تا 25 درجه سانتیگراد

2-      تامین رطوبت نسبی درون سالن در حد اشباح ›100درصد‹

3-      تهویه مناسب

*تذکر: خاک پوششی همانند یک لحاف سطح بستر را می پوشاند از این رو ممکن است سبب افزایش درجه حرارت شود، لذا قبل از خاک دهی حرارت دورن بستر را 3 تا 5 درجه سانتیگراد باید کاهش داد.

  • برای اندازه گیری دمای درون کمپوست باید دماسنج را در مرکز کمپوست فرو ببریم.

** پس از آنکه شبکه مسلیومی سطح خاک پوششی را کاملاً پوشاند باید شرایط را به نحوی تغییر داد تا قارچ برای تولید اندام باردهی تحریک شود. تولید محصول قارچ خوراکی به شدت تحت تاثیر شرایط محیطی موجود در سالن ها می باشد. پس از آنکه شبکه مسلیومی کاملاً سطح خاک پوششی را پوشاند حرارت داخل سالن را به مدت 2 روز به 16 تا 18 درجه سانتیگراد کاهش می دهیم و عمل تهویه با هوای آزاد صورت می گیرد در این مرحله اولین نشانه های تشکیل اندام باردهی با تشکیل مسلیوم های ضخیم که در بین قارچ کاران فرانسوی لامارکو معروف است شروع می گردد، پس از این مرحله اندام باردهی قارچ شبیه به ته سنجاق ظاهر می گردد. (مرحله ته سنجاق شدن یا پین هِید  Pin Head ) که این مرحله معمولاً 25 روز پس از بذرپاشی اتفاق می افتدو در * شرایط خنک ممکن است تا 35 روز افزایش یابد.

سپس قارچ وارد * مرحله دکمه ای شدن می شود که این مرحله استراحتی بوده * و ممکن است قارچ در این مرحله برای 4 تا 6 روز هیچ رشدی نداشته باشد پس از آن رشد سریع کلاهک آغاز می شود. چنانچه عمل تهویه زودتر از موعد مقرر صورت گیرد و یا آنکه سطح خاک پوششی بیش از حد خشک باشد اندام های باردهی معمولاً در حد فاصل خاک و کمپوست تشکیل می شوند.

در هنگام هوادهی سالن ها اگر هوای کافی وارد سالن شود مقدار گاز کربنیک موجود در سالن کاهش یافته و تمامی اندام های باردهی قارچ به طور یکواخت رشد می نماید و مقدار محصول افزایش می یابد.

برعکس اگر هوادهی به صورت ناقص انجام شود رشد قارچ به صورت یکنواخت نبوده و اندام های باردهی در مراحل رشدی مختلف روی سطح بستر مشاهده می شود. *( در مرحله رشد بهترین درجه حرارت برای قارچ 18 درجه سانتیگراد می باشد ) و با کاهش درجه حرارت میزان رشد قارچ نیز کاهش می یابد.


« اصول تهیه اسپان قارچ با استفاده از بذر غلات »

در این روش 10 کیلوگرم گندم را به مدت 15 دقیقه در 15 لیتر آب می جوشانند، شعله را خاموش نموده و اجازه می دهند تا دانه های گندم 15 دقیقه دیگر داخل آب جوشیده باقی بمانند به این ترتیب دانه گندم کاملاً نرم می شود. گندم ها را داخل یک صافی یا اَلک می ریزند تا آب اضافی از آن خارج شود، سپس آن را روی یک تکه پارچه یا کاغذ روزنامه پهن نموده تا خنک شود و آب موجود در سطح آنها تبخیر گردد، در این هنگام مقدار 120 گرم سولفات کلسیم ئیدراته و 30گرم کربنات کلسیم را به دانه ها اضافه نموده و خوب مخلوط می نمایند. سولفات کلسیم از بهم چسبیدن دانه ها جلوگیری می کند و کربنات کلسیمPH مناسب را فراهم می آورد.

دانه های آماده شده در شیشه های نیم متری یا کیسه های پلاستیکی می ریزند (در هر کیسه یا هر شیشه حدود 250 گرم گندم جوشیده) و سپس درپوش پنبه ای را گذاشته و آنرا در اتوکلاو در دمای 121 درجه سانتیگراد به مدت 2 ساعت استریل می نماییم سپس شیشه های حاوی دانه گندم را با کشت خالص قارچ مایه کوبی کرده و در محیط تاریک با حرارت 22 تا 24 درجه سانتیگراد به مدت 2 هفته نگهداری می نمایند تا مسلیوم قارچ سطح دانه ها را بپوشاند. برای این منظور از سایر دانه های غلات مانند جو، ارزن، سورگُم و ... نیز می توان استفاده نمود. پرلیت ماده ای است که در 1000 درجه سانتیگراد افزایش حجم پیدا می کند.

 

مواد لازم برای تهیه اسپان در این روش عبارتند از:

1- پرلیت به مقدار 1450 گرم، 2- سبوس گندم 1650 گرم، 3- سولفات کلسیم 200 گرم، 4- کربنات کلسیم 50 گرم، 5- آب به مقدار 665 میلی لیتر.

پس از مخلوط کردن این مواد آنها را داخل شیشه های نیم متری ریخته و استریل می نمایند. بقیه مراحل مشابه روش تهیه اسپان با بذر غلات می باشد. اسپان تهیه شده با این روش به نسبت ارزان بوده و به مدت زمان طولانی تری قابل نگهداری می باشد.


« اصول بسته بندی محصول »

قارچ محصول فوق العاده ظریف و حساسی است و پس از برداشت به تدریج کیفیت خود را از دست می دهد لذا برداشت، جابه جایی و نگه داری محصول باید با کمال دقت و مراقبت اجرا شود. وارد شدن هرگونه فشار و ضربه به قارچ باعث قهوه ای شدن کلاهک شده و بازارپسندی آن را به شدت کاهش می دهد.

به منظور حفظ کیفیت محصول رعایت نکات ذیل در هنگام برداشت محصول و پس از آن توصیه می شود:

1-      در هنگام چیدن قارچ باید توجه داشت که به کلاهک فشار بیش از حد وارد نشود و از تماس بیش از حدّ دست با آن نیز خودداری شود.

2-    بهتر است قارچها در هنگام برداشت مستقیماً در ظروف بسته بندی قرار گیرد و از تجمع محصول به صورت توده خودداری شود زیرا این عمل باعث وارد شدن فشار به لایه های زیرین محصول و صدمه دیدن یا قهوه ای شدن آن خواهد شد.

3-      قبل از برداشت محصول از آبیاری بستر خودداری شود زیرا این عمل باعث پخش ذرات خاک بستر بر روی کلاهک قارچ و کثیف شدن آن می شود.

 

در ایران بیشتر قارچ به صورت تازه مصرف و مقدار کمی نیز به صورت کنسرو نگه داری و به بازار عرضه میشود. قارچ تازه بیش از 48 ساعت در حرارت 20 درجه سانتیگراد قابل نگه داری نیست(چون بیش از 70 درصد وزن قارچ را آب تشکیل داده است). اما می توان آن را به مدت 1 هفته در حرارت 4 درجه سانتیگراد نگه داری کرد. نگه داری قارچ در درجه حرارت بالا موجب خشک شدن، قهوه ای شدن، چرمی شدن بافت، باز شدن کلاهک و طویل شدن ساقه قارچ و در نهایت آلودگی با باکتری می شود، در این صورت بوی زننده از قارچ استشمام می شود. به منظور کاهش آثار حرارت و کمک به نگه داری قارچ معمولاً آنها را در بسته های پلاستیکی مخصوص بسته بندی کرده و سطح بسته توسط یک لایه پلی اتیلن (سلیفون) پوشیده می شود.

در ایران معمولاً قارچ به صورت فوق در بسته های 200 تا 400 گرمی در ظروف یکبارمصرف بسته بندی می شود و برای انجام تهویه مناسب معمولاً 4 تا 6 سوراخ کوچک در پوشش پلاستیکی ایجاد می شود.


« اصول برداشت محصول »

برداشت زمانی صورت می گیرد که کلاهک قارچ در حد مطلوب رشد کرده ولی باز ندشه باشد.

(تیغه ها مشخص نباشند در این زمان معمولاً سطح کلاهک پهن شده و قطر آن به 5/2 تا 8 سانتیمتر می رسد.)

 

در دمای 18 درجه سانتیگراد اندام باردهی قارچ طی 8 تا 10 روز به حداکثر رشد از نظر وزن و اندازه رسیده و آماده برداشت می شود و تولید و رشد اندام باردهی قارچ در مدت زمان 6 تا 8 هفته  (42 تا 48 روز) طول می کشد. طی این مدت به تدریج اندام باردهی رشد کرده و طی چین ها متعدد باید برداشت شود، فاصله هر چین از چین قبل حدود 7 تا 10 روز است. در حد فاصل بین دو چین نیز معمولاً چند کلاهک بالغ ممکن است به وجود آید که می توان آن را برداشت کرد و پس از هر چین باید بستر آبیاری و طی مدت زمان رشد رطوبت خاک پوششی در حد اشباح نگه داشته شود.

( کمبود رطوبت نسبی باعث می شود قارچ چرمی شود و وزنش سبک شود.)

برای چیدن قارچ کمی کلاهک را به سطح بستر فشار داده و سپس به آرامی پیچ می دهند و به طرف بالا می کشند تا از خاک خارج شود چنانچه ذرات خاک و مسلیوم به کلاهک چسبیده باشد با یک کاتر تیز کلاهک را تمیز می نمایند. یک روش دیگر برای برداشت این است که کلاهک های رسیده را با یک کاتر تیز و استریل از سطح خاک بریده و جمع آوری می کنند * سپس به کمک کاتر بقایای گوشتی کلاهک (ساقه) که در خاک باقی مانده است را از خاک خارج می کنند.(چون باعث کپک می شود)

چاله های ایجاد شده در سطح بستر نیز دوباره با خاک پوششی استریل پر می شود پس از هر برداشت باید تمامی اندام های گوشتی قارچ یا اندام های باردهی که از بین رفته اند را از سطح بستر جمع آوری می کنیم

*( میزان محصول با کیفیت کمپوست و نحوه مدیریت سالن های تولید پرورش قارچ رابطه مستقیم دارد)

در کشورهای غربی که تکنولوژی پیشرفته در اختیار دارند میزان متوسط محصول بالغ بر 30 تا 40 کیلوگرم در مترمربع می باشد. در کشور ما میزان برداشت بسیار متغیر است به حدود 6 تا 20 کیلوگرم در مترمربع می رسد.

** از 1 تُن کاه خشک می توان حدود 5/2 تن کمپوست تهیه کرد که این مقدار کمپوست می تواند به طور متوسط 450 کیلوگرم قارچ برداشت کند.

135 کیلوگرم برداشت نامناسب است. معمولاً بیشترین محصول در چین های اول و دوم برداشت می شود و کاهش محصول در هر دو چین نسبت به چین قبل مشاهده می شود.


« احتیاجات غذایی قارچ صدفی »

از لحاظ غذایی قارچ صدفی نیاز به سلولز، همی سلولز و لِگنین دارد. در طبیعت اغلب گونه های قارچ صدفی روی اندام های زنده یا مُرده گیاهی که از نظر مواد غذایی و ویتامین ها فقیر می باشند رشد می کنند. برای رشد مِسِلیوم و تولید اندام باردهی قارچ مواد غذایی موجود در کاه گندم و جو ساقه های ذرت، کاغذ، خاک ارهّ و بقایای گیاهی دیگر مورد استفاده قرار می گیرد، البته افزودن سایر موادِ غذایی مانند پروتئین، آرد سویا، سبوس گندم و برنج، نیترات سُدیم و یا کلسیم باعث تسریع رشد قارچ و افزایش کمّی و کیفی کحصول می گردد.

سئوال

شاید شما نیز با این عقیده موافق باشید که با دریافت اطلاعات غلط، خروجی‌های فعالیت‌های شما نیز نادرست خواهد بود. وقتی مدیری گزارش‌هایی نادرست و مبهم از همکاران خود دریافت می‌کند، تصمیمات او نیز بر پایه همین اطلاعات شکل می‌گیرد و می‌تواند به یک نتیجه بحرانی در سازمان تبدیل شود. این اصل در ارتباطات ما با دیگران نیز صادق است چرا که اگر سوالات بی‌ربط و نادرست از دیگران بپرسیم، احتمالا پاسخ‌هایی اشتباه و بی‌ارزش دریافت می‌کنیم.
  معرفی ابزار 
پرسیدن سوالات درست، کلید اصلی ارتباطات موثر و تبادل اطلاعات محسوب می‌شود. با استفاده از طرح پرسش‌های درست در موقعیت‌های مناسب شما می‌توانید به دستاوردهای مهمی چون جمع‌آوری و کسب اطلاعات بیشتر، ایجاد روابط قوی‌تر با افراد، مدیریت موثر بر دیگران و یادگیری برسید. در این نوشتار ابزار تکنیک‌های پرسش درست به شما معرفی می‌شود.
تکنیک 1- سوالات باز و بسته: سوالات بسته معمولا به مواردی اطلاق می‌شود که پاسخی در حد یک کلمه یا بسیار کوتاه دارند. برای مثال پاسخ سوالی چون«آیا تشنه هستید؟» به‌طور مشخص «بله» یا «خیر» است. یا پاسخ سوال «در کدام شهر زندگی می‌کنید؟» معمولا در حد نام یک شهر است. 
البته سوالات بسته نابجا می‌تواند منجر به آسیب به یک مذاکره و سکوت طولانی شود، بنابراین بهتر است در جریان مذاکرات با دقت نظر کامل از آن استفاده شود. 
اما سوالات باز، به گونه‌ای است که پاسخ‌دهنده ناگزیر از بیان دانش، افکار و احساسات درونی خود است. در این‌گونه سوالات معمولا از واژه‌هایی چون «به من بگو...» یا «برای من توضیح بده...» استفاده می‌شود. نمونه‌هایی از سوالات باز می‌تواند این موارد باشد:«در جلسه چه اتفاقی افتاد؟»، «چرا او این‌گونه واکنش نشان داد؟»، «به من بگو چه اتفاقی افتاده؟». 
سوالات باز برای موارد زیر مناسب است: 
• وقتی قصد دارید سر صحبت را با کسی باز کنید: «تعطیلات چطور بود؟»
• زمانی که می‌خواهید به جزئیات بیشتری برسید: «ما به چه چیزهای دیگری برای رسیدن به موفقیت نیاز داریم؟»
• وقتی که می‌خواهیم نظر شخصی افراد را در مورد موضوعی بدانیم:«در مورد این تغییرات چه نظری دارید؟»
تکنیک 2- قیف سوالات: این تکنیک با سوالات عمومی آغاز می‌شود و سپس به‌صورت هدفمند و با استفاده از پاسخ‌های مخاطب به کسب اطلاعات جزئی بیشتر با طرح سوالات جزئی‌تر منجر می‌شود. معمولا این روش توسط کارآگاهان برای کسب اطلاعات از یک فرد مطلع استفاده می‌شود. برای مثال نحوه استفاده از این تکنیک برای دریافت اطلاعات از یک شاهد عینی می‌تواند این‌گونه باشد:
سوال: «چند نفر در این درگیری حضور داشتند؟»، پاسخ:«حدود 10 نفر.»
سوال: «نوجوان بودند یا بزرگسال؟»، پاسخ: «اغلب نوجوان بودند.»
سوال: «چه سن و سالی داشتند؟»، پاسخ: «حدود 14 تا 15 سال.»
سوال: «آیا ویژگی، علامت یا مشخصه‌ای داشتند؟»، پاسخ: «بله. کلاه قرمز بیس‌بال با علامت N پوشیده بودند.»
به این ترتیب فرد سوال‌کننده می‌تواند به کشف یک حقیقت از یک ماجرا پی ببرد. این روش می‌تواند در کشف تعارضات سازمانی به‌کار برده شود. 
تکنیک 3- سوالات کاوشی: روشی دیگر برای کسب جزئیات بیشتر، تکنیک سوالات کاوشی است. در این روش سوال‌کننده به دنبال دلایل می‌گردد. یکی از بهترین راه‌حل‌ها در این روش استفاده از واژه «چرا» برای کسب اطلاعات است. استفاده از این تکنیک تا رسیدن به پاسخی کافی برای پرسشگر ادامه می‌یابد. یکی از ویژگی‌های خوب این روش حصول اطمینان از جزئیات است ضمن اینکه در مسیر استفاده از این روش می‌توانید متوجه شوید چه کسانی در رسیدن به پاسخ نهایی مانع‌تراشی می‌کنند. 
تکنیک 4- سوالات راهبردی: در این روش، شما فرد مخاطب خود را به تفکر و تعمق بیشتر وا می‌دارید و البته او را مجبور به انتخاب یک گزینه می‌کنید. فرض کنید به عنوان مدیر ارشد، از مدیر پروژه سازمان خود بپرسید: «فکر می‌کنید این پروژه چقدر تاخیر خواهد داشت؟» با طرح این سوال، این فرض را به وی منتقل می‌کنید که این پروژه سر موعد مقرر تحویل نخواهد شد! 
یا اگر بخواهید ذهنیت خود را به مخاطب القا کنید، می‌توانید از این روش استفاده کنید. مثلا بپرسید: «فلانی، فرد بسیار موثری در شرکت است، این‌طور نیست؟!»
تکنیک 5- سوالات خبری: این نوع سوال در حقیقت، گزاره‌ای است که از زبان شما در قالب یک سوال مطرح می‌شود و معمولا انتظاری برای پاسخی از شنونده برای آن ندارید. برای مثال ممکن است در حین یک پروژه خیلی خوب بپرسید: «این پروژه خیلی بی‌نظیر است، این‌طور نیست؟» در حقیقت با این روش تنها شما شنونده را با خود همراه می‌کنید. 


 مزایای استفاده از ابزار 
شاید طرح پرسش بخشی از مکالمات روزمره همه ما باشد، اما استفاده آگاهانه از سوالات می‌تواند منافع و مزایای قابل توجهی برای هر یک از ما داشته باشد، برخی از این موارد به شرح زیر است: یادگیری، ایجاد ارتباطات سازنده، مدیریت و مربیگری، اجتناب از سوءتفاهم، ایجاد فضای کاری دوستانه و مناسب و متقاعدسازی افراد. به خاطر داشته باشید همیشه ساده‌ترین پرسش‌ها بااهمیت‌ترین پرسش‌ها به شمار می‌رود و پاسخی برای آنها وجود ندارد و پرسشی كه نتوان به آن پاسخ داد، مانعی است كه فراتر از آن نمی‌توان رفت